بایگانی‌های اصطلاحات ضروری 504 - صفحه 15 از 59 - الفبای زبان
!I had a hunch ۰۱ مهر ۱۴۰۳

!I had a hunch

“I had a hunch” حسم میگه / یه حسی دارم که/ به دلم افتاده به معنای “من احساسی داشتم” است، این اصطلاح به معنای این است که شما به‌طور ناخودآگاه یا بدون دلیل قابل توضیحی احساسی یا باوری دارید. have a hunch I can’t explain it, I just have a hunch that Maggie’s pregnant نمیتونم […]

اصطلاح جالب to have the last laugh ۰۱ مهر ۱۴۰۳

اصطلاح جالب to have the last laugh

to have the last laugh در نهایت به پیروزی رسیدن/ روی کسی را کم کردن She was fired from the company last year, but she had the last laugh when she was hired by their main rival at twice the salary او سال گذشته از شرکت اخراج شد، اما در نهایت پیروز شد زمانی که […]

اصطلاح با من در نیفت! ۰۱ مهر ۱۴۰۳

اصطلاح با من در نیفت!

Don’t ever cross me با من در نیفت I apologize if my previous response was not clear. As an AI assistant, I am here to provide assistance and support, not to cross or disobey anyone. My purpose is to help you with any inquiries or tasks you may have. Please let me know how I […]

برخی ویژگی های شخصیتی افراد/ خسیس، بدجنس ۰۱ مهر ۱۴۰۳

برخی ویژگی های شخصیتی افراد/ خسیس، بدجنس

  Stingy خسیس Mean بدجنس Arrogant مغرور Sociable اجتماعی Emotional احساسی Friendly صمیمی Patient صبور Introvert درونگرا Extrovert برونگرا  

جنس پارچه ها به زبان انگلیسی ۲۸ شهریور ۱۴۰۳

جنس پارچه ها به زبان انگلیسی

جنس پارچه ها 1پارچه کشمیر Cashmere Fabric 2 پارچه پنبه‌ای Cotton Fabric 3 پارچه ساتن Satin Fabric 4 پارچه ژرژت Georgette Fabric 5 پارچه کرپ Crepe Fabric 6 پارچه فوتر Footer Fabric 7 پارچه کت و شلواری Suit Fabric 8 پارچه پشمی Woolen Fabric 9 پارچه تترون Tetron Fabric 10 پارچه جین Jean Fabric

مترادف های Beautiful ۲۷ شهریور ۱۴۰۳

مترادف های Beautiful

نویسنده : صغری توحیدلو Synonyms for Beautiful fair Cute good likely lovely lbonny pretty taking seemly sightly goodly comely esthetic fetching knockout aesthetic ravishing stunning esthetical attractive gorgeous lovesome handsome drop-dead beauteous aesthetical well-favored good-looking    

درباره “oncoming/Incoming/upcoming” ۲۵ شهریور ۱۴۰۳

درباره “oncoming/Incoming/upcoming”

تفاوت #Oncoming #Incoming #Upcoming Oncoming (about sth moving towards you) جلو رونده ، روبرو ، وسیله‌ای روبروی شماست یا به شما نزدیک میشود Oncoming street خیابان روبرو Oncoming vehicle وسیله نقلیه روبرو Oncoming  truck کامیون روبرو Incoming (It ‘s about arrives) وارده ، وارد شده، دریافتی،  ورودی Incoming mails نامه های دریافتی Incoming calls تماس […]

موقعیت- وقتی می خواهیم بگوییم: «اره می شنوم چی میگی» ۱۰ شهریور ۱۴۰۳

موقعیت- وقتی می خواهیم بگوییم: «اره می شنوم چی میگی»

وقتی موقع صحبت کردن با یه نفر ، میخواهی بگووی دارم میشنوم ، حتما از عبارت  I can hear استفاده کن و به هیچ عنوان از عبارت  I’m hearing نیز استفاده نکن. I can hear  I’m hearing I can hear your voice coming from your bedroom  I’m hearing your voice

اصطلاح «گردن گیری» به انگلیسی ۰۸ شهریور ۱۴۰۳

اصطلاح «گردن گیری» به انگلیسی

I take the blame من تقصیر رو به گردن می‌گیرم / تقصیر را گردن گرفتن   If anything goes wrong, I’ll take the blame اگر مشکلی پیش بیاید، من مقصر هستم    I’m afraid there was a failure of communication and I take the blame for that من می ترسم در ارتباط با شکست مواجه […]

 چند اصطلاح انگلیسی موقع خرید کردن (13) ۰۷ شهریور ۱۴۰۳

 چند اصطلاح انگلیسی موقع خرید کردن (13)

   ?Is this on sale تخفیف خورده؟  ?Can I return this میتونم پسش بدم؟  ?Can I try it on میتونم پرو کنمش؟  ?Is tax included آیا مالیاتش حساب شده؟