واژگان کاربردی -قسمت سوم (۱۰۴)
۸۱٫ Sprain: رگ به رگ شدن ۸۲٫ Pins and needles: سر شدن ۸۳٫ Tetanus: کزاز, Lockjaw ۸۴٫ Viral pneumonia: ذات الریه ویروسی ۸۵٫ Mumps: اوریون ۸۶٫ Obesity: مرض چاقی ۸۷٫ Fungal infection: عفونت قارچی ۸۸٫ Gastric ulcer : زخم معده ۸۹٫ Gastritis: ورم معده ۹۰٫ Malnutrition: سو تغذیه ۹۱٫ Rheumatism: روماتیسم ۹۲٫ Hemorrhage : خونریزی […]
واژگان کاربردی -قسمت دوم (۱۰۳)
۴۱٫ Cancer: سرطان ۴۲٫ Asthma: آسم ۴۳٫ Plague: طاعون ۴۴٫ Cholera: وبا ۴۵٫ Chicken pox: آبله مرغان ۴۶٫ Twist: پیچ خوردگی ۴۷٫ Bruise: کبود ۴۸٫ Inflammation: تورم، Swelling ۴۹٫ Swallow: متورم ۵۰٫ Wounded: زخمی ۵۱٫ Injured: مجروح ۵۲٫ Burn: سوختگی ۵۳٫ Cut: بریدگی ۵۴٫ Fracture: شکستگی ۵۵٫ Bloodshed: خونریز ۵۶٫ Stutter: لکنت، Stammer ۵۷٫ Retarded: […]
۶جمله کلیدی برای تشویق افراد
!Keep up the good work به کارت ادامه بده That was a nice try تلاش خوبی بود You’re doing great داری عالی کار میکنی Don’t give up! / Hang in there تسلیم نشو …ادامه بده You can do it تو میتونی انجامش بدی Nice job! / You did great آفرین عالی کارکردی
جملات و اصطلاحات کاربردی (۱۰۶)/Don’t crack a joke
?When do you come for me کی میای دنبالم I’m done with you دیگه باهات کاری ندارم Don’t crack a joke مزه نپرون It was impressive تاثیر گذار بود He makes faces شکلک در میاره My jealousy get the best of me حسادت چشمام رو کور کرده Disinfect the wound زخم رو ضدعفونی کن Be […]
اصطلاحات Figure out & Get the hell out of here
Figure out To solve, to find a solution; to understand (جداشدنی) حل کردن، فهمیدن، سر در آوردن، جواب پیدا کردن I was never able to figure it out هرگز نتوانستم از آن سر در بیاورم. ?How long did it take you to figure out the answer to the math problem چقدر طول کشید تا جواب […]
درباره Me time
نویسنده:مهدی کلاته عربی/ Me Time اشاره به زمانی دارد که دوست دارید تنها باشید و وقتتون رو به خودتون اختصاص دهید. (برای ضمایر مختلف هم me time به کار میرود) I am going to spend me time in this city من میخوام وقتم رو تو این شهر بگذرونم. All mothers should try to find […]
راه های واکنش دادن به خبرهای بد
جملات زیر بهترین راه واکنش نشان دادن و اعلام تاسف درباره خبر بدی که به شما داده شده است ،از سوی شماست: ?I’m sorry to hear that. Are you alright? Is anyone hurt خیلی از شنیدنش ناراحت شدم. الان خوبی؟ صدمه ندیدی؟ ?I can’t believe it! Are you OK نمی توانم باور کنم. حالت خوبه؟ […]
۲ اصطلاح/ For the time being & For sure
For the time being = For now Temporarily موقتا، فعلا، عجالتا For the time being, Janet is working as a waitress, but she really hopes to become an actress soon. جانت فعلا یک گارسون است، اما واقعا امیدوار است که روزی یک هنرپیشه شود. We’re living in an apartment for now, but soon we’ll be […]
افعال Get along with & Get along
Get along with To associate or work well with; to succeed or manage in doing سازگاری داشتن با، ساختن با ۲- سر کردن با، موفق بودن، ساختن با Terry isn’t getting along with her new roommate; they argue constantly تری با هم اتاقی جدیدش نمیسازه، اونا همیشه با هم دعوا دارن. ?How are you getting […]
انواع مختلف کاربرد By در جملات
کاربرد اول: زمان در این کاربرد، کلمه by معنی “تا” و یا “قبل از” می دهد: be home by five o’clock. (= at or before five) تا قبل از ساعت ۵ خانه باش By the end of the meal, everybody was drunk تا پایان غذا، همه مست بودند. نکته: قبل از […]
Friday, 22 November , 2024