بایگانی‌های الفبای زبان اصطلاحات کاربردی - صفحه 24 از 28 - الفبای زبان
2اصطلاح کاربردی/ Cup of tea ۲۰ فروردین ۱۴۰۳

2اصطلاح کاربردی/ Cup of tea

 معقولانه و منطقی بودن  To make sense It makes sense to wait until a sunny day to visit together in the park معقولانه و منطقی اینه که صبر کنیم تا یه روز افتابی همدیگه رو تو پارک ببینیم. That Jimmy ran away from home suddenly doesn’t make sense to any of us این که جیمی […]

2 اصطلاح کاربردی/ to fall for sth ۲۰ فروردین ۱۴۰۳

2 اصطلاح کاربردی/ to fall for sth

 کشیدن غذا  to dish out I’ll dish it out, and you take it to the table من غذا رو میکشم شما ببر سر میز. ?Jon, could you ​dish some rice out for me, ​please جان میشه لظفا یه کم برنج برام بکشی؟ گول و فریب چیزی رو خوردن to fall for sth He told me […]

3 اصطلاح کابردی/ on the house ۲۰ فروردین ۱۴۰۳

3 اصطلاح کابردی/ on the house

 رایگان….مجانی…صلواتی (غذا و نوشیدنی)  on the house = if food or drink is on the house in a bar or restaurant, it is provided free by the owner  These drinks are on the house. it’s the restaurant’s tenth anniversary این نوشیدنی ها مجانی هستن. مراسم دهمین سال فعالیت رستوران هستش.  رفیق نیمه راه fair-weather friend […]

سوالاتی درباره قرار ملاقات ۱۹ فروردین ۱۴۰۳

سوالاتی درباره قرار ملاقات

?Where shall we meet کجا همدیگر را ببینیم؟ ?What time / When shall we meet چه ساعتی / کی همدیگر را ببینیم؟ Let’s meet at the new Chinese restaurant قرار ما در رستوران جدید چینی ?Is 7:30 ok with you? / How about 7:30 ساعت ۷:۳۰ برای تو خوبست؟

4 اصطلاح کاربردی/ I went off the deep end ۱۸ فروردین ۱۴۰۳

4 اصطلاح کاربردی/ I went off the deep end

I went off the deep end  از شدت غعصبانیت زد به سرم – از کوره در رفتم Don’t talk behind his back پشت سرش صحبت نکن- غیبت نکن They fight like cat and dog مثل سگ و گربه به جان هم می افتند Keep your eyes open حواستو جمع کن

4 اصطلاح کاربردی/ Keep your emotions in check ۱۸ فروردین ۱۴۰۳

4 اصطلاح کاربردی/ Keep your emotions in check

As time goes by با گذشت زمان Keep your emotions in check باید احساساتتو کنترل کنم Keep your emotions in check پولش اصلا مهم نیست Teaching is my bread and butter تدریس راه امرار معاش من است

4 اصطلاح کاربردی/ kick up your heals/ Land your self in trouble ۱۸ فروردین ۱۴۰۳

4 اصطلاح کاربردی/ kick up your heals/ Land your self in trouble

kick up your heals کارهایی رو بکن که دوست داری- خوش بگذرون Throw cold water on توی ذوق کسی زدن- دلسرد کردن یک نفر Drive a wedge between us این مسئله داره بین ما جدایی می ندازه- شکاف افتادن در روابط Land your self in trouble خودت را در دردسر می اندازی

ساختار کاربردی «ارزشش را درد» ۱۸ فروردین ۱۴۰۳

ساختار کاربردی «ارزشش را درد»

وقتی می خواهیم بگوییم چیزی ارزشش را دارد یا ارزش امتحان کردن را دارد از ساختار زیر استفاده می کنیم: to be (am/is/are) + worth + (verb + ing) /it This movie is worth watching  این فیلم ارزش تماشا کردن رو دارد. That city is not worth visiting  اون شهر ارزش رفتن(دیدن) رو نداره. It […]

اصطلاحات عامیانه (20) ۱۸ فروردین ۱۴۰۳

اصطلاحات عامیانه (20)

You don’t say- نه بابا Cross my heart -به جووون خودم I mean it -جدی میگم I don’t buy it- باور نمیکنم No way -اصلا ، ابدا Suit yourself -هر جور راحتی

افعال ترکیبی(3) ۱۵ فروردین ۱۴۰۳

افعال ترکیبی(3)

 wipe away پاک کردن weigh up سبک سنگین کردن، سنجیدن wear out از پا درآمدن make for عازم شدن hand around دست به دست چرخاندن چیزی wrap up تمام کردن، پایان water down رقیق کردن    mark down تخفیف دادن، پایین آوردن قیمت چیزی