اصطلاحی برای ” قطعی و غیرقابل تغییر” ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاحی برای ” قطعی و غیرقابل تغییر”

Set in stone  قطعی و غیر قابل تغییر The plan is Set in stone, there is not a room for discussion برنامه قطعیه، جای هیچ بحثی هم نداره  

بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 19 از 111 - الفبای زبان
اصطلاح «in virtue of» به چه معناست؟ ۱۹ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح «in virtue of» به چه معناست؟

in virtue of (something) به خاطر، به دلیل؛ به وسیله Due to something; because of something; by reason of something In virtue of your years of hard work and experience in the company, we think you would be well-suited to a managerial role within the company I know that you feel the need to intervene […]

 پارسال دوست، امسال آشنا+ چند اصطلاح دیگر ۱۱ خرداد ۱۴۰۴

 پارسال دوست، امسال آشنا+ چند اصطلاح دیگر

Long time no see  پارسال دوست، امسال آشنا This name rings a bell  این اسم برام آشناست He is my distant acquaintance از آشناهای دور من است. I made his acquaintance at a party  من در یک مهمانی با او آشنا شدم. I have a nodding acquaintance with him در حد سلام علیک با او […]

اصطلاح You remind me of ۱۱ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح You remind me of

زمانی که می خواهیم بگوییم تو منو یاد فلان چیز می ندازی از این عبارت ترکیبی استفاده می کنیم: …You remind me of   مثال: You remind me of my past تو منو یاد گذشته خودم میندازی. You remind me of my late mother تو منو یاد مادر مرحومم میندازی. You remind me of my […]

اصطلاح …I’m good at ۱۱ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح …I’m good at

…I’m good at برای گفتن اینکه من در فلان کار خوبم- با مهارت دارم از این عبارت استفاده می کنیم: I’m good at drawing I’m good at video games I’m good at swimming I’m good at driving I’m good at reading I’m good at sports I’m good at writing I’m good at math I’m good […]

3 اصطلاح کاربردی /as a rule ۱۱ خرداد ۱۴۰۴

3 اصطلاح کاربردی /as a rule

Start a family عبارت Start a family برخلاف ظاهرش به معنی “تشکیل خانواده” نیست!در انگلیسی Start a family به معنی (تصمیم به) بچه‌دار شدن است. Steve and Liza want to start a family next year استیو و لیزا می‌خوان سال بعد بچه‌دار بشن as a rule طبق معمول – طبق عادت همیشگی As a rule, […]

اصطلاح «بعید است» ۱۰ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح «بعید است»

This is so unlike you   از تو بعیده   It was so unlike him to say something like that, with such intensity, that I was astonished آنقدر  ازش بعید بود که او چنین چیزی بگوید،  به حدی که من متحیر شدم

اصطلاح «tattle on someone» به چه معنی است؟ ۱۰ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح «tattle on someone» به چه معنی است؟

چُغلی کردن/ اخبار غیرموثق

اصطلاح «آدم پوست کلفت» ۱۰ خرداد ۱۴۰۴

اصطلاح «آدم پوست کلفت»

Thick-skinned person پوست کلفت. آدم با ظرفیت. کسی که ناراحت نمیشه از انتقاد یا شوخی. He is so thick-skinned. I criticized his presentation point-by-point, essentially tearing him [it] apart [to shreds], but he took it so well and said he would send me a revision by next week او خیلی پوست کلفت است. من از […]

4 اصطلاح کاربردی/ Upset the apple cart ۰۷ خرداد ۱۴۰۴

4 اصطلاح کاربردی/ Upset the apple cart

Upset the apple cart خراب کاري کردن،گند زدن به کاري Jump down someone’s throat به کسي پريدن،پاچه کسي را گرفتن Flow with the tide با ديگران راه آمدن،با ديگران کنار آمدن Iron things out گره از مشکلي باز کردن

فعل ترکیبی run across ۰۷ خرداد ۱۴۰۴

فعل ترکیبی run across

فعل ترکیبی run across دو معنی دارد؛ معنی اول این فعل ترکیبی ‘کسی را به صورت تصادفی دیدن’ است. به یک مثال توجه کنید:    I ran across two of my old friends when I went back to my hometown وقتی که به زادگاهم برگشتم دو نفر از دوستان قدیمیم رو به صورت تصادفی دیدم. […]