بایگانی‌های اصطلاحات پرکاربرد زبان - الفبای زبان
اصطلاحات ضروری آیلتس ۰۲ بهمن ۱۴۰۴

اصطلاحات ضروری آیلتس

تهیه و تنظیم:زهرا کلاته عربی/ 1-A penny for your thoughts 1-در سرت (ذهنت) چه می گذرد: این اصطلاح زمانی کابرد دارد که فردی بسیار ساکت است و می خواهید بدانید در ذهنش چه می گذرد. مثال: آن ها چند دقیقه ساکت نشسته بودند، در نهایت نگاهی به او کرد و گفت: “والتر در سرت چه […]

اصطلاح «یاد آن روزها بخیر»! ۲۵ دی ۱۴۰۴

اصطلاح «یاد آن روزها بخیر»!

Those were the days یاد اون روزا بخیر !When I was a kid, we spent our summers at the beach. Those were the days !وقتی بچه بودم، تابستان ها را در ساحل می گذراندیم. یاد آن روزها بخیر!

۰۲ آذر ۱۴۰۴

اصطلاح «Hang up» به چه معناست؟

Hang up  فعل عبارتی (phrasal verb) Hang up به معنای “قطع کردن تماس تلفنی” است. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: end a phone call مثال: He didn’t say goodbye before he hung up او قبل از اینکه تلفن را قطع کند خداحافظی نکرد.

فعل عبارتی «Rack up» ۱۳ آبان ۱۴۰۴

فعل عبارتی «Rack up»

  Rack up جمع کردن یا دستیابی به چیزی، معمولاً یک امتیاز یا مقدار/ ( در مسابقه – امتیاز) کسب کردن، نایل شدن، دست یافتن   He’s RACKED UP a number of convictions for speeding او به دلیل سرعت غیرمجاز محکوم شده است rack up massive expenses هزینه های انبوه روی دست کسی یا جایی […]

اصطلاح «Getting cold feet» ۱۳ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «Getting cold feet»

Getting cold feet شک کردن در تصمیم انجام کاری. پشمان شدن از انجام کاری. ترسیدن از سختی کار و دچار شک و شبهه شدن The burglar has got cold feet, when the dog started barking وقتی سگ شروع به پارس کرد سارق از انجام کارش دو به شک شد Veronica gets cold feet once again […]

اصطلاح «joint effort» ۰۶ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «joint effort»

نویسنده : ستاره کوشا joint effort= something achieved or created by two or more people working together تلاش همگانی-کار گروهی-دستاورد جمعی Building this company is a joint effort, so the profits will be shared by everyone who works here ساخت این شرکت یک تلاش همگانی است، بنابراین سود آن بین همه کسانی که در اینجا […]

اصطلاح فوق جالب «raise the roof» ۰۱ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح فوق جالب «raise the roof»

 raise the roof=hit the roof=make or cause someone else to make a great deal of noise, especially through cheering اصطلاح خانه رو سرش گذاشته بود از فریاد/ غوغا به پا کردن(از سر خشم یا خوشحالی)/سقف را ترکاندن ( از سروصدای زیاد ) از صدای موزیک یا فریاد  when I finally scored the fans raised the […]

معانی فعل ترکیبی run across ۱۴ مهر ۱۴۰۴

معانی فعل ترکیبی run across

فعل ترکیبی run across دو معنی دارد؛ معنی اول این فعل ترکیبی ‘کسی را به صورت تصادفی دیدن’ است. به یک مثال توجه کنید:    I ran across two of my old friends when I went back to my hometown وقتی که به زادگاهم برگشتم دو نفر از دوستان قدیمیم رو به صورت تصادفی دیدم. […]

اصطلاح «rest on your laurels» به چه معنیست؟ ۱۲ مهر ۱۴۰۴

اصطلاح «rest on your laurels» به چه معنیست؟

rest on your laurels   به دستاوردها، موفقیت های خود قانع بودن/ تلاش نکردن و ادامه ندادن   Just because you’ve got your degree doesn’t mean you can rest on your laurels فقط به این دلیل که مدرک خود را گرفته اید به این معنی نیست که می توانید به دستاوردهای خود قانع باشید   […]

3 اصطلاح کاربردی با عبارت Talk/ اصطلاح « Talk back» به چه معناست؟ ۰۱ مهر ۱۴۰۴

3 اصطلاح کاربردی با عبارت Talk/ اصطلاح « Talk back» به چه معناست؟

Talk into متقاعد کردن she talk me into joining the class او مرا متقاعد کرد که به کلاس بپیوندم   Talk back جواب کسی را دادن (با گستاخی)   Children who talk back are regarded as disrespectful کودکانی که حاضرجوابی می‌کنند، بی‌ادب محسوب می‌شوند.   Talk out of منصرف کردن کسی از چیزی she talk […]