بایگانی‌های الفبای زبان - صفحه 107 از 200 - الفبای زبان
پسوند ish ۲۶ شهریور ۱۴۰۲

پسوند ish

پسوند ish درمورد پسوند ish باید بگویم که ما در زبان انگلیسی دو نمونه پسوند ish داریم که نباید آنها را با هم اشتباه بگیریم، یکی اسم یا صفت می سازد، دیگری فعل کاربرد پسوند اسمی و وصفی ish انگلیسی میانه، که از پسوند isc انگلیسی کهن می آید: 1- در نام اقوام و ملتها […]

iron out به چه معناست؟ ۲۶ شهریور ۱۴۰۲

iron out به چه معناست؟

nose aroundفضولی کردن iron outاتو کردن bank onروی کسی حساب کردن cut outمتوقف کردن break offقطع ارتباط put offپشت گوش انداختن dig intoتحقیق کردن

افعال دو قسمتی (1) ۲۶ شهریور ۱۴۰۲

افعال دو قسمتی (1)

point outاشاره کردن take offبلند شدن هواپیما write downنوشتن eat outبیرون غذا خوردن put outغذا خوردن break upجدایی، جدا شدن fill inپر کردن

چند جمله کاربردی (88) ۲۶ شهریور ۱۴۰۲

چند جمله کاربردی (88)

It cost a fortuneIt cost an arm and a leg(با ارزش بودن، ارزش خریدن رو داشتن) That’s a rip-off(تیغ زدن کسی،دزدی، کلاهبرداری کردن با قیمت بالا) I can’t afford it(توان خریدن ش رو ندارم) That’s a bit pricey(یه خورده گرانه) That’s quite reasonable(کاملا منطقیه) It’s 20% off(بیست درصد تخفیف داره) That’s a good deal(معامله خوبیه) […]

چند واژه ساده (1) ۲۶ شهریور ۱۴۰۲

چند واژه ساده (1)

skirt: دامن overall: لباس کار،سرهمی sweater: ژاکت swimsuit: لباس شنا hat: کلاه shorts: شلوارک slippers: دمپایی scarf: شال،روسری socks: جوراب

ازت گله دارم! ۲۲ شهریور ۱۴۰۲

ازت گله دارم!

have a bone to pick with someone=have reason to disagree or be annoyed with someone دلخوری داشتن/ گله داشتن/ I have a bone to pick with you ازت گله دارم I have a bone to pick with you, Sara; I heard how you criticized me at the meeting last night ازت (دلخورم) گله دارم سارا، […]

این نظر شخصی منه ۲۲ شهریور ۱۴۰۲

این نظر شخصی منه

my two cents=an unsolicited opinion= opinion, advice, counsel نظر ناخواسته-نظر شخصی- That’s my two cents این نظر شخصی منه My two cents is that you should sell your stock now نظر شخصی من این است که الان باید سهامت را بفروشی.

درباره درصد- percent % ۲۱ شهریور ۱۴۰۲

درباره درصد- percent %

در زبان انگلیسی درصد کلمه percent % است. مثال: ?A:What’s the weather forecast.B:There’s a 50 percent chance of rain پیش بینی وضع هوا چیه؟ ۵۰ درصد احتمال بارندگی وجود داره. صد در صد One hundred percent هفتاد و پنج درصدSeventy_five percent پنجاه درصد Fifty percent ده درصد Ten percent

چند واژه کاربردی (93) ۲۱ شهریور ۱۴۰۲

چند واژه کاربردی (93)

Alarm clock :ساعت زنگی backpack: کوله پشتی basket: سبد book: کتاب boots: پوتین، چکمه broom: جارو دستی camera: دوربین candle: شمع clock: ساعت curtains: پرده cushion: کوسن cutter: کاتر

grouchy ۲۰ شهریور ۱۴۰۲

grouchy

grouchy = irritable and bad-tempered; grumpy; complaining⠀ ⠀⠀⠀ ‌انسان بد خلق-شاکی-نق زن Your grandmother has nothing to stop her from being bored, grouchy, and lonely مادربزرگ شما برای خلاصی اش از بی حوصلگی، بداخلاقی و تنهایی چیزی ندارد. (که انجام دهد) If your usual bus driver is a grouch, he’s probably always yelling at his […]