چند اصطلاح با There ۲۸ مهر ۱۴۰۵

چند اصطلاح با There

Hang in there طاقت بیار There,there آروم باش Been there برای منم پیش اومده Don’t even go there اصلا حرفام نزن There you go again باز شروع کردی

بایگانی‌های آخرین اخبار - صفحه 27 از 385 - الفبای زبان
چند عبارت مهم/ You’re wearing me out به چه معناست؟ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵

چند عبارت مهم/ You’re wearing me out به چه معناست؟

I’m running out of patience صبرم داره تموم میشه You’re wearing me out داری خستم می‌کنی I’m not having this من اینو قبول نمی‌کنم Don’t push your luck شانست رو امتحان نکن You’re barking up the wrong tree اشتباه گرفتی / سراغ آدم اشتباه اومدی Get a grip خودتو جمع کن Cut me some slack […]

چند جمله و عبارت /  Don’t flatter yourself به چه معناست؟ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵

چند جمله و عبارت / Don’t flatter yourself به چه معناست؟

Don’t get it twisted قضیه رو اشتباه نفهم Try me امتحانم کن ببین You wish آرزو به دل بمون Nice try تلاش خوبی بود، ولی نه Keep dreaming خوابشو ببینی I wasn’t born yesterday من ساده نیستم Give it a rest ولش کن دیگه Enough already دیگه بسه Who are you kidding? داری کیو گول […]

چند عبارت کاربردی در مکالمه/ Fingers crossed به چه معناست؟ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵

چند عبارت کاربردی در مکالمه/ Fingers crossed به چه معناست؟

عبارت و اصطلاح برای تقویت مهارت Speaking “I’ll pass.” یعنی “بی‌خیال می‌شم” یا “نه، مرسی!” مثال: A: Do you want some cake? B: No, I’ll pass. I’m full. الف: کیک می‌خوای؟ب: نه، بی‌خیال. سیرم. “It’s not a big deal.” یعنی “چیز مهمی نیست” یا “مشکلی نداره.” A: Sorry I’m late! B: Don’t worry, it’s not […]

چند واژه کاربردی/ Suppose & Instead ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

چند واژه کاربردی/ Suppose & Instead

Actually:در واقع / راستش Actually, I wanted to ask you something. راستش می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم. Anyway:به هر حال  Anyway, how was your day? به هر حال، روزت چطور بود؟  Probably: احتمالاً I’ll probably go later. احتمالاً بعداً میرم. Guess:حدس زدن / فکر کردن (غیررسمی)  I guess he’s busy. فکر کنم سرش شلوغه. Honestly: […]

5 واژه کاربردی برای شروع مکالمه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

5 واژه کاربردی برای شروع مکالمه

5 لغت سطح متوسط (Intermediate) هستن که واقعاً برای شروع مکالمه روزمره انگلیسی استفاده می‌شن: Improve: بهبود دادن I want to improve my English. می‌خوام انگلیسیمو بهتر کنم.  Notice: متوجه شدن I noticed your new haircut. مدل موی جدیدتو متوجه شدم. Prefer: ترجیح دادن I prefer coffee to tea. قهوه رو به چای ترجیح میدم. […]

چند اصلاح کافه ای(۲)/ ?Can I swap this for ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

چند اصلاح کافه ای(۲)/ ?Can I swap this for

We’re ready to order.   سفارشمونو بدیم؟   Can I get a refill?   میشه نوشیدنی رو پر کنی؟   Can you split the check?   میشه فاکتور رو جدا بزنی؟   Can I get the check?   صورت حساب لطفاً.   Everything tastes great!   همش خیلی خوشمزه س   Can I swap this […]

 چند اصطلاح خیلی خودمونی و کافه ای/ Make it decaf ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

 چند اصطلاح خیلی خودمونی و کافه ای/ Make it decaf

  * My usual, please. همون همیشگی رو لطفاً   It’s on me. مهمون من * Grab a coffee يه قهوه بزنیم   * Coffee to go. قهوه بیرون بر   * Make it decaf بدون کافئینش کن   * Can I get oat milk instead? میشه شیر جو دوسر بذاری؟   * Double shot […]

اصلاح “Ring  up” به چه معناست؟ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

اصلاح “Ring up” به چه معناست؟

مبلغ خرید رو تو دستگاه صندوق ثبت کردن و آماده کردن برای پرداخت معمولاً وقتی میخوای فروشنده کالاها تو اسکن کنه و پول بگیری استفاده میکنی مثال ها Can you ring me up, please? میتونی حسابشو برام بكني لطفاً؟ I’m ready to check out. Can you ring me up? میخوام پرداخت کنم میتونی برام حساب […]

اصطلاح «It’s not my cup of tea» ۱۲ خرداد ۱۴۰۵

اصطلاح «It’s not my cup of tea»

It’s not my cup of tea باب میلم نیست   She is the apple of my eye نور چشم منه

پیشوند «Dead» در عبارت اسمی /Dead color ۱۲ خرداد ۱۴۰۵

پیشوند «Dead» در عبارت اسمی /Dead color

واژه dead اگر قبل از صفت بیاد به معنی absolutely و دقیقا می باشد.   Dead right:دقیقا درست Dead shot :کسی که هدفش را دقیق میزند Dead color: رنگ مات Dead sound: صدای گرفته و سنگین که طنین ندارد Dead wall:دیوار بدون پنجره Deadpan: چهره بی احساس Dead certainty: مطلب کاملا اطمینان بخش Dead end: […]