بایگانی‌های english-idioms - صفحه 54 از 75 - الفبای زبان
جملات کاربردی و آسان (۸9) ۲۶ اسفند ۱۴۰۲

جملات کاربردی و آسان (۸9)

Promise me بهم قول بده Convince me متقاعدم کن Believe me حرفمو باور کن Remind me بهم یادآوری کن Trust me بهم اعتماد کن Guide me راهنماییم کن Feel me درکم کن Forgive me منو ببخش Forget me منو فراموش کن Follow me دنبالم بیا Leave me alone تنهام بزار( بزار تو حال خودم باشم) […]

عبارت کاربردی «be into» ۲۶ اسفند ۱۴۰۲

عبارت کاربردی «be into»

اصطلاح be into به معنی ‘علاقه داشتن به…’ است. در این اصطلاح به جای be از افعال to be یعنی am, is ,are برای زمان حال و was, were برای زمان گذشته استفاده می‌کنیم.   I’m into pop music من به موسیقی پاپ علاقه دارم. ?What sport are you into the most به چه ورزشی […]

اصطلاح «keeping my mouth shut» ۲۲ اسفند ۱۴۰۲

اصطلاح «keeping my mouth shut»

keeping my mouth shut سکوت کردن / خفه شدن و حرف نزدن   When he starts talking about politics, I just keep my mouth shut وقتی در مورد سیاست شروع به صحبت می کنه من حرفی نمی زنم /سکوت می کنم   She told me to keep my mouth shut about the news او به […]

یکی از کاربردهای فعل ترکیبی get around ۲۱ اسفند ۱۴۰۲

یکی از کاربردهای فعل ترکیبی get around

  یکی از کاربردهای فعل ترکیبی get around معنی ‘رفت و آمد کردن’ را بیان می کند، یعنی اینکه شخصی مثلا در یک شهر به مکانی یا مکان هایی برود. این رفت و آمد کردن مثلا ممکن است به واسطه شغل باشد، یا ممکن است شخصی به عنوان جهانگر وارد شهری شود و طبیعتا برای […]

روشهای مختلف بیان چهارعمل اصلی ریاضیات ۲۱ اسفند ۱۴۰۲

روشهای مختلف بیان چهارعمل اصلی ریاضیات

‍ Mathematics ریاضیات( چهار عمل اصلی) به روشهای مختلف بیان چهارعمل اصلی دقت کنید: شش به اضافه دو می شود هشت. Six plus two equals eight Six and two is eight  هفت منهای چهار می شود سه. Seven minus four equals three اگر از هفت چهار تا کم کنیم می شود سه. Seven taken away […]

3 اصطلاح کاربردی/ Rat out به چه معناست؟ ۲۱ اسفند ۱۴۰۲

3 اصطلاح کاربردی/ Rat out به چه معناست؟

 چندتا افعال عبارتی پر کاربرد که بعید میدونم بلد باشی To size up ارزیابی کردن the interviewer sized me up اینترویور (شخصی که از شما مصاحبه میگیرد) من رو ارزیابی کرد before buying the business I had sized up the company قبل از خرید بیزنس من شرکت رو ارزیابی کرده بودم. Rat out چوغولی کردن، […]

واژه «Dowdy » ۲۱ اسفند ۱۴۰۲

واژه «Dowdy »

Dowdy slovenly= untidy نا مرتب؛ کثیف؛ بی ریخت، بی قواره، از مد افتاده؛ (به طعنه) بد لباس She tried to change her dowdy image by buying a fashionable new wardrobe او سعی کرد با خرید یک کمد لباس جدید شیک وجهه نا مرتبش را عوض کند.

3 اصطلاح کاربردی / «منت سرم نذار» ۲۱ اسفند ۱۴۰۲

3 اصطلاح کاربردی / «منت سرم نذار»

میشه لطفا سرم منت نذاری؟/ یادآوری نکن !Don’t rub it in my face Don’t twist me for the favor u did Don’t confer an obligation on me ?Could you please don’t mention it she will have to face the consequences اون مجبوره با عواقبش روبرو شه It saddens me این منو ناراحت میکنه

کلماتی که با فعل ” Make ” می آیند ۲۱ اسفند ۱۴۰۲

کلماتی که با فعل ” Make ” می آیند

How to use “make”  بعضی از کلماتی که با فعل ” Make ” می آیند.  Make a decision تصمیم گرفتن Make a prediction پیش بینی کردن Make an excuse عذر خواستن Make a war جنگ کردن Make a peace صلح کردن Make a speech سخترانی کردن Make fun of تمسخر کردن Make progress پیشرفت کردن […]

درباره فعل «Penetrate» ۲۱ اسفند ۱۴۰۲

درباره فعل «Penetrate»

penetrate-( verb / فعل ) رسوخ ، نفوذ کردن در ، بداخل سرایت کردن ، رخنه کردن The enemy has been penetrated the villages دشمن به روستاها نفوذ کرده است. Scientists penetrated the secrets of the atom دانشمندان به اسرار اتم نفوذ کردند. Pain has penetrated the souls درد بر جانها رخنه کرده است. This […]