عبارتی برای گفتن ” از روی عادت/ ترس “ ۲۰ مرداد ۱۴۰۵

عبارتی برای گفتن ” از روی عادت/ ترس “

I drink coffee out of habit از روی عادت قهوه می خورم I gave her money out of pity از روی دلسوزی بهش پول دادم I locked the door out of fear از روی ترس در و قفل کردم

بایگانی‌های عبارت واژگان - صفحه 19 از 158 - الفبای زبان
جملات کاربردی در مکالمات انگلیسی / I feel seasick به چه معناست؟ ۰۸ دی ۱۴۰۳

جملات کاربردی در مکالمات انگلیسی / I feel seasick به چه معناست؟

لطفا، راه فرودگاه كجاست؟ ?Which is the way to the airport please هواپيما چه ساعتی به لندن پرواز می كند؟ ?At what time does the plane start for London در چه ارتفاعی پرواز می كنيم؟ ?At what altitude are we now سرعت پرواز چقدر است؟ At what speed are we flying? كشتی چه ساعتی عازم […]

چند جمله کاربردی در مکالمات انگلیسی /Make notes ۰۴ دی ۱۴۰۳

چند جمله کاربردی در مکالمات انگلیسی /Make notes

?Can I help you میتونم کمکی بکنم؟ ?Can I open the window, please میشه لطفا پنجره رو باز کنید Check your answers جواب هاتون رو چک کنید Compare your words with your partner کلمات خود را با یارتان مقایسه کنید Complete the text متن را کامل کنید Copy the chart از روی جدول بنویسید Write […]

حروف هایی برای چت و sms در انگلیسی ۰۴ دی ۱۴۰۳

حروف هایی برای چت و sms در انگلیسی

Disconnect = DC = قطع ارتباط با اینترنت Too = 2 = همچنین For = 4 = برای Good luck = GL = موفق باشید You’re welcome = YW = خوش آمدید Sorry = sry = متاسفم Be back soon = bbs = زود برگردی Message = msg = پيام Without = W/O = بدون […]

Collocations with exchange ۰۴ دی ۱۴۰۳

Collocations with exchange

There followed a brief exchange between Chandler and Joey in the room a brief exchange Meaning : a short conversation His angry exchange with the referee earned him a yellow card an angry exchange Meaning : you show that you are annoyed in this conversation I overheard a heated exchange between John and his wife […]

صفت های شخصیتی مربوط به خانم ها ۰۳ دی ۱۴۰۳

صفت های شخصیتی مربوط به خانم ها

نویسنده : سارا کوشا صفت های شخصیتی مربوط به خانم ها appreciative. قدردان attractive. جالب ,دلربا charming جذاب complaining شاکی dependent وابسته ,متکی dreamy رویاپرداز fickle بی وفا Feminine زنانه ,لطیف Frivolous سبک سر fussy جوشی, دیرپسند high strung بسیار حساس Mild انسان ملایم nagging نق نقو prudish خشک softhearted دل رحم, رحیم sophisticated فرهیخته […]

جملات و عبارات کابردی در دید و بازدید ها ۰۲ دی ۱۴۰۳

جملات و عبارات کابردی در دید و بازدید ها

نویسنده : صغری توحیدلو Let’s get together tonight بیایید امشب دور هم جمع شویم. We would like to see more of you ما دوست داریم شما رو بیشتر ببینیم. Be comfortable./Get comfy راحت باشید. You are in your territory./You are in your turf منزل خودتونه. Make your self at home اینجا رو منزل خودتون بدونید. […]

واژه «Abroad» به چه معناست؟ ۰۲ دی ۱۴۰۳

واژه «Abroad» به چه معناست؟

Abroad=To or in another country خارج از کشور Syn:overseas;internationally   Louis Armstrong often traveled abroad لویی آرمسترانگ اغلب به خارج از کشور سفر می کرد Living abroad can be an educational experience زندگی در خارج از کشور می تواند یک تجربه آموزشی باشد

تشکر کردن در زبان انگلیسی ۰۲ دی ۱۴۰۳

تشکر کردن در زبان انگلیسی

Thanks a lot. Thanks/ Thank you Ok، Sure, anytime I really appreciate your help واقعا از کمکتان متشکرم. Thank you for your time به خاطر وقتی که گذاشتید، ممنونم. It was my pleasure خوشحال شدم (رسمی)  Don’t mention it خواهش می کنم (رسمی)

عبارتهایی با واژه Dead wall/ Dead به چه معناست؟ ۲۹ آذر ۱۴۰۳

عبارتهایی با واژه Dead wall/ Dead به چه معناست؟

واژه dead اگر قبل از صفت بیاد به معنی absolutely و دقیقا می باشد : Dead right:دقیقا درست Dead shot :کسی که هدفش را دقیق میزند Dead color: رنگ مات Dead sound: صدای گرفته و سنگین که طنین ندارد Dead wall:دیوار بدون پنجره Deadpan: چهره بی احساس Dead certainty: مطلب کاملا اطمینان بخش Dead end: […]

افعال و لغات پرکاربرد در انگلیسی / To Occur به چه معناست؟ ۲۸ آذر ۱۴۰۳

افعال و لغات پرکاربرد در انگلیسی / To Occur به چه معناست؟

To Believe ایمان داشتن، باور داشتن Brain مغز Conscious هوشیار، آگاه To Enter وارد شدن Event رویداد، واقعه Explanation توضیح Feeling احساس Hobby سرگرمی To Look after مراقبت کردن از To Look for دنبال چیزی گشتن To Look up دنبال معنی لغت یا اطلاعات خاصی گشتن Loss ضرر، از دست دهی Mental روحی، ذهنی، روانی […]