چند اصطلاح با There ۲۸ مهر ۱۴۰۵

چند اصطلاح با There

Hang in there طاقت بیار There,there آروم باش Been there برای منم پیش اومده Don’t even go there اصلا حرفام نزن There you go again باز شروع کردی

بایگانی‌های آخرین اخبار - صفحه 179 از 385 - الفبای زبان
۳۰ دی ۱۴۰۲

Be bats (or batty) be mad, crazy عقل خود را از دست دادن، خل و چل بودن، … خل، سفیه، چل، شوت”، بی مخ، دیوانه، “قاتی بودن سیمهای (کسی)”، تخته کم داشتن، کله خراب بودن، “روان کسی چاک بودن”. مثال: He’s gone bats You must be bats to go out in the cold without a […]

اصطلاح معروف «take it or leave it» ۲۹ دی ۱۴۰۲

اصطلاح معروف «take it or leave it»

take it or leave it همینه که هست!/ قبول کردن یا رد کردن/می خواهی بخواه و نمی خواهی نخواه، مثال: That’s my final offer. Take it or leave it این آخرین پیشنهاد من است، می خواهی بخواه نمی خواهی نخواه l give you $500 for the camera, but that’s my final offer. Take it or […]

چند عبارت/ سوتی و چاپلوس به انگلیسی چی میشه؟ ۲۶ دی ۱۴۰۲

چند عبارت/ سوتی و چاپلوس به انگلیسی چی میشه؟

  ?Are you into smoke اهل دود (سیگار) هستی؟ Don’t piss me off عصبانیم نکن(البته مودبانه اش)   Ass-kisser/flatterer چاپلوس   The situation got out of hand موقعیت از کنترل خارج شد Blooper سوتی، اشتباه احمقانه

چند اصطلاح کاربردی / «  No big deal» به چه معناست؟ ۲۶ دی ۱۴۰۲

چند اصطلاح کاربردی / «  No big deal» به چه معناست؟

 Or else والا، وگرنه Go away or else I’ll call the cops برو پی کارت والا پلیس را خبر می کنم. Take it easy سخت نگیر! Take it easy, pal. It’s no big deal سخت نگیر رفیق. چیز مهمی نیست. No big deal مسئله مهمی نیست، خیالی نیست، مشکلی نیست A: I’m sorry. I bumped […]

فعل عبارتی «Bring forward» به چه معناست؟ ۲۶ دی ۱۴۰۲

فعل عبارتی «Bring forward» به چه معناست؟

فعل عبارتی (phrasal verb) Bring forward به معنای “زودتر از زمان تعیین شده اتفاق افتادن” است.   مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Make something happen earlier than originally planned   مثال: The meeting has been brought forward to this Friday instead of next week because some people couldn’t make it then این جلسه به […]

3 اصطلاح کاربردی/ «My lips are sealed» به چه معناست؟ ۲۶ دی ۱۴۰۲

3 اصطلاح کاربردی/ «My lips are sealed» به چه معناست؟

My lips are sealed دهنم قرصه! Odds are احتمال داره که… Odds are She is dead احتمال داره که او مُرده باشه! کلمه “flex” در اصطلاح به معنی «پُز دادن» است. He’s flexing his new car to impress his friends ▫️او ماشین جدیدش را به دوستانش پز می‌دهدتا آنان را تحت تاثیر قرار دهد. نکته: […]

3 عبارت کاربردی/ I can’t recall به چه معناست؟ ۲۶ دی ۱۴۰۲

3 عبارت کاربردی/ I can’t recall به چه معناست؟

I can’t recall یادم نمیاد How much do I owe you   چقدر به شما بدهکارم!   Stiffen up سفت کردن چیزی    

چند عبارت کاربردی تلفن همراه ۱۹ دی ۱۴۰۲

چند عبارت کاربردی تلفن همراه

Recharge your cellphone’s battery before it dies قبل از اینکه تلفن همراتون خاموش بشه‚باتری ش رو شارژ کنید. update programs from time to time هر از گاهی برنامه ها رو آپدیت کن. To look up a number in your contacts جستجو کردن شماره تلفن در تماسها. To dial into local numbers شماره گیری برای مکالمه […]

ده عبارت و اصطلاح برای بیان سختی و آسانی ۱۹ دی ۱۴۰۲

ده عبارت و اصطلاح برای بیان سختی و آسانی

: ten phrases to express how Easy or Difficult something is  Easy It’s a piece of cake It’s a cinch It’s a breeze Anyone can do it There’s nothing to it  Difficult It’s hard It’s a bit tricky It’s really tough It’s not a walk in the park It’s very demanding

چند اصطلاح کاربردی و مهم (112) ۱۹ دی ۱۴۰۲

چند اصطلاح کاربردی و مهم (112)

Keep me out of this منو قاطی این ماجرا نکن/ من رو از این ماجرا دور نگه دار Rolling in money تو پول غلط زدن Don’t spend your money like water پولت رو همینطوری الکی هدر نده/ خرج نکن Good old days یادش بخیر/ چه روزهايي بود There’s no time to spare وقتي براي تلف […]