۳ اصطلاح/ “I rest my case” یعنی چه؟
Another day, another dollar خبر خاصی نیست میگذره I rest my case دیگه حرفی ندارم من I let it slide بی خیالش شدم
اصطلاح Loop me in& Ping someone
Loop me in = keep me in the loop (کاربردی در محیط کار)من رو در جریان بذار. هر چند وقت یکبار، گزارش پیشرفت کار رو به من بده. به من بگو چی شد. Please loop me in on any new developments I’ll start looping you in on our email exchanges with them Ping someone برای […]
اصطلاح «Pencil in»
Pencil in (عبارت مفید در محل کار) یعنی فعلا علیالحساب یک برنامهای یا کاری رو براش برنامه ریزی کنیم، بعدا قطعیش میکنیم. معمولا هم در مورد قرار ملاقاتی که در تقویم مینویسیم به کار میره. Let’s pencil in the meeting for Tuesday. If you figure out how to do it, we will cancel the […]
4 عبارت کاربردی
She’s a keeper زن زندگیه You’re so cheeky خیلی پرویی Drop the act فیلم بازی نکن Keep your chin up اخماتو باز کن
How convenient به چه معناست؟
How convenient واژه convenient به معنای راحت/بی دردسر است. این عبارت زمانی استقاده می شود که فرد مقابل اغلب در مورد زمان یا شرایط یک موقعیت، طعنه یا تردید دارد که شما رو راست باشید و در ذهم خودشان فکر می کنند که دارید توجیه می کنید .این عبارت اغلب برای بیان ناامیدی یا ناباوری […]
2 اصطلاح کاربردی
You are so mean= someone who’s stingy or ungenerous=unkind or unfair خیلی بدجنسی/گستاخ The middle of nowhere یک جای پرت، نا کجا آباد. He lives in a tiny house in the middle of nowhere اون تو یک خونه فسقلی تو یک جای دور افتاده و پرت زندگی میکنه
اصطلاح «Off the chain»
off the chain=amazing= out of the ordinary=a great deal of fun لذت بخش و مهیج – این عبارت می تواند به معنای “خارج از کنترل” باشد این عبارت در اصل برگرفته از سگی است که افسار یا زنجیر خود را پاره می کند I made it with extra cheese and it was off the chain […]
اصلاح «Cover up»
Cover up=to keep something unpleasant or illegal secret or hidden لاپوشانی کردن/ برملا نکردن یک چیز ناخوشایند/سرپوش گذاشتن روی اتفاقی ناگوار He accused the police of covering up for each other. They’re trying to cover up the truth او پلیس را متهم به پنهان کاری نسبت به هم کرد. آنها سعی می کنند حقیقت را […]
beat up به چه معناست؟
beat up=assault and injuries someone , kicking, or punching لت و پار کردن، زدن، کتک زدن و یا ضرب و شتم کردن He claims he was beaten up by the police او مدعی است که توسط پلیس ضرب و شتم شده است
اصطلاح «dish out» به چه معنی است؟
dish out=put food on to a plate or plates before a meal توزیع کردن؛ سرو کردن غذا اگر چیزی را بین افرادی تقسیم و یا توزیع کنید؛ میتوانید از فعل dish out برای بیان این کار استفاده کنید علاوه بر موارد فوق، اصطلاح dish it out در محاوره، عامیانه و یا حالت informal و غیررسمی […]
chill out به چه معناست؟
chill/chill out=to relax and take it easy حونسرد باش/ آرام بگیر Mark was really upset about not getting the job, so we told him to chill and forget about it I’m just gonna chill out at home tonight and watch a movie






















Tuesday, 18 August , 2026