بایگانی‌های اصطلاحات زبان انگلیسی - صفحه 38 از 84 - الفبای زبان
ضرب المثل های انگلیسی (8) ۰۲ بهمن ۱۴۰۲

ضرب المثل های انگلیسی (8)

All that glitters is not gold هر گردی گردو نیست. Take it or leave it میخوای بخواه، نمیخوای نخواه A snake in the grass آب زیر کاه بودن

چند عبارت کاربردی تلفن همراه ۱۹ دی ۱۴۰۲

چند عبارت کاربردی تلفن همراه

Recharge your cellphone’s battery before it dies قبل از اینکه تلفن همراتون خاموش بشه‚باتری ش رو شارژ کنید. update programs from time to time هر از گاهی برنامه ها رو آپدیت کن. To look up a number in your contacts جستجو کردن شماره تلفن در تماسها. To dial into local numbers شماره گیری برای مکالمه […]

چند جمله کاربردی (95) ۱۹ دی ۱۴۰۲

چند جمله کاربردی (95)

درس&مدرسه &دانشگاه Our new professor is really absent-minded استاد جدید ما خیلی حواس‌پرت است. Our new professor does not seem to be knowledgeable استاد جدیدمان بنظر نمیرسد باسواد باشد. I’ve not handed in/turned in my project yet من هنوز پروژ‌ه‌ام را تحویل نداده‌ام. The new teacher has picked on me badly استاد جدیدمون بدجوری به […]

بیا بریم یه دوری بزنیم! ۱۷ دی ۱۴۰۲

بیا بریم یه دوری بزنیم!

وقتی بخوایم بگیم “بیا اینکارو بکنیم” از این قالب استفاده میکنیم Let us اول شخص جمع است که فقط در موقعیت های بسیار رسمی از آن استفاده می کنیم. Let’s فرم کوتاهی است که ما اغلب از آن برای ارائه پیشنهاداتی استفاده می کنیم که شامل خودمان می شود، به مثالها توجه کنید:  شکل ساده […]

اصطلاح «keep it under your hat» ۱۷ دی ۱۴۰۲

اصطلاح «keep it under your hat»

keep it under your hat رازی را پیش خود نگه داشتن/افشا نکردن راز If someone tells you a secret and you keep it under your hat, you don’t tell anyone I’ll only tell you if you promise to keep it under your hat Aunt Biddy said she couldn’t possibly tell me the family secrets because […]

چند اصطلاح کاربردی (110) ۱۶ دی ۱۴۰۲

چند اصطلاح کاربردی (110)

 من حاضرم : I’m up ما رفتیم : I’m off من پایه ام : I’m in (من نیستم، پایه نیستم) : I’m out حلش میکنم : I’m on in تمومش کردم : I’m through with it

جملات کوتاه انگلیسی با ترجمه (18) ۱۶ دی ۱۴۰۲

جملات کوتاه انگلیسی با ترجمه (18)

Sometimes you’ve got to shut up, swallow your pride and accept that you’re wrong. It’s not giving up. It’s called growing up گاهی باید ساکت بشی، غرورت رو ببلعی و قبول کنی که اشتباه می کنی. و این به تسلیم شدن نیست. به این میگن بزرگ شدن. “You can Either Feel Sorry for Yourself or […]

اصطلاح «Dry up» ۱۳ دی ۱۴۰۲

اصطلاح «Dry up»

Dry up=when all the liquid and /or moisture evaporates کاملا خشک شدن یا کردن، پژمردن/بازدهی نداشتن   Warm breezes from the South dried up the streets نسیم گرم جنوب خیابان ها را خشک کرد The streets will dry up once the sun is out هنگامی که خورشید خاموش شود، خیابان ها خشک/پژمرده می شوند

hot potato issue به چه معناست؟ ۱۲ دی ۱۴۰۲

hot potato issue به چه معناست؟

نویسنده:مهدی کلاته عربی/ Hot potato issue موضوع مناقشه برانگیز (معمولا سیاسی). موضوعی که بحث درباره‌اش، باعث ناراحتی میشه و تمثیلش به سیب زمینی داغ اینه که هر کسی میخواد زود از شرش خلاص بشه و در دست، نگهش نداره چون خیلی داغه. Gun control in the US is a real [political] hot potato issue کنترل […]

اصطلاح «Tough nut to crack» ۱۲ دی ۱۴۰۲

اصطلاح «Tough nut to crack»

Tough nut to crack مساله سخت. معضل بزرگ. بیشتر در محاوره به کار میرود. Nut به معنی آجیلهای با پوست سخت مثل گردو و پسته فندق و اینها.crack هم که یعنی شکافتن، ترک برداشتن، در اینجا یعنی باز کردن پوسته سخت. Ooh! That’s a tough nut to crack I thought I would solve this problem […]