عبارت Get behind به چه معناست؟
Get behind= to fail to do something عقب افتادن در کار و زندگی He had gotten behind in his classes because he was always absent از کلاس هایش عقب افتاده بود چون همیشه غیبت می کرد
حروف اضافه In order to& So as to & To
in order to& so as to & to هر سه نوعی کلمه ربط محسوب می شوند که در ابتدای یک عبارت وابسته قرار می گیرند تا هدف از انجام فعالیت اشاره شده در عبارت اصلی جمله را عنوان کنند. I want to get back home soon in order to go to bed early I want […]
chill out به چه معناست؟
chill/chill out=to relax and take it easy حونسرد باش/ آرام بگیر Mark was really upset about not getting the job, so we told him to chill and forget about it I’m just gonna chill out at home tonight and watch a movie
درباره Neither & Nor
Neither امکان این که به طور همزمان درمورد دوتا چیز یا فرد به صورت منفی اظهار نظر کنیم را به ما می دهد. Neither معمولا قبل از کلمات قابل شمارش مفرد میاد و ازش برای گفتن “هیچ کدوم از دوتا” یا بخوایم سادهتر بگیم “نه این و نه این” استفاده میکنیم. Neither Sara nor Nihal […]
اصطلاح «در یک چشم به هم زدن»
In no time=very quickly or very soon در یک چشم به هم زدن!/سریع و زود Don’t worry, I’m on my way now. I’ll be there in no time نگران نباش، الان تو راهم. در یک چشم به هم زدن، اونجا خواهم بود. Now that we’re on the highway, we’ll be there in no time ما […]
اصطلاح «به جمع ما خوش آمدی»
Welcome aboard=Welcome to the team=I’m glad you’re joining the team به جمع ما خوش اومدی/ به تیم ما خوش آمدی/ معمولا در تیم های مالی و تجاری مورد استفاده قرار می گیرد. شکل رسمی تر این اصلاح اینگونه است welcome on board Usually, the air hostess, stewards, cabin crew, pilot or conductor will welcome passengers […]
اصطلاح «IN A RUSH» به چه معناست؟
In a rush= having very little time = very busy or rushed داشتن زمان بسیار کم (برای انجام کاری یا بودن در جایی). خیلی شلوغ یا عجله ای ?Sorry, I’m in a rush. Could we do this interview tomorrow ببخشید من عجله دارم میشه فردا این مصاحبه رو انجام بدیم He was […]
بیان زمان ها
In recent times اخیرا In time بموقع In no time فورا In earliest times در گذشته In due time در زمان مقرر At the moment در حال حاضر At present در حال حاضر At rest در موقع استراحت At leisure در موقع فراغت At once ناگهان،فورا At times بعضی اوقات So far تاکنون As of […]
واژگان مرتبط با پرواز و فرودگاه
aisle =راهروی بین صندلیها در هواپیما baggage claim= محل تحویل چمدان boarding pass =بلیط مخصوص hand luggage= چمدان های قابل حمل flight =پرواز pilot =خلبان Co-pilot= کمک خلبان cockpit =کابین خلبان flight attendant=مهماندار هواپیما life jacket= جلیقه نجات seat belt =کمربند emergency exit= خروج اضطراری
افعال عبارتی پرکاربرد(12)
point out اشاره کردن take off بلند شدن هواپیما write down نوشتن eat out بیرون غذا خوردن put out غذا خوردن break up جدایی، جدا شدن fill in پر کردن







Tuesday, 28 July , 2026