بایگانی‌های alefbaye zaban - صفحه 2 از 109 - الفبای زبان
اصطلاح «Go easy on someone» ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح «Go easy on someone»

Go easy on someone به کسی سخت نگرفتن 1️⃣Go easy on me . It”s my first time to do this job بهم سخت نگیر اولین بارمه که این کار رو انجام میدم.

معنای An act of god چیست؟ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

معنای An act of god چیست؟

?Why wasn't there any warning before the floods چرا قبل از وقوع سیل هیچ هشداری دریافت نکردیم؟

اصطلاح «Know the ropes» ۲۵ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح «Know the ropes»

‍  Know the ropes/ learn the ropes چم و خم كاري رو بلد بودن/ ياد گرفتن A: I’m new on this job. I need to learn the ropes B: Your supervisor is very experienced. He knows all the ropes. He can teach you everything

درباره «Get a rise out of» ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

درباره «Get a rise out of»

Get a rise out of  To provoke a response from  زیر زبان کسی را خالی کردن، از کسی حرف کشیدن  You can kid me all day about my mistake, but you won’t get a rise out of me میتونی تمام روز منو در مورد اشتباهم دست بیندازی، اما هرگز نمی‌تونی از من حرف بکشی.  I […]

معنی اصطلاح «the big picture» ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

معنی اصطلاح «the big picture»

the big picture=the situation as a whole تصویر کلی /نمای کلی/دورنما he’s so involved in the minutiae that he often overlooks the big picture او آنقدر درگیر جزئیات است که اغلب وضعیت کلی را نادیده می گیرد We need to look at the big picture before we can work out specific details قبل از اینکه […]

چند اصطلاح و عبارت کاربردی/You crack me up ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

چند اصطلاح و عبارت کاربردی/You crack me up

He threw me under the bus او زیرآب مرا زد I’m delighted من خیلی خوشحالم I mess up with my mother everyday من هر روز با مادرم کل کل می کنم I have a loos tooth دندونم لق شده You crack me up تو منو می خندونی Happy belated birthday تولدت با تاخیر مبارک congratulations […]

نکته مهمی درباره واژه «Rare» ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

نکته مهمی درباره واژه «Rare»

 برای چیزهایی که تعداد کمی از آن‌ها وجود دارد از کلمه‌ی rare استفاده می‌شود: Rare coins are usually worth a lot of money برای رویداد‌هایی که خیلی کم رخ می‌دهند هم از کلمه‌ی rare استفاده می‌شود: I was lucky enough to witness one of her rare public appearances  برای توصیف چیزهایی که معمولاً رایج هستند […]

یک ساختار عالی با «leading cause of» ۱۱ شهریور ۱۴۰۵

یک ساختار عالی با «leading cause of»

  leading cause of علت اصلی 1️⃣Smoking is leading cause of death in many countries سیگار کشیدن دلیل اصلی مرگ و‌میر در بسیاری از کشورها است.

اصطلاح «اینم شد…/ به این میگی…» ۱۰ شهریور ۱۴۰۵

اصطلاح «اینم شد…/ به این میگی…»

You call that a /an به این میگی … ؟! اینم شد … ؟! الان این مثلا … بود ؟! call: نامیدن – فرض کردن – به حساب آوردن عبارت You call that a رو میگی، بعد اسم رو میاری: !?You call that a life به این میگی زندگی؟؟/ اینم شد زندگی!!؟ !?!You call that […]

چند قالب برای جمله سازی کاربردی ۲۵ خرداد ۱۴۰۵

چند قالب برای جمله سازی کاربردی

  It’s time to + (verb) معنی: وقتشه که … It’s time to start studying for the exam.  ترجمه: وقتشه برای امتحان درس خوندن رو شروع کنی. I feel like + (verb+ing) معنی: دلم می‌خواد … I feel like going for a walk in the park. ترجمه: دلم می‌خواد برم تو پارک قدم بزنم