اصطلاح «joint effort»
نویسنده : ستاره کوشا joint effort= something achieved or created by two or more people working together تلاش همگانی-کار گروهی-دستاورد جمعی Building this company is a joint effort, so the profits will be shared by everyone who works here ساخت این شرکت یک تلاش همگانی است، بنابراین سود آن بین همه کسانی که در اینجا […]
اصطلاح فوق جالب «raise the roof»
raise the roof=hit the roof=make or cause someone else to make a great deal of noise, especially through cheering اصطلاح خانه رو سرش گذاشته بود از فریاد/ غوغا به پا کردن(از سر خشم یا خوشحالی)/سقف را ترکاندن ( از سروصدای زیاد ) از صدای موزیک یا فریاد when I finally scored the fans raised the […]
معانی فعل ترکیبی run across
فعل ترکیبی run across دو معنی دارد؛ معنی اول این فعل ترکیبی ‘کسی را به صورت تصادفی دیدن’ است. به یک مثال توجه کنید: I ran across two of my old friends when I went back to my hometown وقتی که به زادگاهم برگشتم دو نفر از دوستان قدیمیم رو به صورت تصادفی دیدم. […]
اصطلاح «rest on your laurels» به چه معنیست؟
rest on your laurels به دستاوردها، موفقیت های خود قانع بودن/ تلاش نکردن و ادامه ندادن Just because you’ve got your degree doesn’t mean you can rest on your laurels فقط به این دلیل که مدرک خود را گرفته اید به این معنی نیست که می توانید به دستاوردهای خود قانع باشید […]
3 اصطلاح کاربردی با عبارت Talk/ اصطلاح « Talk back» به چه معناست؟
Talk into متقاعد کردن she talk me into joining the class او مرا متقاعد کرد که به کلاس بپیوندم Talk back جواب کسی را دادن (با گستاخی) Children who talk back are regarded as disrespectful کودکانی که حاضرجوابی میکنند، بیادب محسوب میشوند. Talk out of منصرف کردن کسی از چیزی she talk […]
اصطلاح «چه بهتر که…»در زبان انگلیسی
I might as well چه بهتر که It’s cold, I might as well stay at home سرده چه بهتر که بمونم خونه It’s far, I might as well take a taxi دوره چه بهتر که ی تاکسی بگیرم I’m tired, I might as well rest خسته ام، چه بهتر که استراحت کنم
Bread line به چه معناست؟
Bread line= to be extremely poor خط فقر/بدترین شرایط زندگی Most students are on the breadline اکثر دانش آموزان در خط فقر هستند
واژه «Dowdy»
Dowdy =slovenly; untidy نا مرتب؛ کثیف؛ بی ریخت، بی قواره، از مد افتاده؛ (به طعنه) بد لباس She tried to change her dowdy image by buying a fashionable new wardrobe او سعی کرد با خرید یک کمد لباس جدید شیک وجهه نا مرتبش را عوض کند.
چند اصطلاح امریکایی / اصطلاح «Don’t rush me» به چه معناست؟
I’m game من پایه ام What’s up ? چه خبر ؟ No way نه بابا ، امکان نداره By all means با کمال میل Have fun خوش بگذره Don’t rush me هولم نکن Hit me up به من زنگ بزن I got your back هواتو دارم End of story همین که گفتم
جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (121)
You were not born to live in fear or doubt; you were born to rise, to shine, and to change the world تو برای ترسیدن و تردید به دنیا نیامدهای؛ تو به دنیا آمدی تا برخیزی، بدرخشی و دنیا را تغییر بدهی. Take advantage of all the opportunities that exist on this beautiful […]







Wednesday, 23 September , 2026