اصطلاح …I’m good at ۰۱ مهر ۱۴۰۵

اصطلاح …I’m good at

…I’m good at برای گفتن اینکه من در فلان کار خوبم- با مهارت دارم از این عبارت استفاده می کنیم: I’m good at drawing I’m good at video games I’m good at swimming I’m good at driving I’m good at reading I’m good at sports I’m good at writing I’m good at math I’m good […]

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 11 از 115 - الفبای زبان
۲ اصطلاح کاربردی/”قلبم وایساد!” به انگلیسی ۲۱ تیر ۱۴۰۵

۲ اصطلاح کاربردی/”قلبم وایساد!” به انگلیسی

My heart skipped a beat قلبم وایساد! مُردم یک لحظه! از ترس مُردم! معنی دیگر؛ غش کرد از خوشی، از عشق قلبم تند تند می زند My heart skipped a beat when I heard the sudden noise in the dark. قلبم می خواست بایستد وقتی ناگهانی در تاریکی یک صدایی شنیدم Every time he smiles […]

اصطلاح برای “بلافاصله، بلاشک” ۲۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح برای “بلافاصله، بلاشک”

In a heartbeat = in an instant بلافاصله. بدون درنگ. مثل قرقی. بی شک I called and told her I needed help, and she came in a heartbeat. من باهاش تماس گرفتم و گفتم به کمکش نیاز دارم، و او خودشو بلافاصله رسوند Even though the job was difficult, he says he’d agree to do […]

اصطلاحی برای “نهایتا انجامش دادم” ۲۰ تیر ۱۴۰۵

اصطلاحی برای “نهایتا انجامش دادم”

End up doing something در نهایت کاری رو انجام دادن I didn’t want to date him but ended up doing it نمی خواستم باهاش قرار بزارم ولی آخرش این کار و کردم I ended up buying that آخرش خریدمش

اصطلاح “Fair enough” به چه معناست؟ ۲۰ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Fair enough” به چه معناست؟

Fair enough منطقي حق داری قابل قبوله. حرفت رو میفهمم نکته مهم اینه که Fair enough لزوماً به این معنی نیست که کاملاً با طرف مقابل موافقی فقط یعنی دلیلش رو منطقی میدونی و بحث رو ادامه نمیدی چه زمانی ازش استفاده میکنیم؟ وقتی دلیل یا توضيح طرف مقابل برات قانع کننده است. وقتی میخوای […]

۳ اصطلاح کاربردی/ “?are you up for” ۲۰ تیر ۱۴۰۵

۳ اصطلاح کاربردی/ “?are you up for”

I’m relived آخی، راحت شدم Are you up for something? حوصلشو داری؟  Are you up for walking? حوصله داری برای پیاده روی No matter the cost به هر قیمتی که شده I’ll go no matter the cost به هر قیمتی که شده می رم

اصطلاح  ill afford to sth” به چه معناست؟ ۱۶ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح  ill afford to sth” به چه معناست؟

   ill afford to sth=cannot afford to sth توان نداشتن برای چیزی ، قادر نبودن برای انجام کاری معمولا در متون رسمی و ادبی به کار می رود We can ill afford any more delays on this project ما در موقعیتی نیستیم که از عهده ی تاخیر بیشتر تو این پروژه بربیایم

4اصطلاح کاربردي/ قانع شدم! ۱۶ تیر ۱۴۰۵

4اصطلاح کاربردي/ قانع شدم!

I’m sold قانع شدم He’s green بی تجربه است He’s torn دو دله It’s your loss خودت ضرر می کنی

3 اصطلاح کاربردی برای دوست داران قهوه ۱۶ تیر ۱۴۰۵

3 اصطلاح کاربردی برای دوست داران قهوه

Coffee perks me up قهوه سر حالم می کنه I’m crazy about coffee من عاشق قهوه ام، یا هوس قهوه کردم I have a soft spot of coffee علاقه خاصی به قهوه دارم

اصطلاح “I didn’t get around to” به چه معناست؟ ۱۶ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “I didn’t get around to” به چه معناست؟

I didn’t get around to فرصت نکردم I didn’t get around to cleaning my room. فرصت نکردم اتاقمو تمیز کنم. I didn’t get around to replying to your message. فرصت نکردم به پیامت جواب بدم I didn’t get around to going to the supermarket. فرصت نکردم برم سوپر مارکت didn’t get around to paying the […]

2 اصطلاح کاربردی/ “off the charts” به چه معناست؟ ۱۰ تیر ۱۴۰۵

2 اصطلاح کاربردی/ “off the charts” به چه معناست؟

off the charts سطح بالا، دست نیافتنی If something is off the charts, then it is at a very high level Just what the doctor ordered همونی که می خواستم دقیقا (نیاز داشتم و لازمم بود) This idiom is used to express something that is exactly wanted or needed.