بایگانی‌های لغات پرکاربرد زبان - صفحه 18 از 24 - الفبای زبان
واژگان مرتبط با آتش ۱۹ دی ۱۴۰۲

واژگان مرتبط با آتش

fireplace شومینه firewood هیزم fire fighter آتش نشان fire alarm آژیر آتش نشانی fire box آتشدان، مجمر fire ball نارنجک، گلوله انفجاری fireworks آتش بازی bonfire آتش چهارشنبه سوری

اسامی برخی از حبوبات و غلات ۱۸ دی ۱۴۰۲

اسامی برخی از حبوبات و غلات

Rice برنج Wheat گندم Barley جو Pea نخود Split pea لپه Lentil عدس Bean لوبیا Corn ذرت Sunflower آفتاب گردان

حرف اضافه on در عبارات ۱۸ دی ۱۴۰۲

حرف اضافه on در عبارات

مهم‌ترین کاربرد on به عنوان حرف اضافه مکان وقتی است که می‌خواهیم بگوییم چیزی بالای چیز دیگر و در تماس با آن است. در واقع این حرف اضافه برای اشاره به قرار داشتن چیزی روی سطح چیزی دیگر به کار می‌رود. On end بی وقفه On foot با پای پیاده On sunday در روز یکشنبه […]

اسامی همیشه جمع در زبان انگلیسی ۱۸ دی ۱۴۰۲

اسامی همیشه جمع در زبان انگلیسی

اشیای زیر از نظر تعداد مفرد می باشند ولی در گرامر انگلیسی جمع محسوب شده و با فعل جمع بکار می روند: glasses (عینک) pajamas (پیژامه) trousers (شلوار) jeans (شلوار جین) pants (شلوار) slacks (شلوار اسپرت) scissors (قیچی) nail clippers (ناخن گیر) pliers (انبردست) اگر بخواهیم بگوییم (یک شلوار جین) یا (یک عینک) از a […]

واژگان کاربردی(۹5) ۱۸ دی ۱۴۰۲

واژگان کاربردی(۹5)

bet (past: bet, betted ; past participle: bet, betted) شرط (بندی)، موضوع شرط بندی، شرط بستن، نذر condition شرط، وضعیت، شایسته کردن، حالت، چگونگی، مقید کردن، شرط نمودن condition punt زدن توپ، توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن requirement نیاز، لازم، مقرره، دربایست، نیازمندی، تقاضا، احتیاج، الزام، ایجاب، التزام reservation ذخیره، رزرو […]

واژگان کاربردی(94) ۱۸ دی ۱۴۰۲

واژگان کاربردی(94)

settled جمعیت دار، آباد، مقیم، مستقر، جای گیر، ثابت، آرام، صاف، معین، مقرر silent خموش، خاموش، ساکت، بیصدا، آرام، صامت، بیحرف sleepy خواب آلود slinky دزدکی، مخفی، خوش ژست slow آهسته، کند، تدریجی، کودن، تنبل، یواش، آهسته کردن یاشدن slow smooth سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بی تکان، بی مو، […]

ویژگی های اخلاقی افراد (6) ۱۷ دی ۱۴۰۲

ویژگی های اخلاقی افراد (6)

لغات و صفات برای بیان شخصیت: ‏ funny: با مزه friendly :خونگرم serious : جدی confident : دارای اعتماد به نفس shy : خجالتی talkative : پر حرف creative : خلاق hardworking : کوشا jealous : حسود easygoing : بيخيال moody : دمدمی مزاج selfish : خودخواه

 11 معنی و کاربرد برای واژه‌ی just ۱۷ دی ۱۴۰۲

 11 معنی و کاربرد برای واژه‌ی just

 همین چند لحظه‌ی پیش، به‌تازگی: The plane just landed in New York هواپیما همین چند لحظه‌ی پیش در نیویورک نشست.  الان، در حال حاضر: I’m just finishing my book من الان دارم کتابم را تمام میکنم.  درست (قبل/بعد/…): just after/before/over/ I got here just after nine من درست بعد از ساعت 9 اینجا رسیدم. دقیقاً: […]

21 صفت برای تعریف از یک چیز ۱۶ دی ۱۴۰۲

21 صفت برای تعریف از یک چیز

21 صفت برای زمانی که یه چیزی به نظرتان خیلی خوب است یا میخواهید ازآن تعریف کنید. Great عالی/ خیلی خوب Fantastic خارق العاده Wonderful شگفت اور، شگفت انگيز Splendid باشکوه ،باجلال ،عالى Excellent عالی Amazing متحير کننده ،شگفت انگيز Incredible باور نکردنى Awesome خیلی پر ابهت The best بهترین Impressive برانگيزنده احساسات ،گيرا Breathtaking […]

کلمات مشابه (15) ۱۶ دی ۱۴۰۲

کلمات مشابه (15)

Beard = ریش Bread = نان Bored = خسته Board = تخته_صعود کردن Broad = وسیع Abroad = خارج Breed = پرورش دادن