عبارت کاربردی «Just as…so»
یکی از ساختارهای کاربردی که در رایتینگ یا حتی اسپیکینگ میشه استفاده کرد بصورت زیر هست: “just as…, so” این ساختار برای بیان تشابه یا ارتباط بین دو اتفاق یا عمل استفاده میشه. یعنی یک عمل یا اتفاق توسط یک مورد دیگه رخ میده یا تحت تأثیر اون قرار میگیره. . مثال: Just as the […]
اصطلاح «standing on your own feet»
standing on one’s [own] feet معنی تحت الفظی آن یعنی مثلا بعد از افتادن، بلند بشه کسی/ یا بچه برای اولین بار روی پای خودش بایسته/ یا مثلا بعد از مریضی/ از تخت دیگه پا شه. معنی اصطلاحی هم به مصداق جمله معروف روی پای خودش ایستاد/ مستقل شدن/ از نظر مالی مستقل شدن. He […]
بیان زمان ها
In recent times اخیرا In time بموقع In no time فورا In earliest times در گذشته In due time در زمان مقرر At the moment در حال حاضر At present در حال حاضر At rest در موقع استراحت At leisure در موقع فراغت At once ناگهان،فورا At times بعضی اوقات So far تاکنون As of […]
واژگان مرتبط با پرواز و فرودگاه
aisle =راهروی بین صندلیها در هواپیما baggage claim= محل تحویل چمدان boarding pass =بلیط مخصوص hand luggage= چمدان های قابل حمل flight =پرواز pilot =خلبان Co-pilot= کمک خلبان cockpit =کابین خلبان flight attendant=مهماندار هواپیما life jacket= جلیقه نجات seat belt =کمربند emergency exit= خروج اضطراری
افعال عبارتی پرکاربرد(12)
point out اشاره کردن take off بلند شدن هواپیما write down نوشتن eat out بیرون غذا خوردن put out غذا خوردن break up جدایی، جدا شدن fill in پر کردن
چند عبارت کوتاه کاربردی (111)
apart from جدای از as well as همچنین inside of توی in spite of علیرغم because of بخاطر due to بنا بر، طبق
افعال عبارتی پرکاربرد (11)
Stand up ایستادن Stand out متمایز بودن Stand back عقب ایستادن Stand down کناره گیری کردن Stand by کنار کسی ماندن Stand in جایگزین کسی شدن
چند فعل عبارتی پر کاربرد (10)
chill out استراحت کردن kick off شروع کردن back out کنار کشیدن Look for جستجو کردن Give up رها کردن، تسلیم شدن Gone up افزایش یافتن Put off به تعویق انداختن Saddle up زین را انداختن به حیوانی و آماده سوارکاری شدن
چند عبارت و اصطلاح مهم (110)
I am worried دلم شور میزنه Good old days یاد اون روزها بخیر Stick to your job بچسب به کارت God willing انشاالله Back to work به کارت برس It’s all your fault همش تقصیر تو است Hold your words حرف دهنتو بفهم As you wish هر جور راحتی
فعل عبارتی Account for
Account for=to give a reason or explanation for something توضیح دادن/ جواب پس دادن/توجیه کردن They had to ACCOUNT FOR all the money that had gone missing آنها باید برای تمام پولی که گم شده بود می باستی پاسخ می دادند ?How do you account for your success موفقیت خود را چگونه توجیه/ارزیابی […]






Tuesday, 25 August , 2026