pass me the phone
از ترکیب pass me برای اینکه چیزی را کسی به ما بدهد استفاده میکنیم pass me the salt please نمکو بهم بده لطفا pass me the cheese please پنیر و بهم بده لطفا pass me the phone تلفن و بهم بده pass me the keys کلیدها رو بهم بده
عباراتی برای شروع صبحت در زبان انگلیسی
As a matter of fact / in factدر حقیقت ، راستش رو بخواید As is known / as it is knownهمونطور که میدونید As was pointed out/ as noted earlierهمونطور که اشاره کردم As you knowهمونطور که میدونید Besidesگذشته از این ، علاوه بر این
add color to و give color to
add color to و give color to زمانی از عبارت add color to something استفاده می کنیم که بخواهیم با اضافه کردن جزئیات مطلبی را برای مخاطب جالب تر و هیجان انگیزتر کنیم. The lecturer told a few jokes to add color to his talks این اصطلاح بیشتر کاربرد حقوقی دارد-زمانی give color to something […]
کاربرد فعل ترکیبی go with
go with=accompany, accord, become, blend فعل ترکیبی “go with” چند کاربرد دارد؛ یکی از کاربردهای این فعل ترکیبی به معنی “هماهنگ بودن لباس ها با یکدیگر” است، یا همان “ست بودن لباس ها با یکدیگر“. به دو مثال برای این فعل ترکیبی توجه کنید: .I think that those shoes really go with your pants به […]
اصطلاح !I’m torn
I’m torn دو دلم If you are torn between two or more things, you cannot decide which to choose, and so you feel anxious or troubled اگر بین دو یا چند چیز دو دل هستید، نمی توانید تصمیم بگیرید که کدام را انتخاب کنید و بنابراین احساس اضطراب یا ناراحتی می کنید.
چند اصطلاح کاربردی (102)
I wouldn’t miss it for the world سرم هم بره آنرا از دست نمی دم. They made him liquidated سرش رو زیر آب کردند. You should meet each other in mid wayYou should meet each other in half way شما باید کوتاه بیایید. He is ahead of himselfاو سر از پا نمی شناسد. Take it […]
اصطلاح I wasn’t born yesterday
I wasn’t born yesterday=to not be stupid or easy to deceive بچه که نیستم!/ احمق و ساده نیستم You don’t fool me I wasn’t born yesterday منو احمق فرض نکن بچه که نیستم!
چند اصطلاح کاربردی (101)
Put in a good word for megive a good word for me سفارش ما رو هم بکن. You just get that guilt trip شما عذاب وجدان خواهید گرفت. I take it as it comes هر چه شد، شد(هر چه شد. بادا باد) I took a risk دل را به دریا زدم. He is just sitting […]
4 اصطلاح فوق کاربردی/ She’s on to us
Hold that thought حرفتو یادت نره/ اشاره به زمانی که به هر دلیلی حرف طرف مثابل را قطع می کنیم As far as I’m concerned اگر نظر منو بخوای Roll with the punches خودتو با شرایط وفق بده/ کنار بیا She’s on to us او دست ما را خوانده
چند اصطلاح با واژه horse
Eat like a horse مثل (اسب) گاو غذا خوردن Beat a dead horse آب در هاون کوبیدن look a gift horse in the month اسب پیشکش را دندان شمردن Hold your horses تند نرو/ کنایه به آدمی که عجوله در هر کاری







Thursday, 23 July , 2026