بایگانی‌های alefbaye zaban - صفحه 37 از 109 - الفبای زبان
چند جمله انگلیسی برای آرزوی موفقیت برای دوستان ۱۸ مهر ۱۴۰۳

چند جمله انگلیسی برای آرزوی موفقیت برای دوستان

لیست 13 تا جمله کاربردی برای آرزوی موفقیت Best of luck بهترین شانس را برای شما میخواهم Break a leg موفق باشی I hope everything will be all right امیدوارم همه چیز درست باشد. I hope things will turn out fine امیدوارم همه چیز خوب شود. You’ll do great! شما عالی خواهید بود! Wishing you […]

چگونه به انگلیسی بگوییم ” ۵ نفر از ۱۰ نفر”؟ ۱۷ مهر ۱۴۰۳

چگونه به انگلیسی بگوییم ” ۵ نفر از ۱۰ نفر”؟

در زبان انگلیسی به دو شکل می توان این عبارت را بیان کرد. Out of In به طور مثال: 5out of 10 students can speak about it ۵نفر از ۱۰ نفر دانش آموزان می توانند درباره ش صحبت کنند و یا  5in10 srltudents can speak about it   1out of 3 people know it ۱نفراز […]

2اصطلاح/ چهارچشمی حواست باشه!! ۱۷ مهر ۱۴۰۳

2اصطلاح/ چهارچشمی حواست باشه!!

Keep your eyes peeled چهارچشمی حواست باشه She’s way out of your league او ازت سر تره

عبارات و جملات کاربردی با Banish ۱۵ مهر ۱۴۰۳

عبارات و جملات کاربردی با Banish

Banish negative thoughts دور کردن افکار منفی Banish fear از بین بردن ترس Banish doubts رفع ابهام، شک را از بین بردن Banish bad habits ترک عادات بد Banish a person from the group اخراج فرد از گروه Banish worries از بین بردن نگرانی ها Banish evil spirits دور کردن ارواح خبیث Banish stress از […]

فعل عبارتی Bear on به چه معناست؟ ۱۵ مهر ۱۴۰۳

فعل عبارتی Bear on به چه معناست؟

    فعل عبارتی (phrasal verb)  bear on به معنای “نفوذ کردن، تاثیر گذاشتن” است. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Influence, affect     The judge’s character may well bear on the final decision شخصیت قاضی ممکن است روی رای نهایی تاثیر بگذارد  

چند را برای گفتن ” همین الان باید بروم…” ۱۵ مهر ۱۴۰۳

چند را برای گفتن ” همین الان باید بروم…”

چند راه برای گفتن همین الان باید برم… I have to leave now I must go now I should head out now I’m off now I need to head out I’ve got to run now It’s time for me to head out I have to get going I’m leaving now I have to make a […]

چند عبارت با Fit ۱۴ مهر ۱۴۰۳

چند عبارت با Fit

Fit for مناسب برای چیزی یا کسی Fit with هماهنگ یا سازگار با چیزی Fit in جا شدن، هماهنگ شدن با محیط یا گروه Fit into جا شدن، هماهنگ شدن در چیزی یا تطبیق یافتن با چیزی Fit to نصب یا قرار دادن چیزی در جایی

Foodie به چه معناست؟ ۱۰ مهر ۱۴۰۳

Foodie به چه معناست؟

  foodie اهل غذا ، شکمو، کسی که به امور تهیه و پخت و صرف خوراک خوب به ویژه در رستوران ها علاقه ی خاص دارد

3 اصطلاح انگلیسی با Call ۰۹ مهر ۱۴۰۳

3 اصطلاح انگلیسی با Call

It’s your call تصمیم با خودته It’s a good call تصمیم خوبیه It’s your last call آخرین شانس تو است

3 اصطلاح جذاب/ عشق قدیمی به انگلیسی چی می شه؟ ۰۹ مهر ۱۴۰۳

3 اصطلاح جذاب/ عشق قدیمی به انگلیسی چی می شه؟

!The table legs are wobbly پایه های میز لق هستند Old flame عشق قدیمی Snap Into it زود باش، بجنب