بایگانی‌های الفبای زبان اصطلاحات کاربردی - الفبای زبان
اصطلاح «standing on your own feet» ۱۱ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح «standing on your own feet»

standing on one’s [own] feet  معنی تحت الفظی آن یعنی مثلا بعد از افتادن، بلند بشه کسی/ یا بچه برای اولین بار روی پای خودش بایسته/ یا مثلا بعد از مریضی/ از تخت دیگه پا شه. معنی اصطلاحی هم به مصداق جمله معروف روی پای خودش ایستاد/ مستقل شدن/ از نظر مالی مستقل شدن. He […]

تفاوت I believe you & I believe in you ۰۸ مهر ۱۴۰۵

تفاوت I believe you & I believe in you

استفاده از فعل believe به‌تنهایی و بدون هیچ حرف اضافه‌ای در جمله، به این معنی است که شما فکر می‌کنید که یک چیز درست است یا حرف کسی را باور می‌کنید. I believe you من (حرفاتو) باور می‌کنم I believe what you said is true I won’t believe a word you say یک کلمه از […]

اصطلاحات پر تکرار در نامه نگاری انگلیسی ۰۷ مهر ۱۴۰۵

اصطلاحات پر تکرار در نامه نگاری انگلیسی

عباراتی که بیشتر در شروع نامه به کار برده می شود. In reply to your letter = در پاسخ نامه شما To meet a demand = برای برآوردن تقاضا We must apologies for = ما باید پوزش بخواهیم برای We wish to inform you that = ما مایل هستیم به استحضار شما برسانیم که We […]

۳ اصطلاح/ “Rumor has it that” به چه معناست؟ ۰۵ مهر ۱۴۰۵

۳ اصطلاح/ “Rumor has it that” به چه معناست؟

Rumor has it that شایعه شده که… Rumor has it that they’re getting married شایعه شده که آنها دارند ازدواج میکنند.   I wasn’t gonna bring it up, but نمی خواستم مطرحش کنم ولی… I wasn’t gonna bring it up, but I think you should know نمی خواستم مطرحش کنم ولی فکر میکنم بهتره بدونی […]

چند واژه (1) با پیشوند “il” ۰۴ مهر ۱۴۰۵

چند واژه (1) با پیشوند “il”

illiterate بی سواد illegal غیر قانونی illogical غیر منطقی illegible ناخوانا illegitimate نامشروع liberadyart مخالف آزادی

واژه ای برای «رک و راست بودن» در انگلیسی ۰۴ مهر ۱۴۰۵

واژه ای برای «رک و راست بودن» در انگلیسی

upfront صادق، رک و روراست ، بی غل و غش   Adam has always been upfront with us   آدام همیشه با ما روراست بوده است She wasn’t upfront about her real intentions او درمورد نیات واقعیش با ما روراست نبود.

نمونه مکالمه انگلیسی در هواپیما ۰۲ مهر ۱۴۰۵

نمونه مکالمه انگلیسی در هواپیما

?Can i have a pillow   میتونم یه بالش داشته باشم؟ ?can i have a blanket   میتونم یه پتو داشته باشم؟ ?can i have a pair of headphones   میتونم یه هدفون داشته باشم؟  ?could i have some water   میتونم یه مقدار آب داشته باشم؟  ?Could i have some extra napkins   میشه […]

واژه ای برای «خستگی ناپذیر» در زبان انگلیسی ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

واژه ای برای «خستگی ناپذیر» در زبان انگلیسی

Indefatigable SYN: tireless (رسمی) خستگی ناپذیر، نَستوه   Although the effort of taking out the garbage exhausted Wayne for the entire morning, when it came to partying, he was indefatigable اگرچه تلاش برای بیرون بردن زباله ها وین را کل صبح خسته کرد، اما وقتی نوبت به مهمانی رسید، خستگی ناپذیر بود.   One can […]

اصطلاح «Go easy on someone» ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح «Go easy on someone»

Go easy on someone به کسی سخت نگرفتن 1️⃣Go easy on me . It”s my first time to do this job بهم سخت نگیر اولین بارمه که این کار رو انجام میدم.

نکته مهمی درباره واژه «Rare» ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

نکته مهمی درباره واژه «Rare»

 برای چیزهایی که تعداد کمی از آن‌ها وجود دارد از کلمه‌ی rare استفاده می‌شود: Rare coins are usually worth a lot of money برای رویداد‌هایی که خیلی کم رخ می‌دهند هم از کلمه‌ی rare استفاده می‌شود: I was lucky enough to witness one of her rare public appearances  برای توصیف چیزهایی که معمولاً رایج هستند […]