الفبای زبان, نویسنده در الفبای زبان - صفحه 8 از 385
برخی عبارات کاربردی با Keep ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

برخی عبارات کاربردی با Keep

Keep off دوری کردن Keep safe امن نگه داشتن Keep it up ادامه دادن Keep away دور کردن Keep quiet ساکت بودن Keep in mind به خاطر داشتن Keep in touch در ارتباط بودن Keep a promise قول دادن

فعل cop off به چه معناست؟ ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

فعل cop off به چه معناست؟

فعل عبارتی (phrasal verb)  cop off به معنای “ترک زودهنگام کار یا مدرسه” است.   مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Leave work or school early  مثال:  We copped off early on Friday because there was nothing to do ما اوایل جمعه از کار دست کشیدیم، چون کاری برای انجام دادن وجود نداشت آدرس کانال […]

3اصطلاح انگلیسی/ معنای the rest is history به چه معناست؟ ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

3اصطلاح انگلیسی/ معنای the rest is history به چه معناست؟

The rest is history باقیش رو خودت می دونی! I’m in tip-top shape today امروز توپ توپم Work on توسعه دادن، بهبود بخشیدن

۵۰ اصطلاح کوتاه و پرکاربرد ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

۵۰ اصطلاح کوتاه و پرکاربرد

1. Take it easy – آرام باش 2. Call it quits – کار را تمام کن 3. Make it happen – کاری انجام بده 4. Break the news – خبر را بده 5. Hold on tight – محکم بچسب 6. Keep it up – ادامه بده 7. Hang in there – تحمل کن 8. Let […]

اصطلاح «Go easy on someone» ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح «Go easy on someone»

Go easy on someone به کسی سخت نگرفتن 1️⃣Go easy on me . It”s my first time to do this job بهم سخت نگیر اولین بارمه که این کار رو انجام میدم.

معنای An act of god چیست؟ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

معنای An act of god چیست؟

?Why wasn't there any warning before the floods چرا قبل از وقوع سیل هیچ هشداری دریافت نکردیم؟

اصطلاح «Know the ropes» ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح «Know the ropes»

‍  Know the ropes/ learn the ropes چم و خم كاري رو بلد بودن/ ياد گرفتن A: I’m new on this job. I need to learn the ropes B: Your supervisor is very experienced. He knows all the ropes. He can teach you everything

تفاوت so much & only so much ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

تفاوت so much & only so much

so much یعنی مقدار زیاد ولی only so much میشه مقدار محدود. We have so much time. وقت زیادی داریم. We have only so much time. وقتمون محدوده   so many یعنی تعداد زیاد میشه تعداد محدود ولی only so many می شه تعداد محدود There are so many people here. اینجا آدم خیلی زیاده […]

اصطلاح Go mad & get cold feet ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح Go mad & get cold feet

   Go mad  دیوانه شدن، عصبانی شدن، کفر (کسی) درآمدن، از کوره به در رفتن  My husband will go mad when he finds out how much I paid for that dress  وقتی شوهرم بفهمد که من این پیراهن را چند خریده‌ام دیوانه خواهد شد.   He went mad from years alone in the jungle او […]

گرامر who& whom ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

گرامر who& whom

تهیه و تنظیم: صغری توحیدلو/ تعریف who در زبان انگلیسی، از کلمه who برای سوال پرسیدن در مورد این که چه کسی یا چه افرادی استفاده می کنیم، نه برای چیزها یا اجسام، مثلا برای شناختن فاعل جمله. فاعل به شخصی برمی گردد که یک فعالیت را انجام می دهد، به معنای این که فاعل […]