بایگانی‌های عبارات زبان انگلیسی - صفحه 27 از 99 - الفبای زبان
تفاوت Match & Race ۰۶ آبان ۱۴۰۳

تفاوت Match & Race

واژه ی Match به معنی”مسابقه” برای بازیهایی بکار می‌روند که توپ داشته باشند مثل فوتبال ، بسکتبال ، پینگ‌پنگ و غیره . chess match, a tennis match, a football match A football match attracts most people واژه ی Race به معنی “مسابقه” برای هر بازی ای که با سرعت سرو کار دارد و همچنین بازیهای […]

تفاوت sometimes & simetime &some time در چیست؟ ۰۱ آبان ۱۴۰۳

تفاوت sometimes & simetime &some time در چیست؟

Sometimes Sometime Some time فرق بین اینها چیست… Sometimes  گاهی اوقات Example: I sometimes see my friend Sometime  سری یک فرصت مناسب Example: Let’s get together sometime بیا سری یک فرصت مناسب همدیگر را ببینیم. Some time   مدتی Example: It took me some time to fix my car  

جملات کاربردی در تاکسی گرفتن ۰۱ آبان ۱۴۰۳

جملات کاربردی در تاکسی گرفتن

How much is the fare        کرایه چقدر میشه ؟ Drop me off there                 .اونجا پیادم‌ کن Keep the change                   .بقیشو نگه دار

چند ساختار پرکاربرد با Make ۰۱ آبان ۱۴۰۳

چند ساختار پرکاربرد با Make

Make an effort تلاش کردن Make an inquiry درخواست دادن Make an excuse بهانه آوردن Make a fortune وضع خوب مالی به دست آوردن Make friends دوست پیدا کردن Make a fuss غر زدن

واژگان معادل Smart در زبان انگلیسی ۳۰ مهر ۱۴۰۳

واژگان معادل Smart در زبان انگلیسی

Gifted Brilliant Sharp Clever Intelligent Ingenious Knowledgeable Shifty Supersubtle Understanding

کلمات مرتبط با ورزش کردن ۳۰ مهر ۱۴۰۳

کلمات مرتبط با ورزش کردن

نویسنده : صغری توحیدلو Strength معنی : قدرت مثال : Lifting weights increases your strength ترجمه : وزنه‌برداری قدرت شما را افزایش می‌دهد. Endurance معنی : استقامت مثال:Running long distances helps build endurance. ترجمه:دویدن مسافت‌های طولانی به تقویت استقامت کمک می‌کند.  Flexibility معنی : انعطاف پذیری مثال :Yoga improves flexibility in your muscles ترجمه :یوگا […]

فعل عبارتی Bear out به چه معناست؟ ۲۸ مهر ۱۴۰۳

فعل عبارتی Bear out به چه معناست؟

فعل عبارتی (phrasal verb)  Bear out به معنای “تایید کردن” است.   مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Confirm that something is correct   مثال: Statistics bear out the government’s claims on the issue آمار، ادعاهای دولت درمورد این موضوع را تایید می‌کند.  

عبارت Egg on به چه معناست؟ ۲۸ مهر ۱۴۰۳

عبارت Egg on به چه معناست؟

‌ ‌فعل عبارتی (phrasal verb)  Egg on به معنای “تشویق کردن، تهییج کردن” هستش.   مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: Encourage   مثال: The other students egged him on when he started arguing with the teacher وقتی او با معلم بحث می‌کرد بقیه دانش‌آموزان او را تشویق می‌کردند.  

۲ اصطلاح برای زمانی که حرف کسی را نفهمیدیم! ۲۲ مهر ۱۴۰۳

۲ اصطلاح برای زمانی که حرف کسی را نفهمیدیم!

زمانی که می خواهیم کسی حرفش را تکرار کند می گوییم؛ Come again I didn’t catch that

Let alone به چه معناست؟ ۲۱ مهر ۱۴۰۳

Let alone به چه معناست؟

Let aloneبه معنای چه برسه به اینکه… معنا می شود You cannot buy a boat let alone a car تو یک قایقم نمی تونی بخری چه برسه به ماشین You’re not a kid let alone a man تو یک بچه ام نیستی چه برسه به مرد