بایگانی‌های alefbaye zaban - صفحه 29 از 109 - الفبای زبان
لغتهای انگلیسی کاربردی در مورد شهرها ۲۱ آذر ۱۴۰۳

لغتهای انگلیسی کاربردی در مورد شهرها

city شهر town شهرک ،شهر کوچک capital پایتخت Country/ Country side خارج از محدوده شهری metropolis کلان شهر large city شهر بزرگ و پهناور small town شهرک کوچک village روستا center مرکز downtown مرکز شهر suburb حومه شهر/ بیرون شهر region ناحیه neighborhood همسایگی، مجاورت Crowded city شهر شلوغ urban areas محدوده های شهری

اینترنت قطع/وصل شد ۲۰ آذر ۱۴۰۳

اینترنت قطع/وصل شد

اینترنت قطع شده Internet is down There is no internet connection نت برگشته؛ اینترنت وصل شده Internet is back on We are back online

اصطلاح عبارتی «Wig out» به چه معناست؟ ۲۰ آذر ۱۴۰۳

اصطلاح عبارتی «Wig out» به چه معناست؟

فعل عبارتی (phrasal verb) Wig out به معنای “برافروخته شدن و کنترل خود را از دست دادن” است. Wig out= become excited and lose control   مثال: He wigged out when he heard that he had failed وقتی شنید که شکست خورده است، برافروخته شد.  

3 اصطلاح کاربردی انگلیسی/ سَرسَری کاری کردن ۲۰ آذر ۱۴۰۳

3 اصطلاح کاربردی انگلیسی/ سَرسَری کاری کردن

He left for good   برای همیشه رفت! Wrap up=Cover in paper=Dress warmly دور چیزی کاغذ پیچیدن، لباس گرم پوشیدن‌ They wrapped up the presents then put a ribbon around them آنها هدیه ها را کادوپیچ کردند و دورشان روبان پیچیدند. half-assed سرسری کاری کردن/ نیمه نصفه I don’t do anything half-assed     هیچ […]

چند اصطلاح پرکاربرد/ «جوگیر نشو» به انگلیسی ۱۹ آذر ۱۴۰۳

چند اصطلاح پرکاربرد/ «جوگیر نشو» به انگلیسی

Don’t get carried away جوگیر نشو you got it حله point taken گرفتم چیشد Shit happens اتفاقه دیگه می افته

ساختاری برای گفتن «چطور شد فلان کار و انجام دادی/ندادی) ۱۹ آذر ۱۴۰۳

ساختاری برای گفتن «چطور شد فلان کار و انجام دادی/ندادی)

از ساختار How come زمانی استفاده می کنیم که بخواهمی بگوییم چظور شد فلان کار رو انجام دادی/ندادی، فقط دقت کنیم که این مورد پرسشی نیست. How come + subject + verb     how come you didn’t call me چطور شد به من زنگ نزدی How come you didn’t attend the meeting چطور شد […]

اصطلاح «دست کج بودن» به انگلیسی ۱۹ آذر ۱۴۰۳

اصطلاح «دست کج بودن» به انگلیسی

she has sticky fingers او دستش کجه/ دزده اصطلاح “انگشتان چسبناک” داشتن به معنای این است که فرد تمایل به بلند کردن و دزدیدن چیزها دارد و اصطلاحا چیزها به دستش می چسبند!   The criminal in question is said to have sticky fingers گفته می شود جنایتکار مورد نظر دستشون کج است.

مثال‌های رایج درباره افعال ترکیبی ۱۹ آذر ۱۴۰۳

مثال‌های رایج درباره افعال ترکیبی

Get along with (با کسی کنار آمدن) ?Do you get along with your coworkers (آیا با همکارانت کنار می‌آیی؟) Run into (به طور اتفاقی برخورد کردن) I ran into an old friend yesterday (دیروز به یک دوست قدیمی برخوردم.) Call off (لغو کردن) They called off the meeting due to bad weather (جلسه را به […]

برخی واژگان مشابه در زبان انگلیسی (18) ۱۹ آذر ۱۴۰۳

برخی واژگان مشابه در زبان انگلیسی (18)

Refer = اشاره کردن Differ = تفاوت داشتن Infer = نتیجه گیری کردن Offer = پیشنهاد کردن Confer = مشورت کردن Transfer = انتقال دادن Prefer = ترجیح دادن Suffer = رنج بردن

The match was drawn/ یکی از کاربردهای Draw ۱۷ آذر ۱۴۰۳

The match was drawn/ یکی از کاربردهای Draw

The match was drawn They drew at 2_2 بازی مساوی شد آنها در 2_2 مساوی کردند a drawn game: The match ended in a draw یک بازی مساوی: بازی با تساوی به پایان رسید a drawn game The match ended in a draw این دیدار با تساوی به پایان رسید a car draw قرعی کشی […]