بایگانی‌های #الفبای زبان - صفحه 139 از 140 - الفبای زبان
I feel like + (verb-ing) ۲۷ تیر ۱۴۰۲

I feel like + (verb-ing)

از نظر معنایی feel like مشابه want و would like است. بنابراین از فعل like جدا است . این فعل به معنای تمایل به چیزی یا انجام کاری را نشان می دهد. Here you are expressing to someone something you would enjoy doing “I feel like having a snack” “I feel like talking” “I feel […]

Let alone ۲۷ تیر ۱۴۰۲

Let alone

چه برسه به این که=Let alone It is incredible that the 12-year-old managed to even reach the pedals, let alone drive the car باور نکردنی است که این نوجوان 12 ساله حتی توانسته است به پدال ها برسد، چه رسد به رانندگی با ماشین. He can’t boil water, let alone prepare a dinner for eight […]

تفاوت art و artistic در حالت های وصفی ۲۶ تیر ۱۴۰۲

تفاوت art و artistic در حالت های وصفی

کلمه artistic به مفهوم “نشان دادن مهارت یا قوه تخیل یک هنرمند” است و به معنی هنری. Both my parents were highly imaginative and artistic این کلمه همچنین بیانگر ارتباط با هنر یا هنرمند است. His paintings have little artistic merit کلمه art چنانچه قبل از اسمی دیگر بکار رود و نقش وصفی داشته باشد، […]

درباره deny ۲۶ تیر ۱۴۰۲

درباره deny

به معنی تکذیب کردن،انکار کردن Deny باید با یک مفعول، یک that-clause یا یک فرم -ing دنبال شود. Deny + Gerund (V-ing) The man denied stealing the camera شکل دیگر به کارگیری Deny استفاده از that بعد از deny است. The man denied that he stole the cameraI’ve never denied that there is a housing […]

اصطلاحات و لغات مهم در فرودگاه ۲۶ تیر ۱۴۰۲

اصطلاحات و لغات مهم در فرودگاه

Check-in counterپیشخوان ورود Security checkpointقسمت بازرسی امنیتی Boarding gateگیت پرواز Baggage claimمحل تحویل بار Departure loungeسالن انتظار Customs declarationاظهارنامه گمرکی Flight announcementاطلاعیه پرواز Cabin crewخدمه کابین Baggage allowanceحدمجاز بار Connecting flightپرواز متصل کننده Flight delayتاخیر پرواز Baggage tagبرچسب بار و بنه Final boarding callاخرین اعلان پرواز Baggage carouselتسمه نقاله Duty-free shopفروشگاه بدون مالیات Electronic boarding […]

اصطلاحات روزمره(75)/ Buzzkill ۲۶ تیر ۱۴۰۲

اصطلاحات روزمره(75)/ Buzzkill

ضدحال! Such a buzzkill چه ضدحالی! He’s such a buzzkill=buzzkiller چه آدم ضدحالیه! اصطلاح مشابه: That’s a bummerعجب ضد حالی Start from scratchاز صفر شروع کردن To size up ارزیابی کردن Rat outچوغولی کردن، لو دادن، آدم فروشی کردن suck up to someoneپاچه خواری کردن

دو اصطلاح کاربردی (74) ۲۵ تیر ۱۴۰۲

دو اصطلاح کاربردی (74)

We are doomed بدبخت شدیم! بیچاره شدیم Cut me some slack دست از سرم بردار، راحتم بگذار

!Odds are ۲۵ تیر ۱۴۰۲

!Odds are

Odds are …احتمال داره که… The chances are, as in The odds are that they’ll serve turkey for Thanksgiving همانطور که شانس آن وجود دارد، احتمال دارد که آنها برای روز شکرگذاری بوقلمون سرو کنند !Odds are Glenn is deadاحتمال داره که گِلِن مرده باشه!

synonym for Me too ۲۵ تیر ۱۴۰۲

synonym for Me too

So Am IMe neitherSame hereDittoLikewise

!give or take ۲۵ تیر ۱۴۰۲

!give or take

give or take = possibly a little more or less than the amount or time mentioned کم و بیش، تقریبا it’ll be ready at six, give or take a few minutesساعت شیش آمادست، تقریبا چند دیقه دیگه I guess it’ll cost give or take 150000 eurosگمونم تقریبا 150000 یورو آب بخوره