بایگانی‌های لغات پرکاربرد زبان - صفحه 16 از 24 - الفبای زبان
جملات کاربردی درباره مو ۳۰ بهمن ۱۴۰۲

جملات کاربردی درباره مو

I want a hair cut می خواهم سرم را اصلاح كنم I want a shave لطفاً صورتم را اصلاح كنید Please don’t cut it too short خواهش می كنم موهایم را زیاد كوتاه نكنید Trim it round the neck پشت گردنم را كوتاه كنید Don’t put anything on my hair هیچ چیز به موهایم نزنید […]

چند واژه راجع به استایل افراد ۲۸ بهمن ۱۴۰۲

چند واژه راجع به استایل افراد

Chic شیک Stylish خوش پوش Sassy پر زرق و برق Elegant برازنده Exclusive منحصر به فرد Smart آراسته Legendary افسانه ای Remarkable جالب توجه Sophisticated امروزی /مجلسی

جملات کاربردی درباره نظافت ۲۸ بهمن ۱۴۰۲

جملات کاربردی درباره نظافت

I Take a Bath / Shower به حمام میروم   I Press My Suits لباس هایم را اتو میزنم I Sweep The Rooms اتاق ها را جارو میزنم   I Wash The Dishes ظرف ها را میشویم   I Repair The Washing Machine من ماشین لباس شویی را تعمیر میکنم

واژگان Yawn/Cough/Hiccup/Sneeze ۲۸ بهمن ۱۴۰۲

واژگان Yawn/Cough/Hiccup/Sneeze

 Cough سرفه کردن  Hiccup سکسه کردن  Sneeze عطسه کردن  Yawn خمیازه کشیدن

درباره Me time ۲۴ بهمن ۱۴۰۲

درباره Me time

نویسنده:مهدی کلاته عربی/ Me Time  اشاره به زمانی دارد که دوست دارید تنها باشید و وقتتون رو به خودتون اختصاص دهید. (برای ضمایر مختلف هم me time به کار می‌رود)   I am going to spend me time in this city من میخوام وقتم رو تو این شهر بگذرونم. All mothers should try to find […]

افعال Get along with &  Get along ۲۳ بهمن ۱۴۰۲

افعال Get along with &  Get along

Get along with To associate or work well with; to succeed or manage in doing  سازگاری داشتن با، ساختن با 2- سر کردن با، موفق بودن، ساختن با  Terry isn’t getting along with her new roommate; they argue constantly تری با هم اتاقی جدیدش نمی‌سازه، اونا همیشه با هم دعوا دارن.  ?How are you getting […]

افعال کاربردی(102) ۲۳ بهمن ۱۴۰۲

افعال کاربردی(102)

‌ افعال Grate(رنده کردن) Slice(قاچ کردن) Peel(پوست کندن) Whisk(به هم زدن) Boil(پختن) Fry(سرخ کردن) Grill(بریان کردن) Bake(پختن) Pour(ریختن) Scramble(املت درست کردن) Simmer(جوشاندن) Spread(مالیدن) Stir(به هم زدن) Taste(چشیدن) Add(اضافه کردن Blend(ترکیب کردن) Roast(برشته کردن) Chop(ریز ریز کردن) Steam(بخارپز کردن) Roll(غلتاندن) ‌

واژگان کاربردی (102) ۲۱ بهمن ۱۴۰۲

واژگان کاربردی (102)

contest: رقابت، مشاجره، مسابقه revenge: انتقام، کینه جویی کردن mourning: سوگواری، عزاداری، ماتم malinger: تمارض کردن، خود را به ناخوشی زدن incidentally: اتفاقا، ضمنا intentionally: دانسته، عمدا interchangeably: بطور قابل معاوضه، بطور تبادل پذیر accidentally: اتفاقا، ناگهان accustomed: انس گرفتن، خو گرفتن ، عادت attached: پیوسته، ضمیمه، دلبسته ascribed: نسبت دادن، رونویس بردار، اسناد admitted: […]

چند اصطلاح کاربردی با واژه extent ۱۸ بهمن ۱۴۰۲

چند اصطلاح کاربردی با واژه extent

  to a certain extent/to some extent/to an extent (=partly) تا حدودی We all to some extent remember the good times and forget the bad همه‌ی ما تا حدودی زمان‌های خوب را به یاد می‌آوریم و زمان‌های بد را فراموش می‌کنیم. I do agree with him to an extent من با او تا حدودی موافقم. […]

مترادف های واژه «شجاع» ۱۸ بهمن ۱۴۰۲

مترادف های واژه «شجاع»

 Brave شجاع، شجاعانه Of the three organizations criticized, only one was brave enough to face the press از بین سه شرکتی که مورد انتقاد قرار گرفته بودند، فقط یکی شجاعت کافی را داشت تا با رسانه‌ها مواجه شود. She died after a brave fight against cancer Courageous شجاع I hope people will be courageous enough […]