اصطلاح “Hit the hay” به چه معناست؟
Hit the hay به معنای “رفتن به خواب” یا “خوابیدن” است. این اصطلاح عمدتاً در محیطهای غیررسمی برای اعلام آمادگی برای خوابیدن به کار میرود. مثال: ” .Friend 1: ” It’s getting late; we should probably hit the hay ” !Friend 2: ” Yeah, I have an early meeting tomorrow. Goodnight در این مثال، دوست […]
۳ اصلاح مفید و کاربردی/”I know my onions” به چه معناست؟
I know my onions من کار خودمو بلدم No ifs, no buts اما و اگر نداریم Get out of hand از دست رفته، غیرقابل کنترل
4 لغت کاربردي/ “Approach” به چه معناست؟
1. Analyze معنی: تحلیل کردن Scientists analyze data to find patterns. دانشمندان دادهها را برای یافتن الگوها تحلیل میکنند. 2. Recognize معنی: تشخیص دادن، شناختن I recognized her voice immediately. من فوراً صدای او را تشخیص دادم. 3. Approach معنی: رویکرد، روش برخورد با یک مسئله We need a different approach to solve this problem. […]
اصلاح “Bite the bullet” به چه معناست؟
Bite the bullet به معنای “مواجهه با مشکل با شجاعت و بدون تردید” است . مثال: ” .Employee: ” I have to talk to the boss about my performance issues. It’s not going to be easy ” .Friend: ” I know it’s tough, but you need to bite the bullet and address it. It’s the […]
اصلاح “spill the beans” به چه معناست؟
Spill the beans به معنای “افشاگری در مورد یک راز یا اطلاعات مهم” است. وقتی کسی این اصطلاح را به کار میبرد، به دیگران پیشنهاد میدهد که اطلاعات مهم یا رازی را که تا کنون مخفی بودهاند، بگشایند و به اشتراک بگذارند. مثال: ” ?Friend 1: ” I heard you have some exciting news. What […]
3اصلاح پرکاربرد/ “I’ll take a rain check” به چه معناست؟
I’ll take a rain check این سری نمی تونم سری بعدی حتما I’m in tip-top shape today امروز توپ توپم Cut to the chase برو سر اصل مطلب
2 اصلاح کاربردی/ دلم نمیاد به انگلیسی
Pipe Down means to be quiet or lower your voice. به معنای ساکت بودن یا پایین آمدن صدای شما است I can’t bring my self to do it دلم نمییاد این کار و انجام بدم Your card is insufficient funds موجودی کارت شما کافی نیست
ساختاری برای ” دیگه وقتشه…”
It’s time + past simple Used to say that something should be done now or is overdue. وقتش رسیده که … / دیگه باید … It’s time we went home. وقتشه که بریم خونه. Structure: It’s time + subject + past simple نکته مهم: بعد از It’s time با اینکه منظور حال یا آینده است، […]
اصلاحی برای شب زنده داری
Burn the midnight oil To stay up late working, studying, or doing something important. تا دیروقت بیدار ماندن و کار یا مطالعه کردن / شبزندهداری برای انجام کار I’m burning the midnight oil to finish my project before tomorrow. دارم تا دیروقت بیدار میمونم تا پروژهام را قبل از فردا تمام کنم. این اصطلاح به […]
“Hardly ever” به چه معناست؟
Hardly ever Used to say that something happens very rarely. به ندرت / تقریباً هیچوقت She hardly ever watches TV. او به ندرت تلویزیون تماشا میکند. ساختار: Subject + hardly ever + verb نکته مهم: Hardly ever خودش معنای منفی دارد، بنابراین نباید با فعل منفی استفاده شود.


















Sunday, 2 August , 2026