بایگانی‌های vocabulary - صفحه 12 از 29 - الفبای زبان
چند واژه پرکاربرد / Red Flag & Nerd به چه معناست؟ ۲۳ مرداد ۱۴۰۳

چند واژه پرکاربرد / Red Flag & Nerd به چه معناست؟

گِس‌وات(Guess What):حدس بزن چی شد، بگو چی شد (Nice Guy): بچه مثبت (Ask Out):کسی رو به بیرون دعوت کردن، درخواست قرار ملاقات (Literally):عیناً، مو به مو (Traumatize):آسیب روانی دیدن (Nerd):خوره‌ی چیزی بودن، آدمی که علاقه مفرط به چیزی داره (Sober): تحت اللفظیش می‌شه هوشیار و عاقل ولی تو جامعه ما به آدم پاستوریزه می‌گن (Vibe): […]

3 اصطلاح پرکاربرد / «فقط لب تر کن» به انگلیسی چی می شه؟ ۱۶ مرداد ۱۴۰۳
It comes in handy به چه معناست؟

3 اصطلاح پرکاربرد / «فقط لب تر کن» به انگلیسی چی می شه؟

I’m swamped بدجور سرم شلوغه!   Just name it فقط لب تر کن!   It comes in handy به درد میخوره!

مترادفی برای فعل «Tear up» ۱۶ مرداد ۱۴۰۳

مترادفی برای فعل «Tear up»

فعل عبارتی (phrasal verb) Tear up به معنای “پاره کردن” است. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: rip into pieces مثال: I tore up my ex-wife’s letters and gave them back to him همه نامه های همسر سابقم را پاره کردم و به او برگرداندم.   The old photo album had been torn into pieces, […]

جملات آموزنده انگلیسی همراه ترجمه (59) ۱۵ مرداد ۱۴۰۳

جملات آموزنده انگلیسی همراه ترجمه (59)

It’s never too late to start over. If you weren’t happy yesterday, try something different today. Don’t stay stuck. Do better برای از اول شروع کردن هیچ وقت دیر نیست. اگه دیروز خوشحال نبودی، امروز یه چیز متفاوت رو‌ امتحان کن. دست از تلاش نکش. یه کار بهتری بکن I chose you and I will […]

واژگان مرتبط با غذاخوردن/ chomp به چه معناست؟ ۱۴ مرداد ۱۴۰۳

واژگان مرتبط با غذاخوردن/ chomp به چه معناست؟

blowout وعده غذای مفصل famished به شدت گرسنه hunger گرسنگی overindulge بیش از حد خوردن pig out تا خرخره خوردن chomp با سر و صدا جویدن (غذا) scarf out پرخوری کردن scoff سریع خوردن (مقدار زیادی غذا) underfed دچار سوء تغذیه stuffed کاملاً سیر (پس از خوردن غذا)

To be closefisted به چه معناست؟ ۱۰ مرداد ۱۴۰۳

To be closefisted به چه معناست؟

To be closefisted=hard fisted, tightfisted stingy, ungenerous در لغت به معنای مشت بسته/ در اصطلاح فرد خسیس/ Ram is a closefisted، he won’t even buy snacks for the Christmas party   رام خسیس است، او حتی برای جشن کریسمس تنقلات نمی‌خرد

واژه «Numb» به چه معنی است؟ ۰۸ مرداد ۱۴۰۳

واژه «Numb» به چه معنی است؟

Numb definition :If a part of your body is numb, you are unable to feel it, usually for a short time نکته: در کلمه numb حرف “b ” تلفظ نمی شود. یکی از کاربرد های کلمه numb به عنوان صفت: کلمه “numb” چند کاربرد دارد؛ یکی از کاربردهای این کلمه مفهوم “بی حسی” را بیان […]

واژه «Essay» به چه مفهوم است؟ ۰۸ مرداد ۱۴۰۳

واژه «Essay» به چه مفهوم است؟

Essay   SYN: make an attempt at; test (رسمی) کوشش کردن، سعی و تلاش کردن؛ آزمایش کردن، امتحان کردن   In 1961 the actor Paul Newman essayed the role that perhaps best defined his screen persona, that of pool shark “Fast” Eddie Felson in The Hustler در سال ۱۹۶۱، پل نیومن بازیگری نقشی را امتحان […]

«To wobble» به چه معناست؟ ۰۷ مرداد ۱۴۰۳

«To wobble» به چه معناست؟

to wobble syn=fall forward=falter= tremble= shake تلوتلو خوردن   throw away trash دور ریختن زباله  

برخی واژگان مشابه انگلیسی (17) /?conform or confirm ۰۶ مرداد ۱۴۰۳
?trust or thrust

برخی واژگان مشابه انگلیسی (17) /?conform or confirm

lunch ناهار launch پرتاب کردن peak قله pick چیدن peek نگاه دزدکی trust اعتماد کردن thrust چپاندن،فروکردن infect آلوده کردن in fact در حقیقت object مخالفت کردن abject پست،ذلیل middle وسط meddle فضولی کردن dam سد damn لعنت کردن expiration انقضا expression اصطلاح dim مبهم ، کم نور deem لازم دانستن  fit مناسب feat شاهکار […]