الفبای زبان, نویسنده در الفبای زبان - صفحه 19 از 385
تفاوت عبارت  Steal  & Rob ۰۴ مرداد ۱۴۰۵

تفاوت عبارت  Steal  & Rob

زمانی که (object) جمله‌ی ما مثلا پول، کیف، ساعت، ماشین و…. است که دزدیده شده است از  “Steal” استفاده می‌کنیم. Steal something from somebody or Somewhere مثال: Someone has stolen all his money . شخصی همه پول او را دزدیده است. زمانی که مفعول جمله مثلا خانه، بانک، یک شخص و … باشد که از آن […]

3 لغت/ offensive & slang ۰۴ مرداد ۱۴۰۵

3 لغت/ offensive & slang

Slang معنی: زبان محاوره‌ای و غیررسمی  often use slang in their conversations. نوجوان‌ها اغلب در مکالماتشان از زبان عامیانه استفاده می‌کنند. Offensive معنی: توهین‌آمیز، رنجاننده Some people found the joke offensive. بعضی‌ها آن شوخی را توهین‌آمیز دانستند. Syllable معنی: بخش آوایی (هجا) The word ‘computer’ has three syllables. کلمه‌ی «computer» سه بخش آوایی (هجا) دارد.

3 لغت/Thrilled به چه معناست؟ ۰۳ مرداد ۱۴۰۵

3 لغت/Thrilled به چه معناست؟

Thrilled معنی: خیلی خوشحال و هیجان‌زده He was thrilled to win the game. او از بردن بازی خیلی خوشحال و هیجان‌زده بود.  Furious معنی: بسیار عصبانی She was absolutely furious when she lost her keys. او وقتی کلیدهایش را گم کرد، به‌شدت عصبانی شد.  Astonished معنی: بسیار متعجب I was astonished to hear the news. […]

اصطلاحی برای ” بدون دعوت جایی رفتن” ۰۳ مرداد ۱۴۰۵

اصطلاحی برای ” بدون دعوت جایی رفتن”

Crash someone’s party  معنی: «بی‌دعوت رفتن به یه مهمونی یا جمع». We crashed their party last night! دیشب بی‌دعوت رفتیم مهمونیشون! Tom didn’t get an invite, but he crashed the party anyway! تام دعوت نشده بود، ولی بازم رفت مهمونی!

۳ عبارت کاربردی/ fed up & hang out به چه معناست؟ ۰۳ مرداد ۱۴۰۵

۳ عبارت کاربردی/ fed up & hang out به چه معناست؟

Hang out = وقت گذروندن با کسی I usually hang out with my friends on weekends. من معمولا آخر هفته‌ها با دوستانم وقت می‌گذرانم. Fed up = خسته و کلافه بودن I’m fed up with this weather! از این هوا دیگه خسته شدم! Break the ice معنی: شکستن سکوت یا شروع یه گفت‌وگو تو موقعیت‌های […]

نکته سریع گرامر درباره Few & Little ۳۱ تیر ۱۴۰۵

نکته سریع گرامر درباره Few & Little

نکته سریع گرامر (Quick Grammar) Few vs. Little چه زمانی از “few” و چه زمانی از “little” استفاده کنیم؟ – A few (چندتا) → برای چیزهای قابل شمارش مثال: She bought a few apples. او چندتا سیب خرید. – A little (کمی) برای چیزهای غیرقابل شمارش مثال: He needs a little time. او به کمی […]

اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟ ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Lose the plot” به چه مفهوم است؟

Lose the plot ▪️معنی: گیج شدن، کنترل اوضاع از دست رفتن (معادل عامیانه فارسی: «قافیه رو باخت»، «کلاً حواسش پرت شد») مثال: After studying all night, I was so tired that I completely lost the plot during the exam.  بعد از اینکه تا شب درس خوندم، انقدر خسته بودم که سر امتحان کامل قافیه رو […]

اصطلاحی برای ” تو ذوق کسی زدن” ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاحی برای ” تو ذوق کسی زدن”

 Rain on someone’s parade معنی: حالِ کسی رو گرفتن / ذوق کسی رو کور کردن (معادل عامیانه فارسی: «تو ذوق کسی زدن») مثال: I don’t want to rain on your parade, but the event might get canceled. نمی‌خوام تو ذوقت بزنم، ولی احتمالاً برنامه لغو بشه.

اصطلاح “Bite off more than you can chew” ۳۱ تیر ۱۴۰۵

اصطلاح “Bite off more than you can chew”

Bite off more than you can chew معنی: کاری رو دست گرفتن که از توان آدم بیشتره (معادل عامیانه فارسی: «لقمه بزرگ‌تر از دهن برداشتن») مثال: I think I bit off more than I can chew by taking three tough courses this semester. فکر کنم با برداشتن سه تا درس سخت این ترم، لقمه بزرگ‌تر […]

اصطلاحی برای “تفاهم داشتن با فردی” ۳۰ تیر ۱۴۰۵

اصطلاحی برای “تفاهم داشتن با فردی”

On the same wavelength Meaning: to understand each other easily / to think the same way  معنی: با هم هماهنگ بودن، تفاهم داشتن، سریع همدیگه رو فهمیدن مثال: We work so well together because we’re on the same wavelength. خیلی خوب با هم کار می‌کنیم چون تفاهم داریم و همدیگه رو می‌فهمیم.