بایگانی‌های Idiom - صفحه 54 از 55 - الفبای زبان
 پارسال دوست، امسال آشنا+ چند اصطلاح دیگر 16 آبان 1402

 پارسال دوست، امسال آشنا+ چند اصطلاح دیگر

Long time no see  پارسال دوست، امسال آشنا This name rings a bell  این اسم برام آشناست He is my distant acquaintance از آشناهای دور من است. I made his acquaintance at a party  من در یک مهمانی با او آشنا شدم. I have a nodding acquaintance with him در حد سلام علیک با او […]

برخی از حروف مخفف و اختصارات پرکاربرد 16 آبان 1402

برخی از حروف مخفف و اختصارات پرکاربرد

برخی از حروف مخفف و اختصارات پرکاربرد ASL = age, sex, location سن،جنسیت و مکان [شماچیست؟] (مورداستفاده در چت) PM = Private Message پیام شخصی (پیغام هایی که بین دوکاربر در چت رد و بدل می شود ک) PC = Personal Computer کامپیوتر شخصی etc. = et cetera و غیره vs= versus درمقابل e.g= exempli […]

جملات و اصطلاحات کاربردی (۱۰۳) 16 آبان 1402

جملات و اصطلاحات کاربردی (۱۰۳)

That’s just a guts feeling ‎این فقط یک احساس درونییه follow your heart ببین دلت چی میگه My heart is heavy ‎ دلم گرفته است Don,t bottle up your heart/feeling احساستو قایم نکن..حرف دلتو بزن.. I’m blowing some steam on ‎ دارم عقده دلم رو خالی می کنم That’s very truthful of me ‎ با […]

چند اصطلاح کاربردی (۱۰۲) 15 آبان 1402

چند اصطلاح کاربردی (۱۰۲)

My way or the high way یا هر چی من میگم یا هیچی   To pop the question خواستگاری کردن She is tight-lipped ذهنش قرص است (راز دارهِ) He always tried to blacken my name او همیشه تلاش می کنه “اعتبار” من وخراب کنه

چند اصطلاح روزمره (۱۰۱) 15 آبان 1402

چند اصطلاح روزمره (۱۰۱)

They cannot handle it ازعهده اش برنمیان، Dream on مگه خوابشو ببینی Pick on someone your own size با يکی شوخی کن که هم قد خودت باشه Help yourself بفرمایید میل کنید Be tough as nails سرسخت باش مثل میخ (به فارسی:مثل کوه استوار)

اصطلاح Basket case به چه معناست؟ 13 آبان 1402

اصطلاح Basket case به چه معناست؟

Basket case  خسته و درمانده، کوفته، عاجز و وامانده  After working a 12-hour day and then coming home and cooking dinner for her family, Tanya felt like a basket case تانیا وقتی پس از ۱۲ ساعت کار روزانه به خونه برگشت و برای خانواده شام پخت، احساس درماندگی نمود.   I was so worried about […]

اصطلاحی درباره وسواس یا اشتغال ذهنی داشتن 13 آبان 1402

اصطلاحی درباره وسواس یا اشتغال ذهنی داشتن

To have a bee in one’s bonnet=To be extremely busy=to be preoccupied or obsessed with something  خود واژه Bee به معناز زنبور است/ اشتغال ذهنی یا وسواس یا دلمشغولی داشتن/    He has a serious problem. So, he has a bee in his bonnet about removing the problem  او یک مشکل جدی دارد. بنابراین ذهنش […]

من دیگه گول نمیخورم! 29 مهر 1402

من دیگه گول نمیخورم!

I’m not falling for that again من دیگه گول نمیخورم. She asked for my bank account details. I’m not falling for that one! او مشخصات حساب بانکی من را خواست. من فریبش را نمی خورم! Lend me a fiver and I’ll buy you a drink.Oh no, I’m not falling for that one A storm is […]

اصطلاح زبانم قاصر است! 25 مهر 1402

اصطلاح زبانم قاصر است!

Words fail me نمی دونم چی بگم/ زبانم قاصر است مثال: ‘?So what do you think about that purple outfit Tom is wearing!Words fail me نظرت درباره تیپ و سر و وضع بنفش تام چیه ؟-واقعا نمیدونم چی بگم.!! Words fail me!! how can I thank you enough for all the things you’ve done واقعا […]

نشنیده گرفتن! 22 مهر 1402

نشنیده گرفتن!

Doctor gave me a clean bill of health دکتر گفت که من هیچیم نیست Turn a deaf ear نشنیده گرفتن These shoes are pinching این کفشها پاهامو میزنه