فعل عبارتی Account for ۱۱ مهر ۱۴۰۵

فعل عبارتی Account for

  Account for=to give a reason or explanation for something توضیح دادن/ جواب پس دادن/توجیه کردن   They had to ACCOUNT FOR all the money that had gone missing آنها باید برای تمام پولی که گم شده بود می باستی پاسخ می دادند ?How do you account for your success موفقیت خود را چگونه توجیه/ارزیابی […]

بایگانی‌های عبارت واژگان - صفحه 60 از 159 - الفبای زبان
اسامی برخی از حبوبات و غلات ۱۸ دی ۱۴۰۲

اسامی برخی از حبوبات و غلات

Rice برنج Wheat گندم Barley جو Pea نخود Split pea لپه Lentil عدس Bean لوبیا Corn ذرت Sunflower آفتاب گردان

حرف اضافه on در عبارات ۱۸ دی ۱۴۰۲

حرف اضافه on در عبارات

مهم‌ترین کاربرد on به عنوان حرف اضافه مکان وقتی است که می‌خواهیم بگوییم چیزی بالای چیز دیگر و در تماس با آن است. در واقع این حرف اضافه برای اشاره به قرار داشتن چیزی روی سطح چیزی دیگر به کار می‌رود. On end بی وقفه On foot با پای پیاده On sunday در روز یکشنبه […]

Talk more ۱۸ دی ۱۴۰۲

Talk more

Do more بیشتر انجام بده  Think more بیشتر فکر کن  Talk more بیشتر حرف بزن  Sleep more بیشتر بخواب  Have more بیشتر بخور

اسامی همیشه جمع در زبان انگلیسی ۱۸ دی ۱۴۰۲

اسامی همیشه جمع در زبان انگلیسی

اشیای زیر از نظر تعداد مفرد می باشند ولی در گرامر انگلیسی جمع محسوب شده و با فعل جمع بکار می روند: glasses (عینک) pajamas (پیژامه) trousers (شلوار) jeans (شلوار جین) pants (شلوار) slacks (شلوار اسپرت) scissors (قیچی) nail clippers (ناخن گیر) pliers (انبردست) اگر بخواهیم بگوییم (یک شلوار جین) یا (یک عینک) از a […]

واژگان کاربردی(۹5) ۱۸ دی ۱۴۰۲

واژگان کاربردی(۹5)

bet (past: bet, betted ; past participle: bet, betted) شرط (بندی)، موضوع شرط بندی، شرط بستن، نذر condition شرط، وضعیت، شایسته کردن، حالت، چگونگی، مقید کردن، شرط نمودن condition punt زدن توپ، توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن requirement نیاز، لازم، مقرره، دربایست، نیازمندی، تقاضا، احتیاج، الزام، ایجاب، التزام reservation ذخیره، رزرو […]

واژگان کاربردی(94) ۱۸ دی ۱۴۰۲

واژگان کاربردی(94)

settled جمعیت دار، آباد، مقیم، مستقر، جای گیر، ثابت، آرام، صاف، معین، مقرر silent خموش، خاموش، ساکت، بیصدا، آرام، صامت، بیحرف sleepy خواب آلود slinky دزدکی، مخفی، خوش ژست slow آهسته، کند، تدریجی، کودن، تنبل، یواش، آهسته کردن یاشدن slow smooth سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بی تکان، بی مو، […]

کاربردهای مختلف حرف تعریف معین (the) ۱۷ دی ۱۴۰۲

کاربردهای مختلف حرف تعریف معین (the)

کاربردهای مختلف حرف تعریف معین (the) در پاره ای از عبارات و اصطلاحات؛  در آغاز … at the beginning  در همان موقع … at the same time  هنگام عصر… in the evening  واقعیت را گفتن … to tell the truth  روی هم … on the whole  در پایان … at the end of  از طرف […]

ویژگی های اخلاقی افراد (6) ۱۷ دی ۱۴۰۲

ویژگی های اخلاقی افراد (6)

لغات و صفات برای بیان شخصیت: ‏ funny: با مزه friendly :خونگرم serious : جدی confident : دارای اعتماد به نفس shy : خجالتی talkative : پر حرف creative : خلاق hardworking : کوشا jealous : حسود easygoing : بيخيال moody : دمدمی مزاج selfish : خودخواه

 11 معنی و کاربرد برای واژه‌ی just ۱۷ دی ۱۴۰۲

 11 معنی و کاربرد برای واژه‌ی just

 همین چند لحظه‌ی پیش، به‌تازگی: The plane just landed in New York هواپیما همین چند لحظه‌ی پیش در نیویورک نشست.  الان، در حال حاضر: I’m just finishing my book من الان دارم کتابم را تمام میکنم.  درست (قبل/بعد/…): just after/before/over/ I got here just after nine من درست بعد از ساعت 9 اینجا رسیدم. دقیقاً: […]

بیا بریم یه دوری بزنیم! ۱۷ دی ۱۴۰۲

بیا بریم یه دوری بزنیم!

وقتی بخوایم بگیم “بیا اینکارو بکنیم” از این قالب استفاده میکنیم Let us اول شخص جمع است که فقط در موقعیت های بسیار رسمی از آن استفاده می کنیم. Let’s فرم کوتاهی است که ما اغلب از آن برای ارائه پیشنهاداتی استفاده می کنیم که شامل خودمان می شود، به مثالها توجه کنید:  شکل ساده […]