بایگانی‌های انگلیسی کاربردی - الفبای زبان
چند عبارت جایگزین “I’m tired” ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

چند عبارت جایگزین “I’m tired”

I’m exhausted خیلی خسته‌ام I’m drained بی‌انرژی شدم I’m worn out داغون شدم از خستگی

چند اصطلاح/ چاپلوسی نکن به انگلیسی ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ چاپلوسی نکن به انگلیسی

My hair stood on end. مو به تنم سیخ شد I am all eyes. من چهار چشمی مراقبم If I get my hands on him. اگه دستم بهش برسه Don’t brown-nose چاپلوسی نکن I’m tied up. دستم بنده / سرم شلوغه It’s none of your business. به تو هیچ ربطی نداره

اصطلاح ” get cold feet” به چه معناست؟ ۱۲ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاح ” get cold feet” به چه معناست؟

get cold feet اصطلاح “get cold feet” در زبان انگلیسی به معنی “دو دل شدن” یا “دو به شک شدن” است و زمانی به کار می‌رود که از قبل برای انجام کاری برنامه ریزی کردیم ولی قبل از انجام آن دچار تردید می‌شویم. مثال: I was going to tell him but I got cold feet. […]

اصطلاح ” Every cloud has a silver lining” ۱۰ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاح ” Every cloud has a silver lining”

 Every cloud has a silver lining پشت هر ابری آفتابی هست! (یعنی در هر مشکل، یک جنبه‌ی مثبت پنهان وجود دارد.) مثال: + I’m so upset! The concert got canceled because of the storm. خیلی ناراحتم! کنسرت بخاطر طوفان لغو شد. – But now we can binge-watch that new series together! Every cloud has a […]

عبارت “To Enhance” ۱۰ مرداد ۱۴۰۵

عبارت “To Enhance”

“To Enhance“  معنی: بهبود بخشیدن، تقویت کردن (کمک به بهتر یا مؤثرتر شدن چیزی)  مترادف: improve, boost مثال: 1.Using visuals enhances the learning experience. استفاده از تصاویر، تجربه یادگیری را تقویت می‌کند. 2.This cream claims to enhance skin quality. این کرم ادعا می‌کند کیفیت پوست را بهبود می‌بخشد. نکته: معمولاً برای تغییرات مثبت و حرفه‌ای […]

کاربردهای Just/  اصطلاح “just because ” یعنی چه؟ ۰۷ مرداد ۱۴۰۵

کاربردهای Just/ اصطلاح “just because ” یعنی چه؟

Just so you know گفتم بدونی Just so you konw I be late tonight گفتم بدونی که امشب دیر میام    Just in case محض اطمینان Take a jacket Just in case محض اطمینان یه ژاکت بردار   Just because  همینجوری What did you do that? چرا این کار و کردی؟ Just because همینجوری

3 لغت کاربردی/ Accurate & Frustrating ۰۴ مرداد ۱۴۰۵

3 لغت کاربردی/ Accurate & Frustrating

Encouraging معنی: دلگرم‌کننده مثال: The teacher’s words were very encouraging. حرف‌های معلم بسیار دلگرم‌کننده بود. Accurate معنی: دقیق مثال: The report was accurate in every detail. گزارش در هر جزئیات دقیق بود. Frustrating معنی: ناامیدکننده، کلافه‌کننده مثال: Waiting for the bus in the rain was frustrating. منتظر ماندن برای اتوبوس زیر باران کلافه‌کننده بود.

3 لغت/Thrilled به چه معناست؟ ۰۳ مرداد ۱۴۰۵

3 لغت/Thrilled به چه معناست؟

Thrilled معنی: خیلی خوشحال و هیجان‌زده He was thrilled to win the game. او از بردن بازی خیلی خوشحال و هیجان‌زده بود.  Furious معنی: بسیار عصبانی She was absolutely furious when she lost her keys. او وقتی کلیدهایش را گم کرد، به‌شدت عصبانی شد.  Astonished معنی: بسیار متعجب I was astonished to hear the news. […]

اصطلاحی برای ” بدون دعوت جایی رفتن” ۰۳ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاحی برای ” بدون دعوت جایی رفتن”

Crash someone’s party  معنی: «بی‌دعوت رفتن به یه مهمونی یا جمع». We crashed their party last night! دیشب بی‌دعوت رفتیم مهمونیشون! Tom didn’t get an invite, but he crashed the party anyway! تام دعوت نشده بود، ولی بازم رفت مهمونی!

عبارت “Burn out” به چه معناست؟ ۳۰ تیر ۱۴۰۵

عبارت “Burn out” به چه معناست؟

Burn out Meaning: to become extremely tired or exhausted because of too much work or stress معنی: فرسوده شدن / از پا افتادن / ته کشیدن انرژی مثال: She worked nonstop for months and finally burned out. ماه‌ها بدون وقفه کار کرد و آخرش کاملاً از پا افتاد.