بایگانی‌های الفبای زبان - صفحه 119 از 200 - الفبای زبان
واژه soiree به چه معناست؟ ۱۸ مرداد ۱۴۰۲

واژه soiree به چه معناست؟

soiree=party=celebration مهمانی، جشن ، دورهمی We’ll be going to a soiree across the street in about an hour

Shake a leg ۱۷ مرداد ۱۴۰۲

Shake a leg

hurry up به معنای عجله کردن و کلمه های معادل آن shake a leg come on chop-chop we’ll miss the bus if we don’t leave now chop-chop Get cracking Get a move on

Dog-tired ۱۷ مرداد ۱۴۰۲

Dog-tired

Dog tired= extremely tired= worn out خیلی خسته، زوار در رفته By dusk we were dog tired and heading for home تا غروب خیلی خسته شده بودیم و سمت خانه روان شدیم

جايگزيني واژه های پارسی ۱۷ مرداد ۱۴۰۲

جايگزيني واژه های پارسی

به جای ابتدا ،بگو نخست به جای ابتدایی ترین، بگو ساده ترین به جای ابتلاء، بگو دچار به جای ابتکار، بگو نوآوری به جای ابدیت، بگو همیشگی به جای ابن سینا بگو پورِ سینا به جای اتباع ،بگو شهروندان به جای اتحاد، بگو همبستگی به جای اتفاق افتاد، بگو رخ داد به جای اتفاق افتادن، بگو رخ دادن به جای اتفاقات، بگو رویدادها به جای اجتناب، […]

Old habits die hard ۱۷ مرداد ۱۴۰۲

Old habits die hard

Old habits die hardترک عادت موجب مرض است He’s ill lookingبَد تیپه، دمده Don’t waste your breath بحث بیخودی نکن money’s tight اوضاع مالی خراب I’m a man of my word من سر حرفم هستم

اصطلاحات با cut ۱۷ مرداد ۱۴۰۲

اصطلاحات با cut

Cut to the chase برو سر اصل مطلب Cut the crap مزخرف نگو what’s my cut? سهم من چقدره؟ Cut it out ول کن ، بس کن Cut corners میانبر زدن، ماست مالی کردن Cut down کم کردن، کاهش دادنCut up ریز ریز کردن Cut out  جدا کردن Cut in وسط حرف کسی پریدن Cut […]

فرق افعال , look, watch و see ۱۶ مرداد ۱۴۰۲

فرق افعال , look, watch و see

فرق افعال , look, watch و see از فعل see زمانی استفاده می کنیم که دیدن بطور طبیعی و بدون فکر کردن اتفاق می افتد. ?Do you see a yellow car outside I did not see the cake in the closet I opened the door, and I saw the newspaper outside از فعل look زمانی […]

May God bless him ۱۶ مرداد ۱۴۰۲

May God bless him

برای بیان جملاتی که حالت آرزو یا دعا دارند دراول جمله may یا might استفاده میکنیم. این دو واژه از افعال مدال /modal verbs هستند که در جمله امکان و توانایی انجام کاری را نشان می دهد. مثال:may GOD bless himخدا رحمتش کندmay GOD forgive himخدا ببخشدmay GOD kill himخدا بکشد او راmay GOD damn […]

A Bird of passage ۱۵ مرداد ۱۴۰۲

A Bird of passage

آلاخون والاخون دربدر، خانه به دوش، آواره، سرگردان، ، A bird of a passage ‍  A person who dosed not stay long in one place a transient or migratory person a person who changes location a ​person who ​stays for only a ​short ​period of ​time in one ​place, ​job, etc.a transient or migratory person […]

چند واژه کاربردی (۸۳) ۱۵ مرداد ۱۴۰۲

چند واژه کاربردی (۸۳)

deliveranceرهایی، رستگاری discretionبصیرت، احتیاط، حزم، نظر، رای، صلاحدید disengagementرهایی از قید یا تعهد، متارکه روابط emancipationآزادی، رهایی، رستگاری، رها سازی، تخلیص freedomآزادی، استقلال، معافیت، آسانی، روانی freedom liberationآزاد کردن، نجات libertyآزادی، اختیار، اجازه، فاعل مختاری liberty releaseرها کردن، رهتیی، ترخیص، پخش، آزاد کردن، مرخص کردن، spaceفرصت، درفضا جا دادن، فاصله دادن، فاصله داشتن، فاصله گذاشتن