3 اصطلاح/” سر موضع خود ایستادن” به انگلیسی ۰۲ شهریور ۱۴۰۵

3 اصطلاح/” سر موضع خود ایستادن” به انگلیسی

Become widespread شایع شدن گسترش یافتن The Internet became whispered in the 1990s اینترنت در سال ۱۹۹۰ گسترش یافت Stand their ground سر موضع خود ایستادن They stood their ground despite the criticism آنها با وجود انتقادها سر مواضع خود ایستادند   Back down کوتاه آمدن، از موضع خود پایین آمدن She stood her ground […]

بایگانی‌های آخرین اخبار - صفحه 2 از 379 - الفبای زبان
ساختار جالب ” I went off on “ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵

ساختار جالب ” I went off on “

I went off on my boss.   حسابی سر رئیسم داد زدم.   I went off on the costumer.   حسابی سر مشتری داد زدم.   I went off on my roommate!   حسابی سر هم اتاقیم داد زدم.   I went off on everyone. حسابی سر همه داد زدم .

ساختاری برای گفتن ” حوصله فلان کار و ندارم” ۲۶ مرداد ۱۴۰۵
I don't feel like + verb ing

ساختاری برای گفتن ” حوصله فلان کار و ندارم”

برای گفتن حوصله فلان چیز و ندارم باید از ساختار زیر استفاده کنیم I don’t feel like + verb ing I don’t feel like working حوصله کار کردن ندارم I don’t feel like cooking حوصله آشپزی ندا م

۵ لغت / “Grumpy ” به چه معناست؟ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵

۵ لغت / “Grumpy ” به چه معناست؟

Demotivated بی انگیزه Productive مفید Skeptical شکاک Grumpy بدخلق Clumsy دست و پاچلفتی

عبارتی برای “نقطه قوت” ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

عبارتی برای “نقطه قوت”

Painting is my forte نقاشی نقطه قوت منه Math is his forte ریاضی نقطه قوت اوست Cooking is her forte آشپزی نقطه قوت اوست

۳ اصطلاح/ “I rest my case” یعنی چه؟ ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

۳ اصطلاح/ “I rest my case” یعنی چه؟

Another day, another dollar خبر خاصی نیست میگذره I rest my case دیگه حرفی ندارم من I let it slide بی خیالش شدم

چند اصطلاح با Call/  اصطلاح natural is calling me ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

چند اصطلاح با Call/ اصطلاح natural is calling me

 on call به کسی زنگ زدن Call it a day برای امروز کافیه It’s not my call to make تصمیمش با من نیست Natural is calling me باید برم دستشویی Call on somebody به کسی سر زدن  

اصطلاحی برای “یهویی” ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاحی برای “یهویی”

Our of the blue ناگهانی، یهویی He showed up out of the blue یهویی سر و کلش پیدا شد It started rain out of the blue یهویی بارون اومد I saw him out of the blue after 4 years یهویی بعد ۴ سال دیدمش

۳ اصطلاح/  you caught me off guard یعنی چی؟ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

۳ اصطلاح/ you caught me off guard یعنی چی؟

I can’t keep up نمی تونم بهش برسم، ازش عقب می مون You caught me off guard غافلگیرم کردی I stand corrected حق با تو بود من اشتباه کردم

چند اصطلاح/ “Let’s sleep on it” یعنی چی؟ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

چند اصطلاح/ “Let’s sleep on it” یعنی چی؟

You are impossible نمیشه باهات کنار اومد I saw that coming می دونستم اینجوری میشه It is your call تصمیم با توئه Let’s sleep on it بزار کمی روش فکر کنم That’ not the point موضوع این نیست

چند اصطلاح کاربردی/”It’s a little bland” به چه معناست؟ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

چند اصطلاح کاربردی/”It’s a little bland” به چه معناست؟

Your food is abysmal! غذات افتضاحه Absolutely scrumptious واقعا لذيذه It’s a little bland یکم بی مزه اس Put it on my tab بزن به حسابم Dinner is on me شام مهمون من Let’s go Dutch دنگی حساب کنیم