کاربرد فعل ترکیبی go with
go with=accompany, accord, become, blend فعل ترکیبی “go with” چند کاربرد دارد؛ یکی از کاربردهای این فعل ترکیبی به معنی “هماهنگ بودن لباس ها با یکدیگر” است، یا همان “ست بودن لباس ها با یکدیگر“. به دو مثال برای این فعل ترکیبی توجه کنید: .I think that those shoes really go with your pants به […]
داستان کوتاه (33)
The Merchant and his Donkey One beautiful spring morning, a merchant loaded his donkey with bags of salt to go to the market in order to sell them. The merchant and his donkey were walking along together. They had not walked far when they reached a river on the road.Unfortunately, the donkey slipped and fell […]
گرامر control
کلمه control اگر بصورت فعل در جمله بکار رود، حرف اضافه نمی گیرد. It is usually the editor that controls what goes into a newspaper The security forces are no longer able to control the situation ولی control در کاربرد اسمی می تواند با حروف اضافه of/over همراه شود. It is usually the editor who […]
اصطلاح !I’m torn
I’m torn دو دلم If you are torn between two or more things, you cannot decide which to choose, and so you feel anxious or troubled اگر بین دو یا چند چیز دو دل هستید، نمی توانید تصمیم بگیرید که کدام را انتخاب کنید و بنابراین احساس اضطراب یا ناراحتی می کنید.
آخرین رمان «گابریل گارسیا مارکز» منتشر می شود
در حالی که «گابریل گارسیا مارکز» نویسنده فقید و نامدار کلمبیایی راضی به انتشار آخرین رمانش نبود اما خانواده او تصمیم به انتشار این کتاب در سال آینده میلادی گرفتهاند. به گزارش الفبای زبان– ایسنا به نقل از گاردین، «گابریل گارسیا مارکز» نویسنده تحسینشده کلمبیایی اندکی پیش از مرگش در سال ۲۰۱۴ درخواست کرد که […]
چند اصطلاح کاربردی (102)
I wouldn’t miss it for the world سرم هم بره آنرا از دست نمی دم. They made him liquidated سرش رو زیر آب کردند. You should meet each other in mid wayYou should meet each other in half way شما باید کوتاه بیایید. He is ahead of himselfاو سر از پا نمی شناسد. Take it […]
اصطلاح I wasn’t born yesterday
I wasn’t born yesterday=to not be stupid or easy to deceive بچه که نیستم!/ احمق و ساده نیستم You don’t fool me I wasn’t born yesterday منو احمق فرض نکن بچه که نیستم!
چند اصطلاح کاربردی (101)
Put in a good word for megive a good word for me سفارش ما رو هم بکن. You just get that guilt trip شما عذاب وجدان خواهید گرفت. I take it as it comes هر چه شد، شد(هر چه شد. بادا باد) I took a risk دل را به دریا زدم. He is just sitting […]
4 اصطلاح فوق کاربردی/ She’s on to us
Hold that thought حرفتو یادت نره/ اشاره به زمانی که به هر دلیلی حرف طرف مثابل را قطع می کنیم As far as I’m concerned اگر نظر منو بخوای Roll with the punches خودتو با شرایط وفق بده/ کنار بیا She’s on to us او دست ما را خوانده
چند اصطلاح با واژه horse
Eat like a horse مثل (اسب) گاو غذا خوردن Beat a dead horse آب در هاون کوبیدن look a gift horse in the month اسب پیشکش را دندان شمردن Hold your horses تند نرو/ کنایه به آدمی که عجوله در هر کاری


















Friday, 31 July , 2026