بایگانیهای Ailing meaning - الفبای زبان
واژه «ailing» به چه معناست؟
Ailing بیمار/ ناخوش احوال She looked after her ailing father او از پدر بیمارش مراقبت کرد. He was an ailing old man او یک پیرمرد بیمار بود.
Ailing بیمار/ ناخوش احوال She looked after her ailing father او از پدر بیمارش مراقبت کرد. He was an ailing old man او یک پیرمرد بیمار بود.
Thursday, 2 July , 2026