بایگانی‌های اصطلاحات ضروری برای آیلتس - الفبای زبان
اصطلاح «Go easy on someone» ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح «Go easy on someone»

Go easy on someone به کسی سخت نگرفتن 1️⃣Go easy on me . It”s my first time to do this job بهم سخت نگیر اولین بارمه که این کار رو انجام میدم.

اصطلاح Go mad & get cold feet ۲۴ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح Go mad & get cold feet

   Go mad  دیوانه شدن، عصبانی شدن، کفر (کسی) درآمدن، از کوره به در رفتن  My husband will go mad when he finds out how much I paid for that dress  وقتی شوهرم بفهمد که من این پیراهن را چند خریده‌ام دیوانه خواهد شد.   He went mad from years alone in the jungle او […]

اصطلاح «اینم شد…/ به این میگی…» ۱۰ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح «اینم شد…/ به این میگی…»

You call that a /an به این میگی … ؟! اینم شد … ؟! الان این مثلا … بود ؟! call: نامیدن – فرض کردن – به حساب آوردن عبارت You call that a رو میگی، بعد اسم رو میاری: !?You call that a life به این میگی زندگی؟؟/ اینم شد زندگی!!؟ !?!You call that […]

اصطلاح «It’s not my cup of tea» ۱۲ خرداد ۱۴۰۵

اصطلاح «It’s not my cup of tea»

It’s not my cup of tea باب میلم نیست   She is the apple of my eye نور چشم منه

۰۲ آذر ۱۴۰۴

اصطلاح «Hang up» به چه معناست؟

Hang up  فعل عبارتی (phrasal verb) Hang up به معنای “قطع کردن تماس تلفنی” است. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: end a phone call مثال: He didn’t say goodbye before he hung up او قبل از اینکه تلفن را قطع کند خداحافظی نکرد.

اصطلاح « چه کاسه ای زیر نیم کاسه هست؟» در انگلیسی ۲۴ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح « چه کاسه ای زیر نیم کاسه هست؟» در انگلیسی

?What’s the catch چه کاسه ای زیر نیم کاسه هست؟ /ایراد کار کجاس؟ / چه کلکی تو کاره؟   ?When something is too good to be true we ask what’s the catch وقتی بعضی چیزها واقعا خوب پیش می رود ما می پرسیم چه کلکی در کار است؟

اصطلاح «Getting cold feet» ۱۳ آبان ۱۴۰۴

اصطلاح «Getting cold feet»

Getting cold feet شک کردن در تصمیم انجام کاری. پشمان شدن از انجام کاری. ترسیدن از سختی کار و دچار شک و شبهه شدن The burglar has got cold feet, when the dog started barking وقتی سگ شروع به پارس کرد سارق از انجام کارش دو به شک شد Veronica gets cold feet once again […]

اصطلاح «being hampered by something» ۱۲ آبان ۱۴۰۴
استفاده در ساختار مقاله نویسی و رایتینگ؛

اصطلاح «being hampered by something»

 استفاده از این ساختار در مقاله نویسی و Writing امتیاز شما را بسیار بالا می برد. being hampered by something بوسیله چیزی مختل شدن یا با مانع مواجه شدن being hampered by bad weather تحت تاثیر آب و هوای بد قرار گرفته است

دو اصطلاح جذاب / «Fed up» به چه معناست؟ ۰۴ آبان ۱۴۰۴

دو اصطلاح جذاب / «Fed up» به چه معناست؟

Fed up = خسته و کلافه بودن   I’m fed up with this weather! از این هوا دیگه خسته شدم! Hang out = وقت گذروندن با کسی I usually hang out with my friends on weekends من معمولا آخر هفته‌ها با دوستانم وقت می‌گذرانم.

چند واژه مشابه در تلفظ اما متفاوت در معنا/  Knight & night ۰۴ آبان ۱۴۰۴

چند واژه مشابه در تلفظ اما متفاوت در معنا/  Knight & night

Hole حفره/ whole همه Witch جادوگر / which کدام Pair جفت / pear گلابی Cell سلول / sell خریدن Meat گوشت / meet ملاقات کردن Break شکستن / brake ترمز Peace صلح / piece تکه Sun خورشید / son پسر Knight شوالیه / night شب