چند عبارت مهم با واژه Dead
نویسنده : سارا کوشا واژه dead اگر قبل از صفت بیاد به معنی absolutly و دقیقا می باشد Dead right:دقیقا درست Dead shot :کسی که هدفش را دقیق میزند Dead color: رنگ مات Dead sound: صدای گرفته و سنگین که طنین ندارد Dead wall:دیوار بدون پنجره Deadpan: چهره بی احساس Dead certainty: مطلب کاملا […]
لغات اساسی در رستوران / (102) Essential Words
نویسنده : صغری توحیدلو لغات اساسی در رستوران Essential Words سفارش دادن:order پیتزا فروشی:pizzeria/Pizza parlor ساندویچ فروشی:Sandwich bar میز را چیدن:set the table اغذیه فروشی:snack bar پیش غذا: Starter/appetizer رستوران بخر و ببر:take-away/take-out restaurant رو میزی: tablecloth سفارش گرفت: take order انعام: tip پیشخدمت مرد:waiter پیشخدمت زن: waitress رستوران لب دریا: waterfront restaurant کاملا رزرو […]
انواه بینی در انگلیسی/ بینی کوفته
او بینی کج دارد. He has a crooked nose او بینی شکسته دارد. He has a broken nose او بینی کوفته دارد. He has a flat nose او بینی عقابی دارد. He has a Roman nose
2 عبارت کاربردی/ «Tootle off» به چه معناست؟
He was devastated خیلی ناراحت و داغون بود! Tootle off ترک کردن، رفتن
عبارت «Tail off» به چه معناست؟
فعل عبارتی (phrasal verb) Tail off به معنای “ساکت شدن، سکوت کردن، کاهش یافتن تدریجی” است. syn for tail off=Become silent =inaudible مثال: The voices tailed off when she entered وقتی او وارد شد، سر و صداها خوابید (همه سکوت کردند). Our productivity tailed off last year بهره وری ما در سال […]
پنج روش در پاسخ به معذرت خواهی!
That’s OK گپی نیست. It happens این چیزها اتفاق می افتد. No problem / No worries مشکلی ندارد.(به فکر اش نباش). Don’t worry about it نگران اش نباش. I forgive you تو را می بخشم.
فرزند چندم خانواده هستی؟ (مکالمه انگلیس)
?What’s your birth order فرزند چندم خانواده هستی؟! I’m an only child من تک فرزندم. I’m the eldest child من فرزند اول(ارشد) هستم. I’m the second born من فرزند دوم هستم. I’m the middle child من فرزند وسط هستم. I’m the baby of the family من فرزند آخر (ته تغاری) هستم.
جایزۀ «دکتر داوری اردکانی» فراخوان داد
فراخوان دهمین دورۀ جایزۀ دکتر داوری اردکانی منتشر شد. به گزارش الفبای زبان، مرکز فرهنگی شهر کتاب به منظور تقدیر از دانشجویان دکتری رشتۀ فلسفه، با مشاوره، همفکری و حمایت معنوی دکتر رضا داوریاردکانی، دهمین دورۀ جایزهی «دکتر رضا داوریاردکانی» را برگزار میکند. دانشجویان دورۀ دکتری رشتۀ فلسفۀ غرب که در سال ۱۴۰۲ از رسالۀ […]
عبارت «under way» به چه معناست؟
under way=begun= going on= in progress= started درحرکت ، دردست اقدام ، در شرف وقوع Preparations for the celebration are already underway مقدمات این جشن هم اکنون در حال انجام است A search is underway جستجو در حال انجام است The season got underway with a bang فصل با صدای بلند شروع شد
فعل عبارتی «Call on» به چه معناست؟
فعل عبارتی (phrasal verb) Call on به معنای “در خواست کمک کردن” است. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Ask for help مثال: The President called on the wealthy countries for financial aid after the floods destroyed much of the country’s agriculture پس از سیل که بخش عمده ای از کشاورزی کشور […]







Saturday, 26 September , 2026