بایگانی‌های اصلاحات کاربردی - الفبای زبان
3اصطلاح کاربردی/”Now we’re even” به چه معناست؟ ۰۹ تیر ۱۴۰۵

3اصطلاح کاربردی/”Now we’re even” به چه معناست؟

Do you need a refill? می خواهید لیوانتون رو پر کنم؟ No I’ll pass for now نه باشه برای بعدا/الان میل ندارم Now we’re even حالا بی حساب شدیم  

اصلاحی برای ” نظرم عوض شد” ۳۱ خرداد ۱۴۰۵

اصلاحی برای ” نظرم عوض شد”

Had a change of heart   نظرش عوض شد. Last week he said he would buy our house, but then he had a change of heart. هفته پیش او گفت می خواهد خانه ما را بخرد اما بعدا نظرش عوض شد “At first, he didn’t want to go on the trip, but he had a […]

چند عبارت کاربردی/ “کی فکرشو می کرد” به انگلیسی ۳۱ خرداد ۱۴۰۵

چند عبارت کاربردی/ “کی فکرشو می کرد” به انگلیسی

A lot is going on کلی اتفاق در حال افتادن است     Who would’ve thought? کی فکرشو می کرد؟ Who would’ve thought he’s become famous? کی فکرشو می کرد اون معروف بشه؟   So called به اصلاح

چند جمله کاربردی برای شروع مکالمه (۱۲۴) ۲۵ خرداد ۱۴۰۵

چند جمله کاربردی برای شروع مکالمه (۱۲۴)

What got you interested in that? چی باعث شد به اون علاقه‌مند بشی؟ How long have you been doing that? چند وقته داری اون کار رو انجام میدی؟ What’s the best part about it? بهترین بخشش چیه؟ What’s the most challenging part? سخت‌ترین بخشش چیه؟ That sounds exciting! خیلی هیجان‌انگیز به نظر میاد! I’ve always […]

چند عبارت مهم/ You’re wearing me out به چه معناست؟ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵

چند عبارت مهم/ You’re wearing me out به چه معناست؟

I’m running out of patience صبرم داره تموم میشه You’re wearing me out داری خستم می‌کنی I’m not having this من اینو قبول نمی‌کنم Don’t push your luck شانست رو امتحان نکن You’re barking up the wrong tree اشتباه گرفتی / سراغ آدم اشتباه اومدی Get a grip خودتو جمع کن Cut me some slack […]

5 واژه کاربردی برای شروع مکالمه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

5 واژه کاربردی برای شروع مکالمه

5 لغت سطح متوسط (Intermediate) هستن که واقعاً برای شروع مکالمه روزمره انگلیسی استفاده می‌شن: Improve: بهبود دادن I want to improve my English. می‌خوام انگلیسیمو بهتر کنم.  Notice: متوجه شدن I noticed your new haircut. مدل موی جدیدتو متوجه شدم. Prefer: ترجیح دادن I prefer coffee to tea. قهوه رو به چای ترجیح میدم. […]