عبارت “Burn out” به چه معناست؟ ۳۰ تیر ۱۴۰۵

عبارت “Burn out” به چه معناست؟

Burn out Meaning: to become extremely tired or exhausted because of too much work or stress معنی: فرسوده شدن / از پا افتادن / ته کشیدن انرژی مثال: She worked nonstop for months and finally burned out. ماه‌ها بدون وقفه کار کرد و آخرش کاملاً از پا افتاد.

بایگانی‌های عبارت واژگان - صفحه 156 از 156 - الفبای زبان
انواع بفرمایید در موقعیت های مختلف ۱۳ آبان ۱۴۰

انواع بفرمایید در موقعیت های مختلف

  Here you are بفرمایید! (وقتی چیزی رو به کسی میدیم.) Take a seat بفرمایید! (هنگام نشستن) Help yourself بفرمایید! (از خودتون پذیرایی کنید) After you بفرمایید! (هنگام ورود و خروج) Go ahead بفرمایید! (هنگام اجازه گرفتن) Have some بفرمایید! (هنگام تعارف کردن غذا)    

درباره Here is & Here are ۰۲ آبان ۱۴۰

درباره Here is & Here are

وقتی ما چیزی رو به یه نفر می دیم و می خوایم بگیم “بفرمایید ..” از اصطلاحات زیر استفاده می کنیم؛ Here is & Here are Here is a glass of water بفرمایید یک لیوان آب! Here are your flowers بفرمایید، گل ه‍ایتان !

تفاوت Rise و Raise و Arise ۰۳ مهر ۱۴۰

تفاوت Rise و Raise و Arise

کلمه Raise به معنی بلند کردن و برخاستن است Raise = to cause a particular emotion or reactionThis attack raised fears of increased violence against foreignersاین تهاجم باعث بروز خشونت فزاینده علیه خارجی ها شد. The way the research was carried out raises doubts about the resultsروش انجام پژوهش باعث بروز شبهاتی درباره نتایج شد. […]

واژه laureate ۰۸ بهمن ۱۳۹

واژه laureate

laureate=acclaimed=lionized=revered=honored تحسین شده/برنده جایزه A famous poet laureate wrote a book about it یک شاعر مشهور برنده جایزه کتابی در این باره نوشت Winning a major award that marks your achievement in science, art, or literature makes you a laureate برنده شدن یک جایزه بزرگ که نشان دهنده موفقیت شما در علم، هنر یا ادبیات […]

معادل های بفرمائید در زبان انگلیسی ۱۴ دی ۱۳۹

معادل های بفرمائید در زبان انگلیسی

 هنگامی که چیزی را به کسی می دهیم. Here you are  هنگامی که می خواهیم کسی را به صرف غذا، نوشیدنی و … دعوت کنیم. Help yourself/selves  وقتی در حال خوردن چیزی باشیم و بخواهیم آن را به دیگری تعارف کنیم. Have some/have one Have some salad/have an orange  به هنگام ورود به محلی یا […]