بایگانی‌های اصطلاحات ضروری 504 - صفحه 59 از 60 - الفبای زبان
افعال دوبخشی+مثال ۲۵ مهر ۱۴۰۱

افعال دوبخشی+مثال

تهیه خبر:صغری توحیدلو/ دیگه نمی خوام در مورد این موضوع چیزی بشنوم. لطفا دیگه مطرحش نکن. I don’t want to hear any more about this matter. Please don’t bring it up again. نکات جالبی در بحث دیروزمون مطرح شد. Some interesting points came up in our discussion yesterday. سارا خیلی خلاقه همیشه ایده های جدید […]

اصطلاحات خرید به انگلیسی ۰۹ مهر ۱۴۰۱

اصطلاحات خرید به انگلیسی

تهیه و تنظیم: سارا کوشا 1-لغات در مورد خریدصندوق till / counterبارکد bar codeرسید هدیه gift receiptقفسه/ قفسه ها shelf/shelvesچرخ دستی trolleyپاکت/ پاکت پلاستیکی bag / plastic bagتخفیف discountکاغذ کادو gift wrapبرچسب قیمت price tag 2-کلماتی که روی تابلوهای فروشگاه می بینیدتخفیف خورده ها bargainsیکی بخر یکی رایگان ببر buy 1 get 1 freeیکی بخر […]

اصطلاحات دندانپزشکی به انگلیسی ۳۰ شهریور ۱۴۰۱

اصطلاحات دندانپزشکی به انگلیسی

نویسنده: سارا کوشا breathدم ،نفس cavityخرابی و پوسیدگی دندان chewجویدن dental surgeonجراح دندانپزشک dentistدندانپزشک erosionرفتگى ،فرسودگى ،خوردگى ،فرسايش ،سايش fillingپر کردن flossنخ دندان fluorideفلوراید gingivitisالتهاب لثه gumsلثه mouthwashشستشوی دهان periodontalلثه ایی / مربوط به لثه root canalریشه دندان teethدندانها toothدندان toothbrushمسواک toothpasteخمیردندان toothpickخلال دندان whiteningسفید کردن دندان Dentistry دندان پزشکی :At the reception بخش پذیرش: […]

اصطلاحات درباره پول (2) ۳۰ شهریور ۱۴۰۱

اصطلاحات درباره پول (2)

تنظیم: شیدامهدوی/ رنگ پول یک شخص معنی: مقدار پولی که در دسترس یک شخص قرار دارد. Easy Money پول باد آورده معنی: پولی که با تلاش کمی به دست می‌آید Front Money پیش‌پرداخت معنی: پولی که ابتدا برای دریافت چیزی می‌پردازید Heavy Money پول سنگین معنی: پول زیاد آن‌ها پول زیادی دارند. من مطمئن هستم […]

اصطلاحات و عبارات (4) ۲۸ شهریور ۱۴۰۱

اصطلاحات و عبارات (4)

ستاره کوشا/ Blissfully happy.She seems blissfully happy او خیلی خوشحال به نظر می رسد. To be thrilled برای بیان هیجان و حس رضایت بی اندازه از یک اتفاق خوشایند، می توان از این صفت استفاده کرد. .I’m absolutely thrilled that you are coming کاملاً هیجان زده ام از اینکه می آیی. نکته: دقت داشته باشید […]

چند اصطلاح ضروری و کاربردی(1) ۲۲ شهریور ۱۴۰۱

چند اصطلاح ضروری و کاربردی(1)

ستاره کوشا/ Hit the books در نگاه اول به این اصطلاح، آن را مشت زدن به کتاب ترجمه می‌کنید، اما باید بدانید که این یک اصطلاح محبوب میان دانشجویان است، به خصوص دانشجویان آمریکایی، که به معنی زیاد مطالعه کردن می‌باشد. مثلاً زمانی که دانشجویان امتحان دارند به هم می‌گویند؛ hit the books یعنی کلی […]

۰۹ شهریور ۱۴۰۱

اصطلاحات و عبارات (1)

Keep in the picture ‌در جريان امور قرار دادن Never say die به دلت بد نیار power to you or more power to your elbow: خدا قوت on the tip of my tongue نوک زبونمه Eat your word حرفتو پس بگیر Don’t rub it in اینقدر به رخ ما نکش …to be snake in the […]

لغات و اصطلاحات سینمایی ۲۱ تیر ۱۴۰۱

لغات و اصطلاحات سینمایی

نویسنده: ستاره کوشا/ ژانرHorror Films فیلم های ترسناکAction Films فیلم های اکشنSci-Fi Movies فیلم‌های علمی تخیلیFamily Movies فیلم های خانوادگیMartial Arts Films فیلم های هنرهای رزمیAdventure Films فیلم‌های ماجراجوییComedies فیلم های کمدیRomantic Films فیلم های عاشقانهDocumentaries مستندAnimated Films انیمیشنWestern Films فیلم های وسترنSuper Hero Movies فیلم‌های ابرقهرمانیmusical موزیکالDrama فیلم های درام سوالات مرتبط با لغات […]

اصلاحات مربوط به آشپزی ۳۰ دی ۱۳۹

اصلاحات مربوط به آشپزی

تهیه و تنظیم: ساراکوشا/ تفاوت معنایی بین ضرب المثل ها، جملات قصار، حکایات، امثال و حکم و سایر عبارات کوتاه و مختصر، ظرافتها و جزئیات زیادی دارد و در عمل اغلب اوقات از مترادف آنها استفاده می شود. قبل از اینکه سراغ اصطلاحات مربوط به غذا و آشپزی در زبان انگلیسی برویم، بهتر است با […]

اصطلاح «به رخ کشیدن» ۲۰ دی ۱۳۹

اصطلاح «به رخ کشیدن»

brag= boast, crow, and vaunt به رخ کشیدن/پز دادن/لاف زدن She’s always bragging about how much money she earns او همیشه در مورد اینکه چقدر پول به دست می آورد پز می دهد He’s always bragging about his prowess as a cricketer او همیشه در مورد مهارت خود به عنوان یک کریکت باز می بالد […]