3 لغت/ Gist & context به چه مفهوم است؟
Foreign / معنی: خارجی، بیگانه مثال: She loves learning foreign languages. او عاشق یادگیری زبانهای خارجی است. Gist معنی: مفهوم کلی، جوهره مثال: I didn’t understand every word, but I got the gist of the story. من هر کلمه را متوجه نشدم، اما مفهوم کلی داستان را فهمیدم. Context معنی: زمینه، متن پیرامون مثال: You […]
۳ عبارت کاربردی/ Accurately به چه معناست؟
Accurately معنی: بهطور دقیق مثال: She can accurately describe what happened. او میتواند آنچه را که اتفاق افتاده بهطور دقیق توصیف کند. Be aware of sth معنی: آگاه بودن از چیزی مثال: You should be aware of the risks. باید از خطرات آگاه باشی. Express sth معنی: بیان کردن چیزی مثال: He expressed his opinion […]
ساختاری برای بیان خواسته یا توصیه
وقتی میخوایم دربارهی خواسته، توصیه، الزام یا شرایط غیرواقعی حرف بزنیم، از Subjunctive استفاده میکنیم. ساختار: Subject + (suggest/insist/recommend/essential/important) + that + Subject + base verb مثالها: They suggested that he leave early. پیشنهاد دادن که او زودتر بره. It is essential that everyone be on time. ضروریه همه سر وقت باشن. فعل بعد از […]
3 لغت کاربردی/ Accurate & Frustrating
Encouraging معنی: دلگرمکننده مثال: The teacher’s words were very encouraging. حرفهای معلم بسیار دلگرمکننده بود. Accurate معنی: دقیق مثال: The report was accurate in every detail. گزارش در هر جزئیات دقیق بود. Frustrating معنی: ناامیدکننده، کلافهکننده مثال: Waiting for the bus in the rain was frustrating. منتظر ماندن برای اتوبوس زیر باران کلافهکننده بود.
تفاوت عبارت Steal & Rob
زمانی که (object) جملهی ما مثلا پول، کیف، ساعت، ماشین و…. است که دزدیده شده است از “Steal” استفاده میکنیم. Steal something from somebody or Somewhere مثال: Someone has stolen all his money . شخصی همه پول او را دزدیده است. زمانی که مفعول جمله مثلا خانه، بانک، یک شخص و … باشد که از آن […]
3 لغت/ offensive & slang
Slang معنی: زبان محاورهای و غیررسمی often use slang in their conversations. نوجوانها اغلب در مکالماتشان از زبان عامیانه استفاده میکنند. Offensive معنی: توهینآمیز، رنجاننده Some people found the joke offensive. بعضیها آن شوخی را توهینآمیز دانستند. Syllable معنی: بخش آوایی (هجا) The word ‘computer’ has three syllables. کلمهی «computer» سه بخش آوایی (هجا) دارد.
3 لغت/Thrilled به چه معناست؟
Thrilled معنی: خیلی خوشحال و هیجانزده He was thrilled to win the game. او از بردن بازی خیلی خوشحال و هیجانزده بود. Furious معنی: بسیار عصبانی She was absolutely furious when she lost her keys. او وقتی کلیدهایش را گم کرد، بهشدت عصبانی شد. Astonished معنی: بسیار متعجب I was astonished to hear the news. […]
اصطلاحی برای ” بدون دعوت جایی رفتن”
Crash someone’s party معنی: «بیدعوت رفتن به یه مهمونی یا جمع». We crashed their party last night! دیشب بیدعوت رفتیم مهمونیشون! Tom didn’t get an invite, but he crashed the party anyway! تام دعوت نشده بود، ولی بازم رفت مهمونی!
۳ عبارت کاربردی/ fed up & hang out به چه معناست؟
Hang out = وقت گذروندن با کسی I usually hang out with my friends on weekends. من معمولا آخر هفتهها با دوستانم وقت میگذرانم. Fed up = خسته و کلافه بودن I’m fed up with this weather! از این هوا دیگه خسته شدم! Break the ice معنی: شکستن سکوت یا شروع یه گفتوگو تو موقعیتهای […]
نکته سریع گرامر درباره Few & Little
نکته سریع گرامر (Quick Grammar) Few vs. Little چه زمانی از “few” و چه زمانی از “little” استفاده کنیم؟ – A few (چندتا) → برای چیزهای قابل شمارش مثال: She bought a few apples. او چندتا سیب خرید. – A little (کمی) برای چیزهای غیرقابل شمارش مثال: He needs a little time. او به کمی […]













Wednesday, 2 September , 2026