واژه «ailing» به چه معناست؟
Ailing بیمار/ ناخوش احوال She looked after her ailing father او از پدر بیمارش مراقبت کرد. He was an ailing old man او یک پیرمرد بیمار بود.
واژه ای برای «خستگی ناپذیر» در زبان انگلیسی
Indefatigable SYN: tireless (رسمی) خستگی ناپذیر، نَستوه Although the effort of taking out the garbage exhausted Wayne for the entire morning, when it came to partying, he was indefatigable اگرچه تلاش برای بیرون بردن زباله ها وین را کل صبح خسته کرد، اما وقتی نوبت به مهمانی رسید، خستگی ناپذیر بود. One can […]
نکته مهمی درباره واژه «Rare»
برای چیزهایی که تعداد کمی از آنها وجود دارد از کلمهی rare استفاده میشود: Rare coins are usually worth a lot of money برای رویدادهایی که خیلی کم رخ میدهند هم از کلمهی rare استفاده میشود: I was lucky enough to witness one of her rare public appearances برای توصیف چیزهایی که معمولاً رایج هستند […]
به آدم «خانه نشین» چه می گویند؟
Homebody=One whose interests center on the home معنی: خونه دوست؛ خانه نشین- کسی که اهل فعالیتهای بیرون خونه نیست و در خونه موندن رو ترجیح میده. Terry’s a bit of a homebody, so there was no more clubbing تری کمی خانه نشین/ خانه دوست است، بنابراین دیگر خبری از باشگاه نبود I’ll […]
چند واژه ترکیبی مرتبط با زیبایی صورت (2)
Stubble معنی: تهریش مثال: He’s got thick eyebrows and stubble او ابروهای پرپشت و تهریش دارد. Clean-shaven معنی: اصلاحشده، بدون ریش و سبیل مثال: He’s clean-shaven and looks neat او اصلاح کرده و مرتب به نظر میرسد. Receding hair معنی: عقبرفتن موها مثال: His hair is receding موهایش در حال عقب رفتن است.
چند عبارت کاربردی با Nature
Nature calls دسشویی دارم By nature به طور طبیعی /ذاتا She is kind by nature او ذاتا مهربونه She is mean by nature او ذاتا بدجنسه She is patient by nature او ذاتا صبوره
چند اصطلاحات کاربردی/ اصطلاح «I’m broke» به چه معناست؟
I’m game من پایهام I’m broke بیپولم I’m bushed خیلی خستم I’m ticklish قلقلکیام I’m torn دو دلم I’m tied up دستم بنده I’m all set من آمادهام I’m off من رفتم I’m easy برای من فرقی نداره I’m afraid متأسفم / شرمنده I’m your humble کوچیک شماییم
اصطلاحی برای «مقایسه قیمتها» درانگلیسی
Shop around فعل عبارتی (phrasal verb) Shop around به معنای “مقایسه قیمت ها” است. مترادف یا توصیف این فعل عبارتی: compare prices مثال: I want to shop around a little before I decide on these boots میخواهم قبل از تصمیمگیری درباره خرید این چکمهها، کمی قیمت ها را مقایسه کنم.
واژگان ضروری 504/ vigor & captive به چه معناست؟
emerge……………ظاهر شدن jagged……………..دندانه دار linger……………….ماندن ambush………….کمین crafty………………حیله گر defiant……………نافرمان vigor……………….توان perish…………….مردن fragile……………..شکننده captive……………زندانی prosper………موفق شدن devour……….بلعیدن
بررسی برخی واژگان ساده و پیشرفته انگلیسی / «Concur» به چه معناست؟
در امتحان آیلتس استفاده از لغتها و عبارتهای نرمال و پایه اشتباه نیست، ولی هرچقدر بتونید به صورت متعادل از کلمات سطح Advanced و آکادمیک استفاده کنین میتونین انتظار نمرهی بالاتری رو هم تو بخش Speaking و هم Writing داشته باشین. Normal=Academic Many= Numerous Prove= Justify Agree= Concur Good= Advantageous Bad= Detrimental Show= Elucidate […]





Wednesday, 23 September , 2026