اصطلاح I beg to differ
this job is demanding این کار پر زحمتی است I don’t have the heart دلشو ندارم I beg to differ مخالفم، باهات موافق و هم عقیده نیستم keep an open mind پیش داوری نکن، قضاوت ممنوع
اصطلاحات پرکاربرد /I’m feeling under the weather
تهیه و تنظیم: علیرضا مظاهری/ 36-I’m feeling under the weather 36-ناخوش احوالم این عبارت پرکاربرد زمانی استفاده می شود که کسی احساس خوب ندارد و فکر می کند مریض شده است. مثلا: “I’m feeling under the weather today.” جمله ای است که هنگام صحبت با یک دوست یا همسایه در یک محیط دوستانه از آن […]
چند واژه مرتبط با کار / کارآفرین به انگلیسی چه می شود؟
شرکت Company شرکت تولیدی Manufacturing firm کارگاه Manufacturing room کارخانه Factory کارگر ماهر Skilled labor Skilled Worker Craftsman کارآموز Apprentice , trainee کارآفرین Entrepreneur کارفرما Employer کارمند Employee Staffer Clerk کارگزار ( واسطه معاملات ملکی و بازرگانی) Agent Broker کارگزار اجتماعی Social worker کارگزار بورس Stockbroker
اصطلاحات و عبارات حقوقی به زبان انگلیسی
اصطلاحات حقوقی Dissenting نظر مخالف Took اتخاذ کردن View نظر Notwithstanding با وجود اینکه Quite درست، کامل Majority اکثریت Adopted پذیرفتن، اتخاذ کردن Interpretation تفسیر Parliament پارلمان Revealed آشکار کننده Reference مراجعه Guess حدس Broadest بسیار وسیع Ratio دلیل Potentially بالقوه State وضعیت، حالت Precise scope قلمرو پرونده Valid معتبر Gift هدیه Whereas در جایی […]
ریشه ی چند اصطلاح عامیانه/ فکسنی و هشلهف
زپرتی: واژه ی روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاقهای روسی در ایران است. در آن دوران هرگاه سربازی به زندان میافتاد دیگران میگفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش به […]
چند اصطلاح جذاب انگلیسی/ موی دماغ من نشو به انگلیسی
I can’t take my eyes off you نمیتونم چشم ازت بردارم it was brutal خیلی بيرحمانه بود don’t you talk back to me جواب منو نده. حاضر جوابی نکن back off کوتاه بیا I have gut feeling that. .. یک حسی به من میگه که …” I have a hunch that … “به دلم افتاده […]
تفاوت افعال tell و say
از نظر معنایی تفاوتی ندارند؛ هر دو به معنای “گفتن” هستند. تفاوت اصلی آنها در کاربرد آنهاست که تا حد زیادی مربوط به گرامر می شود. به طور کلی تفاوت tell و say به این شرح است: از Tell (که گذشته آن told است) اغلب برای ۱. مطلع کردن و آگاهی دادن ۲. دستور […]
چند واژه معادل Help در زبان انگلیسی
کمک کردن به favor کمک کردن به کسی در آغاز کردن کسب launch کمک کردن به کسی در بالا رفتن boost به پیشرفت چیزی کمک کردن further در انجام کاری کمک کردن help
لوازم التحریر/ loose-leaf book
خودکار …… pen مداد رنگی ….color pencil مداد تراش …..pencil sharpener پاک کن ….eraser پاکت نامه ….envelope مداد …..pencil تمبر …. stamp مهر …. seal دفتر….. notebook کلاسور ….loose-leaf book خط کش …..ruler میز تحریر …. desk چراغ مطالعه …..desk lamp قیچی …. scissors آبرنگ …..water-color منگنه کوب …..stapler سوزن منگنه ….staple کیف ….. bag […]

















Sunday, 2 August , 2026