کلمات مرتبط با ورزش کردن
نویسنده : صغری توحیدلو Strength معنی : قدرت مثال : Lifting weights increases your strength ترجمه : وزنهبرداری قدرت شما را افزایش میدهد. Endurance معنی : استقامت مثال:Running long distances helps build endurance. ترجمه:دویدن مسافتهای طولانی به تقویت استقامت کمک میکند. Flexibility معنی : انعطاف پذیری مثال :Yoga improves flexibility in your muscles ترجمه :یوگا […]
3اصطلاح کاربردی/ it’s you call به چه معناست؟
The night is young تازه سر شبه No time to dilly dally زمان وقت تلف کردن نیست It is your call تصمیم با تو است
3عبارت کاربردی/ to snoop به چه معناست؟
To snoop سرک کشیدن، فضولی کردن Upon my word به شرافتم قسم می خورم Chop chop بجنب، سریع باش
فعل عبارتی Bear out به چه معناست؟
فعل عبارتی (phrasal verb) Bear out به معنای “تایید کردن” است. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Confirm that something is correct مثال: Statistics bear out the government’s claims on the issue آمار، ادعاهای دولت درمورد این موضوع را تایید میکند.
۲ اصطلاح برای زمانی که حرف کسی را نفهمیدیم!
زمانی که می خواهیم کسی حرفش را تکرار کند می گوییم؛ Come again I didn’t catch that
۲ جمله کاربردی/درباره wonderدر جمله انگليسي
Bury the hatchets but let the handle sticking out بیا صلح کنیم اما آماده جنگ باشیم !I wonder what her name is نمی دونم اسمش چیه! نکته، زمانی که بعد از wonder یکی از wh ها بیاید wonder به معنای تعجب کردن نیست، بلکه به معنای نمی دان است.
Stay still به چه معناست؟+2اصطلاح دیگر
Stay still ثابت بمون، حرکت نکن Load the car بارِ ماشین کردن (وسایل را بار ماشین کن) Will do you good برات خوبه Fresh air will do you good هوای تازه برات خوبه
عبارات پرکاربرد با فعل Go
Collocations with “Go” Go abroad خارج رفتن Go astray راه اشتباه رفتن Go bad فاسد شدن Go bald کچل شدن Go bankrupt ورشکست شدن Go blind نابینا شدن Go crazy دیوانه شدن Go dark تاریک شدن Go deaf کر شدن Go fishing. ماهیگیری کردن Go mad هیجان زده شدن Go missing ناپدید شدن Go […]
عبارت “developed a headache” به چه معناست؟
I developed a headache من به سر درد مبتلا شدم She developed an unknown disease او به یک بیماری ناشناخته مبتلا شده
“اتفاقا” به زبان انگلیسی+ مثالها
Oddly enough=by the way Oddly enough I was telling them the last night story اتفاقا داشتم داستان دیشب رو براشون می گفتم As it happens As it happens She was gonna tell me the truth اتفاقا او داشت حقیقتو رو به من می گفت






Tuesday, 28 July , 2026