بایگانی‌های Idiom - صفحه 55 از 56 - الفبای زبان
چند اصطلاح روزمره (101) ۱۵ آبان ۱۴۰۲

چند اصطلاح روزمره (101)

They cannot handle it ازعهده اش برنمیان، Dream on مگه خوابشو ببینی Pick on someone your own size با يکی شوخی کن که هم قد خودت باشه Help yourself بفرمایید میل کنید Be tough as nails سرسخت باش مثل میخ (به فارسی:مثل کوه استوار)

اصطلاح Basket case به چه معناست؟ ۱۳ آبان ۱۴۰۲

اصطلاح Basket case به چه معناست؟

Basket case  خسته و درمانده، کوفته، عاجز و وامانده  After working a 12-hour day and then coming home and cooking dinner for her family, Tanya felt like a basket case تانیا وقتی پس از 12 ساعت کار روزانه به خونه برگشت و برای خانواده شام پخت، احساس درماندگی نمود.   I was so worried about […]

اصطلاحی درباره وسواس یا اشتغال ذهنی داشتن ۱۳ آبان ۱۴۰۲

اصطلاحی درباره وسواس یا اشتغال ذهنی داشتن

To have a bee in one’s bonnet=To be extremely busy=to be preoccupied or obsessed with something  خود واژه Bee به معناز زنبور است/ اشتغال ذهنی یا وسواس یا دلمشغولی داشتن/    He has a serious problem. So, he has a bee in his bonnet about removing the problem  او یک مشکل جدی دارد. بنابراین ذهنش […]

من دیگه گول نمیخورم! ۲۹ مهر ۱۴۰۲

من دیگه گول نمیخورم!

I’m not falling for that again من دیگه گول نمیخورم. She asked for my bank account details. I’m not falling for that one! او مشخصات حساب بانکی من را خواست. من فریبش را نمی خورم! Lend me a fiver and I’ll buy you a drink.Oh no, I’m not falling for that one A storm is […]

نشنیده گرفتن! ۲۲ مهر ۱۴۰۲

نشنیده گرفتن!

Doctor gave me a clean bill of health دکتر گفت که من هیچیم نیست Turn a deaf ear نشنیده گرفتن These shoes are pinching این کفشها پاهامو میزنه

اصطلاح دل به دریا زدن+۲ اصطلاح دیگر ۱۲ مهر ۱۴۰۲

اصطلاح دل به دریا زدن+۲ اصطلاح دیگر

Take the plunge دل به دریا زدن this food tastes awful این غذا بد مزه است this shirt is too loose for me این لباس برای من گشاده

از طرف من صحبت نکن! ۱۲ مهر ۱۴۰۲

از طرف من صحبت نکن!

never speak on my behalf هیچ وقت از طرف من صحبت نکن

اصطلاحات (73) !I’m easy ۲۵ تیر ۱۴۰۲

اصطلاحات (73) !I’m easy

Mum’s the wordراز رو فاش نکن Fill me inمنو در جریات بزار I don’t get itمتوجه نمیشم،نفهمیدم I’m easyبرام فرقی نداره Count me inپایم I’m swampedخیلی سرم شلوغه

Abolish ۲۵ تیر ۱۴۰۲

Abolish

to officially end or stop – Abolish :Do away with completely- put an end to به معنای لغو کردن- برداشته شدن – منسوخ کردن – ملغی اعلام کردن Examples : He is in favor of abolishing the death penalty او طرفدار لغو مجازات اعدام است government has abolished import quotas and slashed tariffs دولت او […]

اصطلاحات کاربردی (72)/ so-called ۲۵ تیر ۱۴۰۲

اصطلاحات کاربردی (72)/ so-called

Hard to please سخت پسند ever sinceاز اون موقع، از وقتی که on displayدر معرض دید after youاول شما (مثلا در وارد شدن به جایی یا خوردن چیزی..) so-called آن چه دیگران می پندارند- مثلا (برای تمسخر) نکته: so-called صفت است، your so-called cure deceived by a so-called friend no doubtبی شک، قطعا strike a […]