حرف اضافه برای in the beginning
IN OR AT THE BEGINNING در زبان انگلیسی برای بیان چیزی که درست در شروع یک رویدادی خاص یا در دوره ای معین اتفاق می افتد از عبارت at the beginning of استفاده می کنیم : مثال : At the beginning of the 2000s, the ice was much more complex, more difficult and thicker اما […]
کلمات ربط in order to/so as to / to
in order to، so as to و to هر سه نوعی کلمه ربط محسوب می شوند که در ابتدای یک عبارت وابسته قرار می گیرند تا هدف از انجام فعالیت اشاره شده در عبارت اصلی جمله را عنوان کنند. I want to get back home soon in order to go to bed early I […]
اصطلاح «joint effort»
نویسنده : ستاره کوشا joint effort= something achieved or created by two or more people working together تلاش همگانی-کار گروهی-دستاورد جمعی Building this company is a joint effort, so the profits will be shared by everyone who works here ساخت این شرکت یک تلاش همگانی است، بنابراین سود آن بین همه کسانی که در اینجا […]
چند واژه ترکیبی مرتبط با زیبایی صورت (2)
Stubble معنی: تهریش مثال: He’s got thick eyebrows and stubble او ابروهای پرپشت و تهریش دارد. Clean-shaven معنی: اصلاحشده، بدون ریش و سبیل مثال: He’s clean-shaven and looks neat او اصلاح کرده و مرتب به نظر میرسد. Receding hair معنی: عقبرفتن موها مثال: His hair is receding موهایش در حال عقب رفتن است.
چند جمله و عبارت کاربردی/I’m over the hill
His bowels don’t move شکمش کار نمیکنه ?How old do I look چند سال بهم میخوره؟ I’m not young anymore دیگه جوان نیستم I’m over the hill دیگه سنی ازم گذشته Give them a fictitious address/phone number الکی یه ادرس/شماره تلفن بهشون بده Just my luck شانس منو باش They were frisked at the […]
عبارات و اصطلاحات کاربردی/I’m in my element
I’m in my element کیفم کوکه Get well soon زود خوب شو Psycho آدم روانی The sun is in my eyes خورشید میزنه تو چشمم I have the sun in my eyes آفتاب تو چشمامه You should wear sunglasses باید عینک آفتابی بزنی
مختضر و مفید/ تفاوت Look, See و Watch
تفاوت Look, See و Watch See → دیدن (اتفاقی) Look → نگاه کردن (عمداً) Watch → تماشا کردن (چیزی در حال حرکت) مثال: I see a bird Look at that picture I watch movies every night
دو اصطلاح جذاب / «Fed up» به چه معناست؟
Fed up = خسته و کلافه بودن I’m fed up with this weather! از این هوا دیگه خسته شدم! Hang out = وقت گذروندن با کسی I usually hang out with my friends on weekends من معمولا آخر هفتهها با دوستانم وقت میگذرانم.
چند واژه ترکیبی مرتبط با زیبایی صورت(1)
Round face صورت گرد She has a pretty, round face او صورت گرد و زیبایی دارد. Wrinkles چینوچروک (روی پوست) She has a few wrinkles around her eyes او چند تا چروک دور چشمهایش دارد. Smooth skin پوست صاف و نرم She has beautiful smooth skin او پوست صاف و زیبایی دارد.
چند واژه مشابه در تلفظ اما متفاوت در معنا/ Knight & night
Hole حفره/ whole همه Witch جادوگر / which کدام Pair جفت / pear گلابی Cell سلول / sell خریدن Meat گوشت / meet ملاقات کردن Break شکستن / brake ترمز Peace صلح / piece تکه Sun خورشید / son پسر Knight شوالیه / night شب


















Sunday, 2 August , 2026