چند اصطلاح راجع به Time
for the time being در حال حاضر it’s about time دیگه وقتشه/ موقعشه time is money وقت طلاست
درباره فعل Agree
agree *شاید اشتباه شایع گرامری درباره فعل agree استفاده از فعل کمکی قبل این فعل است به مثال زیر دقت کنید: I am agree with you(اشتباه*) *درحالیکه که شکل صحیح استفاده از agree این است که از افعال کمکی قبل از آن استفاده نشود چون خود agree یک فعل است: I agree with you حروف […]
اصطلاح Pulling ear + چند اصطلاح کاربردی دیگر
Be in seventh heaven=Be on cloud nine-be on top of the world- تو آسمونها سير کردن/خوشحالی کردن بسیار Grease his palm سبيلش را چرب کن Breathing down someone’s neck موي دماغ شدن Tight fisted خسيس Pin in the neck مايه درد سر To step on someone’s toe پا تو کفش کسي کردن Pulling someone’s leg […]
کتاب «رفاقت در رسانههای اجتماعی» راهی بازار نشر شد
ترجمه کتاب «رفاقت در رسانههای اجتماعی» نوشته دایان جسک توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شد. به گزارش الفبای زبان؛ کتاب «رفاقت در رسانههای اجتماعی» با عنوان فرعی «یک اکتشاف فلسفی» نوشته دایان جسک به تازگی با ترجمه مهدی فروتن توسط نشر خزه منتشر و روانه بازار نشر شده است. دایان جسک استاد […]
مهلت ارسال آثار به یک رویداد هنری تا ۳۱ مردادماه
مهلت ارسال آثار به دبیرخانهی دَهمین دورهی انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران روز ۳۱ مردادماه ۱۴۰۲ به پایان میرسد. به گزارش الفبای زبان به نقل از ستاد خبری دَهمین دورهی انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران، علاقهمندان برای شرکت در این جایزه تا پایان مرداد ماه فرصت دارند آثار خود را به دبیرخانهی این […]
چند اصطلاح کاربردی (۸۴)
He kicked the bucket=have died مردن / به درک واصل شدن/ غزل خدا حافظي را خواند Be green in job تازه کار بودن/کم تجربه Add insult to the injury نمک به زخم پاشيدن Hit below the belt ضربه ناجوانمردانه/ناعادلانه این اصطلاح منظورش ضربه زدن به زیر کمربند است که از ورزش بوکس می آید که […]
چند عبارت کاربردی (۹)
Certifiedگواهي شده Certificate of deathگواهي فوت testimonyoral evidenceگواهي false evidenceگواهي كذب licensecertificateگواهينامه bogus certificateگواهينامه جعلي driving licenseگواهينامه رانندگي sick-leave certificateگواهینامه مرخصی استعلاجی
اصطلاح blessing in disguise
blessing in disguise synonyms of blessing in disguise=miracle=Masterpiece=A Fortunate event اتفاقی که در ظاهر بده اما خیری در آن هست/ یک اتفاق خوب غیرمنتظره علی رغم ظاهر نه چندان خوب My car broke down again, but maybe it was a blessing in disguise ماشینم دوباره خراب شد اما شاید حکمتی بود
واژه Twilight
Between dusk and daylight=Twilight لحظه گرگ ومیش/ in the dim twilight she could just make out the shape of a house ahead در گرگ و میش کم نور، او فقط میتوانست شکل خانهای پیش رو را تشخیص دهد in the twilight I couldn’t see his face clearly در گرگ و میش نمی توانستم صورتش را […]
اصطلاح A dime a dozen
A dime a dozen چیز خیلی معمولی/ دوزاری/ کم ارزش dime به معنای سکه است Meaning=very common and of no particular value=something is common and almost worthless=something is easy to find or obtain مثال: Those antique dishes are pretty, but they’re a dime a dozen آن ظروف عتیقه زیبا هستند، اما بی ارزش هستند
Friday, 28 February , 2025