۳ اصطلاح/ “Rumor has it that” به چه معناست؟ ۰۵ مهر ۱۴۰۵

۳ اصطلاح/ “Rumor has it that” به چه معناست؟

Rumor has it that شایعه شده که… Rumor has it that they’re getting married شایعه شده که آنها دارند ازدواج میکنند.   I wasn’t gonna bring it up, but نمی خواستم مطرحش کنم ولی… I wasn’t gonna bring it up, but I think you should know نمی خواستم مطرحش کنم ولی فکر میکنم بهتره بدونی […]

۲ عبارت/ brush off & condone ۰۴ مهر ۱۴۰۵

۲ عبارت/ brush off & condone

چند اصطلاح پرکاربرد انگلیسی/ اصطلاح «مچش را گرفتم» چه می شود؟ ۰۴ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح I smell a rat به چه معناست؟
چند اصطلاح پرکاربرد انگلیسی/ اصطلاح «مچش را گرفتم» چه می شود؟

اصطلاح …I’m good at ۰۱ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح …I’m good at

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 48 از 115 - الفبای زبان
اصطلاح سوت و کور ۰۹ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح سوت و کور

silent as the grave=Saying absolutely nothing=Totally silent ساکت مقل گورستان/ سوت و کور/ knew something was wrong when I walked into the meeting room and all the members of the board were silent as the grave وقتی وارد اتاق جلسه شدم و همه اعضای هیئت مدیره مثل قبر ساکت/ سوت و کور بودند، می دانستم […]

اصطلاح به هر دری زدن! ۰۹ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح به هر دری زدن!

Leave no stone unturned به هر دری زدن، از هیچ تلاشی دریغ نکردن He left no stone unturned to find the criminal او برای پیدا کردن مجرم از هیچ تلاشی دریغ نکرد.

اصطلاح Miss the boat ۰۹ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح Miss the boat

Miss the boat=be too slow to take advantage of an opportunity از دست دادن فرصت/ شانس از بین رفته Jean missed the boat on that club membership ژان فرصت عضویت در باشگاه را از دست داد. My friends are off to ski، I missed the boat this time, but I will join them next season […]

اصطلاح «چشاتو درویش کن» ۰۴ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح «چشاتو درویش کن»

Avert your eyes=Look away from چشاتو درویش کن / برگرداندن نگاه   I wish I had power, just power enough to avert my eyes ای کاش قدرت داشتم، فقط آنقدر قدرت داشتم که چشمانم را درویس کنم Sometimes Fate tiptoes discreetly at the margins of our lives, averting her eyes and keeping her distance گاهی […]

اصطلاح «down for the count» ۰۴ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح «down for the count»

down for the count=Defeated, finished, doomed شکست خورده، تسلیم شدن، محکوم به فنا   اگر این اصطلاح را کلمه‌به‌کلمه ترجمه کنیم، یعنی «افتاده در انتظار شمارش». این اصطلاح به ورزش‌های رزمی اشاره دارد؛ زمانی که یکی از دو طرف مبارزه روی خاک افتاده است و ۱۰ شماره فرصت دارد تا بلند شود و در غیر […]

اصطلاحی برای «نمرات عالی» ۰۳ تیر ۱۴۰۳

اصطلاحی برای «نمرات عالی»

pass with flying colors با نمرات عالی امتحان را پاس کردن/ نمرات درخشان He passed his exams with flying colours او امتحاناتش را با نمرات عالی پاس کرد Now he’s gone back to driving school in an effort to pass with flying colours حالا او به مدرسه رانندگی بازگشته است تا بتواند با نمرات درخشان […]

«crushing blow» به چه معنیست؟ ۰۳ تیر ۱۴۰۳

«crushing blow» به چه معنیست؟

crushing blow ضربه سخت/ ضربه سهمگین   His loss would be a crushing blow to Liverpool’s title hopes از دست دادن او ضربه سختی به امیدهای قهرمانی لیورپول خواهد بود   Bad news might be a crushing blow, and being turned down for a date to the prom could feel like a crushing rejection   […]

4 اصطلاح کاربردی / !You rock ۰۳ تیر ۱۴۰۳

4 اصطلاح کاربردی / !You rock

Needless to say نا گفته نماند End of story همین و بس، همین که گفتم What I say goes حرف حرفِ منه !You rock تو فوق العاده ای!

اصطلاح «به ذهنم خطور کرد» چی میشه؟ ۰۲ تیر ۱۴۰۳

اصطلاح «به ذهنم خطور کرد» چی میشه؟

cross my mind به ذهنم رسید/ یهویی به ذهن خطور کردن it crossed my mind to try a new recipe به ذهنم رسید یه دستورغذایی جدید امتحان کنم. it crossed my mind to plant some flowers به ذهنم رسید چندتا گل بکارم. it crossed my mind to start computer به ذهنم رسید کامپیوتر شروع کنم. […]

3 معنی برای عبارت «Go around» ۰۲ تیر ۱۴۰۳

3 معنی برای عبارت «Go around»

*Go around یعنی حول چیزی گشتن، دور یه چیزی گشتن.   Planets go around the sun سیاره ها دور خورشید می چرخند. ?I asked him to go around the house to see,where is she من ازش خواستم بره دور خونه رو بچرخه که ببینه او کجاست. Enough to *go around,enough for each person یعنی کافی […]