بایگانی‌های #الفبای زبان - صفحه 71 از 140 - الفبای زبان
عبارت «To be honest» ۰۷ خرداد ۱۴۰۳

عبارت «To be honest»

عبارت “To be honest” رو چه در ابتدای جمله تون و چه در انتهاش میتونید بکار ببرید.این عبارت می تواند به معنای «راستش را بخواهی/صادقانه» معنی می شود. به این مثالها توجه کنید:   To be honest, I think you’re really good at soccer راستشو بخوای فکر کنم تو در فوتبال خیلی ماهر هستی. I […]

واژه «bravado» ۰۵ خرداد ۱۴۰۳

واژه «bravado»

bravado=a swaggering show of courage شجاعت ظاهری لاف، اعتماد به نفس کاذب It was her first day in the classroom and she was almost shaking with fear, but with false bravado — she took a deep breath and turned to face her students   اولین روز او در کلاس بود و تقریباً از ترس می‌لرزید، […]

معرفی نامزدهای مجموعه‌داستان جایزه‌ «احمد محمود» ۰۲ خرداد ۱۴۰۳

معرفی نامزدهای مجموعه‌داستان جایزه‌ «احمد محمود»

نامزدهای بخش مجموعه‌داستان چهارمین دوره‌ جایزه‌ «احمد محمود» معرفی شدند. به گزارش الفبای زبان، دبیرخانه‌  این دوره از جایزه، نامزدهای اولیه‌ خود را در بخشِ مجموعه‌داستان اعلام کرد. این لیست شامل ۱۰ کتاب است که در بازه‌ زمانی دو سالِ ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ منتشر شده‌اند. بنا بر اعلام، داوری این بخش به‌صورتِ نظرسنجی از میان […]

واژه خودسِتایی +2 واژه دیگر ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

واژه خودسِتایی +2 واژه دیگر

hackles سیخ شدن موهای بدن(از ترس یا خطر) synonyms: dander choler anger irritability the dog continued to growl, its hackles raised سگ به غر زدن ادامه داد، موهای تنش سیخ شد lucent= softly bright or radiant تابناک، روشن و شفاف :synonyms aglow lambent luminous bright   the moon was lucent in the background ماه در […]

اصطلاح «cushy job» برای تنبل هاست؟ ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳

اصطلاح «cushy job» برای تنبل هاست؟

cushy job=A job that is easy یک اصطلاح اسلنگ به معنی: کار راحت / بی دغدغه و آسان cushy job or life is very easy and does not need much effort شغل یا زندگی دلپذیر بسیار آسان است و نیاز به تلاش زیادی ندارد خود واژه Cushy مد نظر ماست که به معنای بی درد […]

3 اصطلاح/  دیگه کارد به استخونم رسیده! ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳

3 اصطلاح/ دیگه کارد به استخونم رسیده!

I owe you an apology من به تو یک عذرخواهی بدهکارم!   That is the last straw دیگه کارد به استخونم رسیده!   Live it up حالشو ببر! خوش بگذرون!

واژه «Phlegmatic»+ مترادف ها ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳

واژه «Phlegmatic»+ مترادف ها

phlegmatic=showing little emotion بی عرضه، بی تفاوت، شخص خونسرد وبی رگ، شخصیت بلغمی :synonyms for phlegmatic apathetic  impassive stoic and stolid He is also phlegmatic on the subject of his dealings with Hollywood او همچنین نسبت به موضوع برخوردش با هالیوود خیلی خونسرد است It’s almost unbelievably fitting that these supremely phlegmatic men live in […]

جایزه ۲۰ هزار پوندی «دیلن توماس» از آنِ «دنیاهای کوچک» شد ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

جایزه ۲۰ هزار پوندی «دیلن توماس» از آنِ «دنیاهای کوچک» شد

«کالب آزوما نلسون» نویسنده اهل غنا، جایزه «دیلن توماس» را برای دومین رمانش با عنوان «دنیاهای کوچک» دریافت کرد. به گزارش الفبای زبان، «آزوما نلسون» ۳۰ ساله در مراسمی که در سوانسی، شهر زادگاه «دیلن توماس» برگزار شد، جایزه ۲۰ هزار پوندی را دریافت کرد. جایزه «دیلن توماس» که توسط دانشگاه «سوانسی» بنیان‌گذاری شده، از […]

واژه ای برای «وادار کردن/موظف بودن» ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳

واژه ای برای «وادار کردن/موظف بودن»

oblige=make someone legally or morally bound to an action or course of action مجبور کردن/ وادار ساختن اخلاقی یا قانونی/موظف بدون طبق قانون Her job obliges her to work overtime and on weekends شغل او او را مجبور می کند که اضافه کاری و در آخر هفته ها کار کند They asked for food and […]

واژه ای برای معانی «واژگونی/ زیر و رو شدن» ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳
?Titanic history/Why didn't she Capsize

واژه ای برای معانی «واژگونی/ زیر و رو شدن»

capsize=overturn accidentally این واژه به معنی واژگون/سرنگون/غرق شدن وسایل موتوری مثل ماشین و کشتی و غیره است. to capsize (verb) واژگون/ سرنگون/غرق کردن / زیرو رو کردن/نابود شدن نکته: to capsize به عنوان فعل هم می تواند با حرف اضافه و هم بدون حرف اضافه در جمله استفاده شود. مثالها:   ?do you know what […]