بی‌فایده / بیهوده (بی‌نتیجه) She tried in vain to convince her mother. او بیهوده تلاش کرد تا مادرش را متقاعد کند. مغرور / خودپسند He’s too vain about his appearance. او خیلی به ظاهرش مغرور است. پوچ / توخالی (کمتر رایجه) Their promises were vain and meaningless. قول‌هایشان پوچ و بی‌معنی بود.

 

 بی‌فایده / بیهوده (بی‌نتیجه)

She tried in vain to convince her mother.
او بیهوده تلاش کرد تا مادرش را متقاعد کند.

مغرور / خودپسند

He’s too vain about his appearance.
او خیلی به ظاهرش مغرور است.

پوچ / توخالی (کمتر رایجه)

Their promises were vain and meaningless.
قول‌هایشان پوچ و بی‌معنی بود.