بایگانی‌های اصطلاحات ضروری برای آیلتس - صفحه 9 از 16 - الفبای زبان
جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (۴7) ۲۲ خرداد ۱۴۰۳

جملات کوتاه انگلیسی همراه ترجمه (۴7)

To have someone who understand your mind is a different kind of intimacy داشتن شخصی که ذهنیتت را درک کند، یک نوع متفاوت از صمیمیت است… There is no greater agony than bearing an untold story inside you هیچ رنجی بزرگتر از حمل‌ِ داستان ناگفته درونت نیست. Life went on without you. Of course, it […]

افعال عبارتی «Look for» & «Pass out» ۰۹ خرداد ۱۴۰۳

افعال عبارتی «Look for» & «Pass out»

Look for=Try to find فعل عبارتی (phrasal verb) Look for به معنای دنبال (چیزی یا کسی) گشتن/پیش بینی کردن، نگران بودن    I’ve been LOOKING FOR all their hidden files, but I can’t find them anywhere من در جستجوی همه پرونده های مخفی آنها هستم، اما آنها را در هیچ جایی پیدا نمی کنم. Pass […]

اصطلاح جذاب «cover your tracks» ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح جذاب «cover your tracks»

cover your tracks رد گم کنی/ از بین بردن آثار He’s a smart guy and he knew how to cover his tracks so the police couldn’t connect him to the crime او پسر باهوشی است و می‌دانست چگونه ردپای خود را بپوشاند تا پلیس نتواند او را به جنایت مرتبط کند. Bob didn’t cover his […]

اصطلاح «شایعه شده که…» ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «شایعه شده که…»

It’s rumored that شایعه شده که …. It’s rumored that she went bankrupt شایعه شده که اون ورشکسته شده. It’s rumored that they are getting married شایعه شده که اونا دارن ازدواج می‌کنن.    She accused him of starting rumors about her. Ever since his sudden resignation, rumors have been flying    او را به […]

چند اصطلاح کاربردی/ اصطلاح «من همینم که هستم» ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ اصطلاح «من همینم که هستم»

but no but اما و اخه ندارره for no reason همینجوری you look fishy مشکوک میزنی its as A B C خیلی راحته i am as i am من همینم که هستم

چند اصطلاح کاربردی/ He doesn’t lift a finger ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

چند اصطلاح کاربردی/ He doesn’t lift a finger

He doesn’t lift a finger  دست به سیاه وسفید نمی زنه Put it down to your experience بزار به حساب تجربه ات kick a habit  ترک کردن عادت I saw a saw that saw a saw  من دیدم که ارّه ای، ارّه ای را اره کرد. (دست بالای دست بسیار است)

اصطلاح/ ضرب المثل «گله را به دست گرگ سپردن» ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح/ ضرب المثل «گله را به دست گرگ سپردن»

fox guarding the henhouse گله را به دست گرگ سپردن اصطلاح fox guarding the henhouse «روباه نگهبانی از مرغ‌خانه» به معنای قرار دادن شخصی نامناسب در موقعیت اعتماد یا قرار دادن کسی در موقعیتی است که خودش را پلیس نگه می‌دارد. My sister is going to put her ex-convict brother-in-law in charge of her business, […]

 اصطلاح See eye to eye ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

 اصطلاح See eye to eye

 اصطلاح See eye to eye توافق نظر داشتن تفاهم داشتن  My cousin and I don’t see eye to eye about our children’s education من و پسرخاله‌م در مورد تحصیلات بچه هامون باهم موافق نیستیم.  The boss and I don’t always see eye to eye من و رییس همیشه باهم موافق نیستیم.  They finally saw eye […]

اصطلاح و عباراتی برای توصیف بو و مزه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح و عباراتی برای توصیف بو و مزه

کالوکیشن هایی برای توصیف بو و مزه:   Everywhere you go, the fragrant perfume of Caranza Island’s wild flowers follows you. And in the village of Jarca, the distinctive aroma of the local dishes and the smell of fresh coffee wafting across the square from the small cafés is very wonderful به هر طرف که […]

اصطلاح «بدون رودربایستی حرف زدن» ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «بدون رودربایستی حرف زدن»

Call a spade a spade=speak plainly without avoiding unpleasant or embarrassing issues بدون رودربایستی حرف زدن/ بی پرده حرف زدن   it is time to name names and call a spade a spade وقتش است که نام ها را اسم ببریم و بی پرده حرف بزنیم I’m not at all secretive, and I’m pretty good […]